نوشته‌ها

اولین پست کانال تلگرامی من به نام eBiz

منتشر شده در کانال تلگرامی ام eBiz به نشانی http://www.t.me/AlirezaMojahedi

در آستانه ورود به ۲۵ سالگی حضورم در فضای مجازی و وب در حالیکه اینترنت در ایران از زمانی که از دو سه دانشگاه فراتر رفت و نقطه ایران ثبت شد هنوز ۲۴ ساله است.
از روزهایی که در سالهای اول دهه هفتاد که اینترنت نبود و با مودمهای دایال آپ و BBS ها تبادل دانش و اطلاعات میکردیم، روزهایی که میگفتیم “یک بیت بفرست یک بایت بگیر”، و چقدر خوشحال بودیم که آدرس ایمیل دار شدیم، روزهایی که با ایمیل محتوای یک صفحه وب سایتی را زیپ شده میگرفتیم تا از کد نویسی ایجاد صفحات وب سر در بیاوریم، و اینکه مجله شبکه در اولین شماره انتشارش در سال ۱۳۷۵ مصاحبه ای با من چاپ کرده بود با موضوع اولین طراحان وب در ایران!
همه اینها خاطره است.
در طول این مدت، تجربیات بسیاری در دنیای تجارت الکترونیکی و کسب و کار الکترونیکی آموخته ام که ترکیب آنها با دانش و تحصیلات آکادمیک و مطالعات آزادم و نیز آموخته هایم در دنیای کسب و کار و مدیریت و رهبری، مجموعه ای حاصل شده است که برای برخی از کمپانی های بین المللی منطقه به قدری جذاب بود که مرا برای پستهایی چون Vice President eCommerce، Head of eCommerce ، eCommerce Manager مناطق META, EMEA, MENA,MENAP دعوت به همکاری نمودند
حال که این ترکیب ارزشمند شده است مایل هستم از طریق این کانال و سایر رسانه های اجتماعی، تجارب و دانشم را در قالب فایلهای تصویری، ویدئویی و صوتی با شما به اشتراک بگذارم
باشد که منشا اثر باشد و بتواند به تجارت الکترونیکی کسب و کار شما کمک نماید
بی شک همراهی شما عزیزان با اظهار نظرها، طرح پرسشها، نقدها و … به من کمک خواهد نمود تا بیشتر و بهتر مطالب را با نیازهای شما منطبق نمایم

مطالب علاوه بر آنکه تجربه محور هستند تماما کاربردی بوده و مبتنی بر دانش و تئوری های علمی روز دنیا خواهند بود.
یعنی فاصله شما با مثلا ایکامرس پپسی کو در حد چند ساعت خواهد بود
با من همراه باشید



