نوشته‌ها

معرفی چند کتاب خوب درسی مناسب مدیریت کسب و کار

اخیرا در کانال تلگرامم https://t.me/alirezamojahedi چند کتاب درسی خوب معرفی کرده ام و خیلی خوشحالم که دانش آموزان در پایان دوران تحصیلی دبیرستان با چنین مهارتهایی آشنا میشوند. کاش در تمامی رشته های تحصیلی تدریس میشدند.

اما چرا کتابهای درسی را معرفی میکنم؟

کتابهای درسی که در این کانال معرفی میکنم، همگی از یک نقطه مشترک برخوردارند و آن اینکه همه شان به کارتان می آیند. فرقی نمیکند کار و کاسبی شما در چه سطحی باشد. بسیاری از ما نیازمند این هستیم که اصولی را فرابگیریم. بسیاری از ما نیز نیازمند بازآموزی هستیم تا از آموختن به یادگیری برسیم.

این کتابها همگی با ادبیاتی بسیار ساده و به صورت کاربردی تنظیم میشوند که دانش آموز بتواند با اصل مفاهیم آشنا شود.

کتابهای درسی بسیار خوبی را در این کانال معرفی کرده ام که واقعا کسب دانش در آن موضوعات برای همه کسب و کارها مفید خواهد بود. 
هیچ کسی بهتر از خود شما نمیتواند درک کند اوضاع کسب و کارتان چگونه است و شما برای انجام بهتر این کار باید سرتان در حساب و کتاب و دخل و خرج باشد و خودتان نسبت به هر ریالی که وارد دخل میشود یا از آن خارج میشود حس منطقی داشته باشید.
یکی از کتابها را قبلا نیز معرفی کرده بودم ولی فکر کردم آخرین نسخه عرضه شده را دسترسی داشته باشید بهتر است

میتوانید در کانال تلگرامم این هشتگ #کتاب را دنبال کنید و آنها را بیابید و استفاده کنید.

قیمت آتی بازار سکه

به تصاویر زیر دقت کنید. میتوانید روی هر کدام کلیک کنید تا بزرگتر شود.
      
       
اسکرین شاتهایی از مراجع قانونی هستند.
برای محاسبه به این اطلاعات نیاز دارید:
وزن هر انس طلا معادل ۳۱.۱۰۳۵ گرم است.
هر سکه بهار آزادی ۸ گرم و ۱۳۳ سوت یا همان ۸.۱۳۳ گرم است.
خب و اما محاسبات:
نرخ جهانی هر اونس طلا همانطور که در تصویر میبینید ۱۲۳۱.۷۷ دلار است.
قراردادهای آتی سکه که آخرین تاریخ نوبت معاملات آنها امروز روی دیماه است، اکنون با قیمت  ۳ میلیون و  ۷۵۵ هزار تومان صورت گرفته است که تا من این عکسها را برایتان آماده کنم رسید به ۳ میلیون و هشتصد و نود و شش هزار و پانصد. (نرخ دو تصویر آخر را مقایسه کنید) و معلوم نیست شما اگر خودتان بروید چک کنید با چه عددی مواجه شوید.
با یک ضرب و تقسیم وزن طلای یک سکه را حساب کنید. بعد ارزش دلاری یک سکه را بر اساس قیمت جهانی طلا حساب کنید. (دقت کنید، نرخ جهانی بر مبنای انس است. شما باید قیمت یک گرمش را محاسبه کنید)
بعد نرخ معامله شده در دی ماه را بر این عدد تقسیم کنید.
به نظر شما روی دلار چند تومانی معامله شده است؟!
همانگونه که مشاهده میکنید یورو ۱۰ هزار تومان را رد کرد.
درست است که به ایکامرس مربوط نیست ولی اقتصاد جدای از کسب و کار نیست. حال چه کسب و کار ما الکترونیکی و مجازی باشد چه غیر مجازی

راههای ارتباطی با دکتر علیرضا مجاهدی

🔗 همه راههای ارتباطی با دکتر علیرضا مجاهدی:

به منظور ارتباط مستقیم و استمرار ارتباط و برای اینکه بتوانم به سوالات شما پاسخ بدهم، تالار گفتگویی ویژه پرسش و پاسخ کاربران کانال ایجاد گردیده است که از طریق لینک زیر در دسترس است:
Discussion Forum: http://www.mojahedi.ir/?forum=ebiz-telegram
چنانچه در مورد مباحث مطرح شده با سوالی مواجه شدید میتوانید از طریق تالار گفتگو آنرا مطرح نموده و پاسختان را نیز در همانجا دریافت کنید.

در صورت نیاز به مشاوره هم میتوانید فرم مشاوره را از وب سایتم تکمیل فرمایید:
http://www.mojahedi.ir/?page_id=1512

اگر هم مایل هستید در لیست ایمیلی من عضو شوید میتوانید از طریق لینک زیر یا فرم مندرج در پایین صفحه وب سایتم اقدام کنید:
Mailing List: http://eepurl.com/drbifH

اگر دریافت پیامک را مسدود نکرده و تمایل دارید در سامانه پیامکی ام نیز عضو شوید عدد ۱۱ را به شماره ۵۰۰۰۴۱۵۰۶۸۶۸ ارسال کنید. فقط در اطلاع رسانی خاص ارسال میشود
SMS List: 500041506868

چنانچه مایل هستید اسلایدهای آموزشی که در دوره های آموزشی ام ارائه میکنم را مرور کنید از سایت اسلایدشیر به نشانی زیر میتوانید اقدام نمایید:
Slideshare: http://slideshare.net/alirezamojahedi

اگر مایل هستید ویدئو های آموزشی ام را مرور کنید به کانالهای ویدئویی من در یوتیوب و آپارات مراجعه کنید:
Youtube: http://www.youtube.com/AlirezaMojahedi
Aparat: http://www.aparat.com/AlirezaMojahedi

اگر مایل هستید فایلهای صوتی آموزشی ام را گوش دهید به کانال من در سایت شنوتو به نشانی زیر مراجعه کنید:
Shenoto: http://shenoto.com/alirezamojahedi

کانال تلگرام eBiz دکتر علیرضا مجاهدی نیز به نشانی زیر در دسترس است:
Telegram: http://www.telegram.me/AlirezaMojahedi

راههای دسترسی در شبکه های