با بوکینگ و کاربردش در کسب و کار آشنا شوید

قرار بود در مورد بوکینگ Booking بنویسم.
همانطور که به گوشتان خورده است بوکینگ یا بوک کردن به معنی رزرو است.
مثل رزرو هتل، رزرو بلیت هواپیما و …
ولی کاربردش در کسب و کار چیست؟
جدای از کاربردش در بازارهای سلف (بخوانید SALAF) و بازارهای آتی (معاملات فیوچر) که در پست دیگری به آن خواهم پرداخت و خواهید دید که دنیای تجارت چقدر راه حل برای ساده کردن تجارت و زندگی آدمها اختراع کرده است، اولین بار این اصطلاح را در کسب و کار قبلی ام یعنی رادان تحریر پیاده کردم.
در رادان تحریر کار ما تولید کاغذ بود. با یک دستگاه ماشین بسته بندی شروع کردم و با برون سپاری تولید، محصولم را وارد بازار کردم. ظرف مدت ۱۸ سال رسیدیم به جایی که نه تنها همه ماشین آلات تولید و برش و صنایع تبدیلی و سیستمهای چاپ رول به رول را داشتیم بلکه کوتینگ کاغذهای کاربن لس را هم انجام میدادیم و دو کارخانه با ظرفیت ۸ تن در روز نیز توسط مجموعه من اداره میشدند و تولیداتشان را به صورت رول و بند را یا خودمان مصرف کرده و یا میفروختیم.
بعد از ۱۶ سال متوجه شدم که این صنعت دارد دچار بحران جدی میشود و شروع کردم به آغاز فرایند خروج از صنعت که خودش تقریبا ۲ سال طول کشید و اوایل سال ۹۴ کلا از این صنعت خارج شدم.
متاسفم که حدسم درست بود و به موقع اقدام کردم چرا که دو سال بعد و در سال ۹۶ حتی یک کیلو کاغذ در کشور تولید نشد و در سال ۹۷ بنابر گزارش رسمی منتشر شده همه واحدهای تولید کاغذ کشور تعطیل شدند.
بگذریم.
برگردیم به اصل مطلب.
همه تان میدانید که به علت وارداتی بودن کاغذ و یا مواد شیمیایی مصرفی در این صنعت نرخ ارز تاثیر مستقیم و موثری بر روی این صنعت دارد.
در یک واحد تولیدی نیز حجم مصرف بالا است  و عملا نمیتوان روی موجودی انبار حساب کرد چرا که فرایند تامین در جریان است و اگر میزانی موجودی در انبار وجود دارد، میزانی هم در راه و بر روی تریلی ها از بنادر دارند به سمت کارخانه می آیند، میزانی نیز در گمرک منتظر تشریفات گمرکی است، میزانی در کشتی بعدی در راه است، میزانی نیز در بندر مبدا دارد برای بارگیری شارژ میشود و میزانی نیز در کاخانه تولیدی مبدا در نوبت تولید بعدی قرار گرفته است.
سرمایه در گردش این صنعت چندین برابر کل سرمایه ثابت است.
در سالهایی که مثل همیشه نرخ ارز به سرعت رشد کرده و بعد از چند ماه در نقطه بسیار بالاتری به ثبات رسیده و مجدد با تاخیر زمانی دوباره اوج میگیرد، ما نیز مانند همین زمان دچار بحران قیمت گذاری بودیم.
وقتی یک سفارش را با نرخی میبستیم، تا بیاییم آنرا تولید کنیم و تحویل دهیم عملا وارد حاشیه زیان شده بودیم.
تولید کننده در بسیاری از سفارشات عملا با تولید کالا داشت زیانش را بیشتر میکرد.
اگر هم میزدیم زیر قرارداد و دبه میکردیم که دیگه هیچ. نه اخلاقی بود و نه حرفه ای و اصلا در شان برند ما هم نبود.
چاره کار در چیست؟
من چاره کار را در بوک کردن دیدم. یعنی تغییراتی در ترکیب بوکینگ و فروش نسیه دادم که سیستم فروشمان را بر اساس آن جلو برده شد.
گرچه تا بیایم این اصطلاح را در بین مشتریانمان که عمدتا با این تکنیکها و متدها اصلا آشنا نیستند جا بیندازم انرژی زیادی صرف شد ولی خیلی زود (شاید چون مجبور به تبعیت بودند) موفق شدیم و جا انداختیم.
اصل ماجرا به این قرار است که معمولا تسویه حسابها نقدی نیست. یعنی شما در بازار عمده فروشی نسیه میفروشید.
این عبارت را بد نیست ببینید: ن/۳۰-۱۰/۱۰
یعنی نسیه ۳۰ روزه ولی ۱۰درصد تخفیف اگر مثلا ظرف مدت ۱۰ روز تسویه شود.
این اصطلاح به ما کمک کرد تا خریداران را تشویق کنیم به جای خرید نسیه نقدی تسویه کنند و تخفیف بگیرند.
این کار کمی به ما کمک کرد که جلوی افزایش شدید قیمتهای خرید دوام بیاوریم. ولی کافی نبود.
اینجا بود که بوکینگ به ما کمک کرد.
ما بعد از دریافت سفارش فورا پیش فاکتور صادر میکردیم که در آن نوع کالا و قیمت و تاریخ تولید و تحویل و … به اطلاع سفارش دهنده میرسید و معمولا اعتبار ۱۵ روزه داشت.
چون قیمتها روز به روز حتی گاها ساعت به ساعت افزایش میافت ناچار بودیم قیمتها را شناور کنیم. ولی نمیشد برای ۱۵ روز قیمت را ثابت نگه داشت. ظرف یک روز گاها ۱۰% افزایش نرخ داشتیم چه برسد به ۱۵ روز بعد.
برای همین از بازارهای فیوچر و بازار نفتی اوپک یاد گرفتم که مشتریان سفارششان را بوک کنند.
بدین صورت که پیش فاکتور صادر میشد، اعتبارش ۲۴ ساعت بود.
ولی با ۲۴ ساعت که کار سفارش دهنده راه نمی افتد چون پروسه ای را باید طی میکرد.
برای همین گفتیم هر کسی ۶۰% ارزش پیش فاکتور را الان واریز کند، قیمت این سفارش برای مدت ۱۴ روز برایش بوک میشود. یعنی تا ۱۴ روز آینده این قیمت برایش تغییر نخواهد کرد.
ولی اگر واریز نکند در زمان ارسال سفارش قیمت روز هر چه باشد همان قیمت در فاکتور درج خواهد شد.
به عبارتی دیگر قیمت درج شده در فاکتور قیمت روز بود مگر آنکه فردی قبلا قیمت پیش فاکتورش را بوک کرده باشد.
بعدها این درصد پیش پرداخت را تغییر دادیم.
و البته سعی کردیم تشویقشان کنیم ۱۰۰% سفارش را واریز کنند و تخفیف هم بگیرند.
سفارشی که بوک شده باشد اگر خریدار منصرف شود درصدی از پیش پرداخت سوخت میشود و مابقی به حساب اعتبارش (بستانکاری حساب) واریز میشود که در خرید بعدی تسویه گردد.
در تعریف ابزارهای تشویقی هم یک نکته کلیدی وجود دارد که با شما درمیان میگذارم. (گرچه این نکات کلیدی حاصل از سالها تجربه و هزینه را بیشتر در برنامه های حضوری معرفی خواهم کرد)
و آن نکته اینکه با توجه به اینکه معمولا نرخ سود پول در بازار چیزی بین ۳۰ الی ۴۰ درصد است. یعنی از ۱۰۰ میلیون تومان پول انتظار برگشت ۳۰ الی ۴۰ میلیون تومان میرود (برخی به این نرخ میگویند نرخ نزول. ولی نرخ سودهای بانکی هم که بسیار ارزانتر از بازار است هم در آن صورت نزخ نزول هستند) میزان تخفیف شما باید از این نرخ جذابتر باشد.
یعنی تخفیف شما باید به آن مبلغ بچربد و یا برابری کند. کمتر از آن جذاب نیست و طرف حساب شما ترجیح میدهد نسیه بخرد و از پول نقدش سود بیشتری بدست بیاورد.
امروزه نیز که قیمتهای بسیاری از کالاها به دلیل افزایش نرخ ارز و افزایش بهای تمام شده کالای در جریان ساخت دائما در حال شناوری است، لذا بکار بردن این مکانیزم از زیانهای مالی بسیاری از شما عزیزان جلوگیری خواهد کرد.
این مکانیزم هم یک مکانیزم من درآوردی نیست. در بورسهای کالا کاملا رایج است. مثل بازار نفت، بازار گندم، فلزات، شکر و …
از این ابزارها در تجارت جاری خودتان بهره ببرید تا هم خودتان راحت تر تجارت کنید و هم دیگران یادبگیرند و از آن استفاده کنند.
مرا هم دعا کنید.
در فرصتی دیگر حتما در خصوص مکانیزم بازارهای فروش آتی برایتان خواهم نوشت که بسیار بسیار جذاب و ایمن است و متاسفانه جایش در بازارهایی مانند بورس کالای ما بسیار خالی است و عده کمی با آن آشنا هستند و یا به کار میگیرند.
همینقدر بگویم که تصور کنید میخواهید ساختمانی را بسازید و با این مکانیزم میتوانید سیمانهایی را که قرار است در یک یا دو سال بعد خریداری کنید را همین امروز تعیین قیمت میکنید!

شناسایی رفتار مشتری در مقابل قفسه های فروشگاهها

شناسایی رفتار مشتری در مقابل قفسه های فروشگاهها عامل مهمی است که با هزینه زیاد و دقت کم همواره مدیران بازاریابی به دنبال شناخت آن بوده اند.
اینک تکنولوژی همه رفتارها را میتواند شناسایی کند
تکنولوژی بسیار جالبی است.. قطعا نقطه آغازی برای رشد در این زمینه است

شما را به تماشای آن دعوت میکنم :

🎥  ویدئو تکنولوژی در خدمت مدیریت قفسه فروشگاه

⏱ ۰۰:۰۰:۳۵

🖥 فایل ضبط شده بر روی آپارات در کانال AlirezaMojahedi قرار دارد:

Aparat: http://www.aparat.com/AlirezaMojahedi

 

 

راههای ارتباطی با دکتر علیرضا مجاهدی

🔗 همه راههای ارتباطی با دکتر علیرضا مجاهدی:

به منظور ارتباط مستقیم و استمرار ارتباط و برای اینکه بتوانم به سوالات شما پاسخ بدهم، تالار گفتگویی ویژه پرسش و پاسخ کاربران کانال ایجاد گردیده است که از طریق لینک زیر در دسترس است:
Discussion Forum: http://www.mojahedi.ir/?forum=ebiz-telegram
چنانچه در مورد مباحث مطرح شده با سوالی مواجه شدید میتوانید از طریق تالار گفتگو آنرا مطرح نموده و پاسختان را نیز در همانجا دریافت کنید.

در صورت نیاز به مشاوره هم میتوانید فرم مشاوره را از وب سایتم تکمیل فرمایید:
http://www.mojahedi.ir/?page_id=1512

اگر هم مایل هستید در لیست ایمیلی من عضو شوید میتوانید از طریق لینک زیر یا فرم مندرج در پایین صفحه وب سایتم اقدام کنید:
Mailing List: http://eepurl.com/drbifH

اگر دریافت پیامک را مسدود نکرده و تمایل دارید در سامانه پیامکی ام نیز عضو شوید عدد ۱۱ را به شماره ۵۰۰۰۴۱۵۰۶۸۶۸ ارسال کنید. فقط در اطلاع رسانی خاص ارسال میشود
SMS List: 500041506868

چنانچه مایل هستید اسلایدهای آموزشی که در دوره های آموزشی ام ارائه میکنم را مرور کنید از سایت اسلایدشیر به نشانی زیر میتوانید اقدام نمایید:
Slideshare: http://slideshare.net/alirezamojahedi

اگر مایل هستید ویدئو های آموزشی ام را مرور کنید به کانالهای ویدئویی من در یوتیوب و آپارات مراجعه کنید:
Youtube: http://www.youtube.com/AlirezaMojahedi
Aparat: http://www.aparat.com/AlirezaMojahedi

اگر مایل هستید فایلهای صوتی آموزشی ام را گوش دهید به کانال من در سایت شنوتو به نشانی زیر مراجعه کنید:
Shenoto: http://shenoto.com/alirezamojahedi

کانال تلگرام eBiz دکتر علیرضا مجاهدی نیز به نشانی زیر در دسترس است:
Telegram: http://www.telegram.me/AlirezaMojahedi

راههای دسترسی در شبکه های اجتماعی به شرح زیر است که در کارت ویزیت نیز درج شده است.
برای ارتباط مستقیم از طریق تلگرام میتوانید از طریق آی دی @DrAlirezaMojahedi  در تماس باشید:

eMail: alirezamojahedi @ gmail.com
Web: http://www.Mojahedi.ir
Instagram: http://www.instagram.com/AlirezaMojahedi
Telegram: http://www.telegram.me/DrAlirezaMojahedi
Linkedin: http://www.linkedin.com/in/AlirezaMojahedi
Facebook: http://www.facebook.com/AlirezaMojahedi
Twitter: http://www.twitter.com/AlirezaMojahedi
G+: http://plus.google.com/+AlirezaMojahedi

پاسخ سوال کاربران – ۳

دوست بسیار بزرگوارم، جناب آقای دکتر عنبری، که افتخار آشنایی با ایشان را در سری برنامه های نقشه گنج رادیو جوان کسب کردم و بسیار از این بابت خوشحالم، لطف کرده اند و شکسته نفسی فرموده اند و از من خواسته اند که پاسخ سوال یکی از مخاطبان این برنامه را که مخاطب کانالم هم هستند را پاسخ دهم. در حالیکه خودشان دارای دانش و تخصص کافی برای این سوال میباشند.
سوال دوست عزیز ما به این شرح است:
من ۲۷ساله حدود ۱۰ ساله که مغازه محصولات فرهنگی مذهبی و سوهان فروشی تو مرقدامام دارم و به کار دیگه ای مشغولیت ندارم و از تکنولوژی و…. هم میشه گفت سردر نمیارم باتوجه به نقل قول خودتون از بیل گیتس که در آینده کا ها به دو دسته تقسیم خواهند شد ۱کسب و کارهای اینترنتی ۲کسب و کارهایی که از بین می روند

چند سال اخیر نمودار فروشمون رو به پایین در حرکت هستش

از شما که یک متخصص تو زمینه بازاریابی هستید میخواستم لطف کنید راهنمایی کنید با توجه به اینکه من توی این ده سال باشیب ملایمی رو به جلو در حرکت بوده و هستم و از طرفی هم حدود ۱۰۰ تومن پس انداز تو دست دارم، چطور میشه پیشرفت کرد و چه مسیری رو باید طی کنم؟

همونطور که عرض کرردم من ۲تا مغازه دارم که تو هر کدوم یه همکار دارم و چند ساله که مشغولم ولی الان میبینم اولا فروشم ضعیف شده دوما اگه یه فردی رو به جای خودم به مغازه اضافه کنم و خودم داخل مغازه نباشم یا کمتر باشم ممکنه کمی فروشم کمتر بشه ولی اگه جای دیگه ای با توجه به پولی که تو دست و بال دارم کاری رو شروع کنم ارزشش رو داشته باشه و اون کمبود رو جبران کنه ولی نمیدونم چه کنم برم یه مغازه دیگه مثلا تو زمینه لبنیات یا کار دیگه ای شروع کنم یا نه بچسبم به کار خودم و فروشم رو قدرتمندتر کنم؟

الان با توجه به اینکه من تو زمینه دیجیتال و این برنامه ها زیاد اطلاعاتی ندارم ولی چند تا مطلب دیدم که کارهای سنتی جای خودشون رو به کارهای دیجیتال دارن میدن و رفتار مشتری از سال ۹۲ تغییر پیدا کرده آیا این صحیح هست؟

سوال اصلی من اینه که الان با این وضعیتی که من دارم چه راه و مسیری رو برای من پیشنهاد میدید؟
اگر واقعا فضای اینترنت جای کارهای سنتی رو خواهد گرفت یا حداقل یکی از اصلیترین کانالهای فروش خواهد شد چه توصیه ای در این باره میکنید؟
چه دانشی رو فرابگیرم؟
تو همین مغازه خودم بایستم؟
چه کتابی رو بخونم؟
مغازه دیگه ای بزنم؟

پاسخ کمی طولانی است. لذا پاسخ را در فرمت فایل صوتی در ادامه تقدیم خواهم کرد: https://shenoto.com/album/21567

 

پاسخ سوال کاربران – ۲

دوست عزیز دیگری به اسم مرتضی، سوال خوبی را برایم ارسال کرده اند که با سپاس از ایشان پاسخش را در اینجا درج میکنم:

سلام، آیا لازم است همراه با دامنه ir دامنه com را هم ثبت کنیم؟
آیا علی بابا دات کام میتواند علی بابا دات آی آر را بگیرد؟

پاسخ:
صد در صد. ببینید اگر شما قصدتان راه اندازی کسب و کاری است که اتفاقا نام تجاری اش برایتان مهم است باید نه تنها دات کام بلکه سایر دامنه های آنرا نیز ثبت کنید تا کسی از تشابه اسمی استفاده نکرده و مشتریان شما را به مقصد خودش هدایت نکند.
علاوه بر آن باید همزمان در تمامی شبکه های اجتماعی نیز صفحه اختصاصی خودتان را با همان نام ایجاد کنید تا مشتریان شما به دام نام مشابه در صفحه اجتماعی تقلبی نیفتند.
همچنین اگر فکر میکنید وارد فضای بین المللی شده و به صورت محلی در کشور خاصی فعالیت خواهید کرد بهتر است دامنه همان کشور را هم برای خودتان ثبت کنید. مثلا tr برای کشور ترکیه یا de برای کشور آلمان و …
اکثر برندهای بین المللی تمامی دامنه ها را ثبت کرده اند و هزینه زیادی نیز سالانه از این بابت پرداخت میکنند.
در مورد دامنه ir مشابه دامنه یک برند بین المللی بله میتواند و این اتفاق هم حدود ۱۲-۱۵ سال پیش برای سایتی که کارش فروش کتاب بود و نامش facebook بود ولی با .ir افتاد و توسط وکلای فیس بوک صلب مالکیت شده و به آن کمپانی تعلق گرفت.
برای همین بهتر است دنبال دامنه ای باشید که مشابه نداشته باشد.
امیدوارم پاسخ سوالتان را گرفته باشید.
با تشکر از توجهتان و سالهای خوبی که پرسیدید

پاسخ سوال کاربران ۱

جناب آقای نظری، یکی از عزیزانی که کانال را دنبال میکنند سوالاتی مطرح کرده اند که چون ممکن است برای عده دیگری نیز این سوال مطرح باشد در اینجا پاسخ میدهم:

سلام استاد :
عوامل موثر و فاکتورهایی که سرمایه گذار را جذب یه استارت آپ میکنه چیه ؟
چه چیزی غیر از سود ، ملاک سرمایه گذاری در استارت آپ ها ست ؟
ثانیا آیا منتوری که سهمی در استارت اپ نداره و فقط از دور به گود نگاه میکنه میتونه غیر از مکتوب سازی راهکار موثر ارائه بده ؟
سوم اینکه آیا شکست یک mvp که نمونه اولیه محصول است نشان دهنده شکست اصل محصوله ؟ شاید انتظارات مشتری در محصول نهایی براورده میشه که در mvp نیست ،
مثلا در حوزه خوراکی شکلات اولیه با بسته بندی نه چندان گرون و شیک وارد بازار میشه که اگه بسته بندی شیک بود مورد استقبال قرار میگرفت ،
منظور از mvp محصول ابتدایی با امکانات کمتره یا محصول نهایی با تولید کم ؟
چهارم جایگاه تبلیغات کثیف (ترجمه درتی ادورتایزمنت ) در جذب مشتری در بازار ایران مثل بیمتو و سوری لند و … را چطور ارزیابی میکنید

و اما پاسخ:
من هنوز به مقام استادی نرسیده ام. استادی یک عنوان است در دانشگاهها. یک درجه علمی است. فردی که در دانشگاهی استاد تمام میشود مراحل بسیار طولانی و سختی را طی میکند.
من هنوز در حال آموختنم.
مدرس هم اگر هستم به خاطر افزایش تعامل و احساس مسئولیتی است که فکر میکنم اگر چیزی دارم که به کمک دیگران می آید آنرا منتقل کنم. این کانال، وبلاگ، مقاله، کتاب، مصاحبه، سخنرانی و البته تدریس، همه در این مسیر هستند.
این رسم ادب و احترام است که مدرسان را استاد خطاب میکنند و از شما سپاس گزارم که این لطف را نسبت به بنده داشتید. ولی اگر مرا با نام فامیلی ام خطاب کنید بسیار ممنون خواهم بود و تعامل ما راحت تر خواهد بود.

در مورد سوالهایتان به ترتیب پاسخ میدهم:
۱- از عواملی که برای یک سرمایه گذار بسیار مهم است میتوان به میزان نو آوری در محصول (چقدر از تکنولوژی روز استفاده کرده است و جدید است)، میزان بی نظیر بودن محصول (یعنی مشابه نداشته باشد) ، بزرگی بازار محصول، میزان قابلیت توسعه آتی آن، میزان قابلیت تبدیل شدن به کالای مکمل دیگر محصولات، میزان تبدیل شدن به کالای جانشین دیگر محصولات مشابه، نقطه سر به سر، زمان تقریبی رسیدن به نقطه سر به سر، سرمایه مورد نیاز برای رسیدن به نقطه سر به سر، حاشیه سود، چشم انداز آتی این محصول را میتوان نام برد.

۲- منتور یعنی مربی. فردی که صاحب تجربه نیست نمیتواند مربی باشد. پس اگر تجربه دارد یعنی این راهها را طی کرده است. دلیلی ندارد منتور سهامدار هم باشد. هر چقدر منتور با تجربه تر باشد بهتر میتوانید مسائل پیش پای شما را برایتان مشخص کرده و راه حل پیشنهاد دهد. ولی منتور در تمامی مراحل همراه شما نخواهد بود. بعد از راه افتادن شما به مدیرانی کار کشته نیاز خواهید داشت که شما را همراهی کرده و مسئولیتهای مستقیمی را نیز بر عهده بگیرند. آنگاه مشاوران میتوانند با مدیران همفکری کنند.

۳- ام وی پی MVP مخفف Minimum Viable Product یعنی حداقل محصول قابل پذیرش. یعنی برای اینکه مشتری آنرا بپذیرد باید تمامی حداقلها را داشته باشد. اینجا صحبت از تعداد تولید و حجم فروش نیست. در مورد یک واحد محصول داریم صحبت میکنیم.
اینکه بسته بندی چگونه باشد و … مربوط میشود به شرایط عرضه و مسائل بازاریابی و باز هم ربطی به خود محصول ندارد. ولی اگر مثلا دارید موبایل میسازید، الصاق دوربین میتواند تکمیل کننده محصول باشد. به تصویر زیر نگاه کنید شاید بهتر منظورم را متوجه شوید:

 

لذا شکست نمونه اولیه میتواند به معنی شکست محصول نهایی نیز تعبیر شود مگر اینکه علت شکست در تصمیمات اشتباه مدیریت باشد. اگر انتظار مشتری در محصول نهایی برآورده میشود پس هنوز MVP شما کامل نیست. مثل این میماند که همانطور که در تصویر بالا ملاحظه میکنید من شیرنی اولیه را خوب نپزم و خمیر را تحویل مشتری بدهم و بگویم در محصول نهایی درجه پختش را تنظیم خواهیم کرد.

۴- تبلیغ آنها هم تبلیغ است. قبل از آنکه هدف و بازار هدف سازندگان را بدانیم نمیتوان گفت خوب بوده یا بد. تبلیغ خوب و بد زمانی تشخیص داده میشوند که بدانیم هدف چه بوده و به چه میزان به هدف دست یافته ایم.
اما به قول ماکیاول هدف وسیله را توجیه میکند.
برخی از مدیران به هر قیمتی به دنبال دست یافتن به هدف هستند. اصطلاحا ماکیاولی فکر میکنند. بسیاری از مدیران سعی میکنند چهارچوب اخلاق اجتماعی بازار هدف را حتما رعایت کنند. چرا که در نهایت هر پیام، هر تصویر، هر تبلیغ، هر شعار، هر بسته بندی، هر محصول و … همه و همه در تصویری که مشتری از ما نزد خود میسازد تاثیر مستقیم دارد و تصویر سازی ها باید مرتبط و همراستا با فاز پوزیشنینگ یا جایگاه یابی (که در فیلم گامهای بنیادین بازاریابی نیز در موردش صحبت کردم) باشد.
همین تبلیغ شاید در جای دیگری کثیف نباشد. شاید برای مخاطبی خاص در گروه سنی خاص کثیف نباشد.
ولی شخص من هرگز چنین تبلیغاتی را ارسال نمیکنم. چون معتقدم جایگاه یابی یک هنر و تخصص است و کوچکترین عناصر نقش بسیار پر رنگی را بازی میکنند و در تصویر ما نزد مشتری بسیار موثر هستند چه برسد به عناصری به این بزرگی و پیامهایی به این شفافیت.
همه چیز بستگی دارد به تعریف ما از بازار هدف.
شاید برای مثلا این شرکت بیمه اصلا مهم نباشد که من و شما چه تعبیری میکنیم و اصلا مشتری اش میشویم یا نه. شاید او مشتری اش را دارد هدف گذاری میکند.
بگذریم از اینکه خیلی از پیامها و خیلی از کارها هم ممکن است در غالب یک پیام تبلیغاتی منتشر شود که اصلا منظور و هدف، تبلیغ آنچه میبینیم هم نبوده باشد و البته در مورد مثالهایی که شما نام بردید صدق نمیکند.
از توجهتان سپاس گزارم و امیدوارم توضیحاتم برایتان مفید فایده واقع شده باشد

معرفی چند کتاب درسی مرتبط با کسب و کار

زمانی که بدانیم نمیدانیم، مغز ما برای پذیرش و یادگیری آماده تر میشود.
اگر هم قصد ما یادگرفتن باشد، دیگر فرقی نمیکند از چه کسی و در چه سطحی داریم می آموزیم.
من شخصا از اینکه آموزش و پرورش و مدارس ما در مسیر کنکور و دانشگاه قرار گرفته اند بسیار ناراضی هستم. معتقدم دانشگاه و کنکور مبحث دیگری است ولی آموزش و پرورش درس زندگی باید باشد.
در سالهای اخیر کتب خوبی در آموزش و پرورش تالیف و منتشر شده است که واقعا دلگرم کننده است.
یکی از این کتابهای خوب کتاب درس کارگاه کارآفرینی و تولید است که برای پایه دهم دبیرستان رشته تجربی تالیف شده است.
شاید برایتان جالب باشد بدانید که برخی از مباحث مطرح شده در این کتاب را حتی مجبوریم به دانشجویان مقاطع MBA تدریس کنیم و بسیاری از این دانشجویان که فارغ التحصیل سایر رشته های تحصیلی هستند نیز با این مباحث نا آشنا هستند.
لینک این کتاب را برای دانلود در ادامه تقدیم خواهم کرد. مطالعه آنرا قویا توصیه میکنم از دست ندهید.
کتاب درسی “کارگاه کارآفرینی و تولید” پایه دهم متوسطه : http://chap.sch.ir/books/5132

حسابداری و امور مالی نیز یکی از مباحث بسیار بسیار مهم و ضروری برای صاحب هر کسب و کاری است. اغلب افراد و صاحبان مشاغل از آن واهمه دارند و فکر میکنند چون حوصله دفتر نویسی و …. را ندارند پس بهتر است کلا بیخیالش شوند غافل از اینکه این مبحث به اصلی ترین موضوع حیاتی هر کسب و کاری، یعنی گردش مالی میپردازد و ضروری است (تاکید) که صاحبان همه مشاغل با آن آشنا باشند.
یکی از کتابهای خوب تالیف شده در آموزش و پرورش کتاب حسابداری وجوه نقد و تحریر دفاتر قانونی پایه دهم متوسطه رشته حسابداری است.
با زبانی بسیار ساده شما را یک حسابدار میکند. شاید لازم نباشد شما حسابداری کنید ولی حداقلش این است که با حسابدار کسب و کار خودتان به یک زبان مشترک میرسید و از روالی که دارد برای کسب و کار شما ثبت میشود مطلع خواهید بود.
کتاب درسی “حسابداری وجوه نقد” پایه دهم متوسطه – کمک میکند به سادگی حسابداری را درک کنید و آچار به دست شوید. لینک مستقیم: http://chap.sch.ir/books/5182

سومین کتاب آموزش و پرورش که میخواهم معرفی کنم کتاب درسی است تحت عنوان تفکر و سواد رسانه ای که برای تمامی رشته های دوره متوسطه تالیف شده است. گرچه بار سواد رسانه ای آن بیشتر است و باید در اول اسم کتاب می آمد ولی مطالعه آن که زیاد هم برای شما زمان نخواهد برد را توصیه میکنم. کتاب درسی “تفکر و سواد رسانه ای” متوسطه
محتوایی در مورد تفکر ندارد ولی اطلاعات عمومی شما رادر مورد رسانه ها افزایش خواهد داد. لینک مستقیم: http://chap.sch.ir/books/5377

همه این کتابهای درسی را میتوانید مستقیما از طریق وب سایت http://chap.sch.ir/ نیز دانلود نمایید.

تبریک نوروز ۱۳۹۷ – خرید کالای ایرانی

🎥ویدئو تبریک سال نو – خرید کالای ایرانی
⏱ ۰۰:۱۷ – 📲۲۳ MB
🖥 فایل ضبط شده بر روی یوتیوب و آپارات در کانال AlirezaMojahedi قرار دارد:

Youtube: http://www.youtube.com/AlirezaMojahedi
Aparat: http://www.aparat.com/AlirezaMojahedi

تئوری به درد نمی خورد. دنبال مباحث کاربردی هستیم!

تئوری به درد نمی خورد. دنبال مباحث کاربردی هستیم!

این عبارت را خیلی جاها میشنوم که مثلا میگویند “صحبتهای شما جذاب است چون کاربردی بود در حالیکه جاهای دیگه طرف میاد چهارتا تئوری میگه”
یا اینکه “اینا تئوریه و چیزی که گفته شده اینجا جواب نمیده”

در این خصوص لازم میبنیم که موضوعی رو اشاره کنم
تئوری ها چیزی نیستند جز تجربه های اثبات شده. یعنی اگر تصور شما مبنی بر این است که این تئوری ها فقط یک سلسله مطلب برای دانشمندان و حوزه های علمی و دانشگاهها است دارید اشتباه میکنید.

تئوری ها مجموعه مدون شده، اثبات شده و علمی شده همین کاربردها هستند.
تجارب پیش از ما گردآوری شده و اکنون شده است تئوری که در غالب چندین کتاب و مقاله و سخنرانی مختلف دارد عرضه میشود.
تئوری ها در پاسخ به مسائل و نیازها و مبتنی بر فلسه و بررسی چیستی و نیز دانش قبلی بشری و تجارب گذشته شکل گرفته اند.
همه آنچه تئوری میخوانیدش در اصل ماحصل دانش قبلی بشر در آن حوزه است. قبلی منظورم تا به امروز است.
حتما از یک سری مشاهدات و وقایع واقعی پیرامون ما شکل گرفته اند، یعنی کسی چیزی را دیده یا برایش اتفاق افتاده یا تجربه کرده و بعد آمده است روی اون موضوع تفکر کرده و دنبال کار رو گرفته و به دستاوردی رسیده که ثابت میکنه در فلان وضعیت این اتفاق قابل تکرار شدن است.

این یعنی علم. شما نمیتوانید کتاب فردی که سالها تلاش کرده و دستاوردی را اثبات کرده است به صرف اینکه چون کتاب است و تئوری است به کار من نمی آید را نادیده بگیرید. البته میتوانید ولی حتما هزینه اش را هم خواهید پرداخت.

روی این اثبات، هم چهار نفر دیگر آمده اند روی همان موضوع کار کرده اند و چهار تا کتاب هم نوشته شده است
پس در پایه هر تئوری ای تجربه فبلی نهفته است.

بله درست است، با مطالعه تئوری راه حل اجرایی ممکن است برای شما ظاهر نگردد، ولی با شناخت فلسفه تئوری شما میتوانید برای مسائل و نیازها، پاسخهای مطمئن و قابل اجرایی را تدوین کنید.

صرفا به دلیل آنکه این موضوع تئوری است به سادگی آنرا کنار نگذارید.

کسی هم که به شما گفت من با تئوری کار ندارم بدانید که یا سواد و دانش آنرا ندارد یا میخواهد از خودش برای شما داستان ببافد.
اگر هم کسی کاربردی حرف میزند نمیتواند تئوری را رها کرده و چیزی از خودش ببافد. صحبتی کاربردی مبتنی بر تجربه است. تئوری ها هم چیزی جز تجارب گذشتگان و دانش اندوخته شده نیستند.

اگر میبینید مطلبی به نظر شما تئوری است یا بهتر بگویم غیر کاربردی است، در حالیکه خود آن موضوع پایه تئوری خوبی دارد، اشکال در ارائه کننده است نه خود تئوری.
ارائه کننده باید تئوری را با مثالهای عینی و شرایط زمان حال تلفیق کند تا برای مخاطب قابل درک باشد

اگر موضوعی، پایه تئوری نداشته باشد، ارزش اجرا ندارد. فقط به عنوان یک موضوع قابل بررسی میتوان روی آن اندیشید و یا آنرا مبتنی بر یکی از روشهای علمی یا تئوری های موجود توسعه داد.

هنر مدیریت این است که به دانش و تئوری های مرتبط مسلط باشد تا بتواند با توجه به این پایه علمی، از عهده مسائل جاری بر بیاید و کار را پیش ببرد. آن وقت است که تئوری کاربرد پیدا کرده است.
مدیری که اطلاعی از تئوری ها نداشته باشد یا اصلا تئوری ها را به صرف اینکه “آنها تئوری هستند و به درد من که کاربردی هستم نمیخورد” به راحتی نادیده میگیرد نمیتواند سازمان را در مسیر پر پیچ و خم پیش رو به درستی هدایت کند.
چرا که ناچار است به دلیل اینکه اطلاعی از فلسفه و پایه این تئوریها ندارد، و نمیداند اصلا این تئوری در پاسخ به کدام نیاز تدوین شده است، چرخ را دوباره اختراع کند و چه بسا جدای از زمان هدر رفته و عقب ماندگی که به سازمان تحمیل میکند، هزینه بسیار گزافی را روی دست سازمان بگذارد که بدست آوردن خیلی از موقعیتها در بسیاری از مواقع جبران ناپذیر است.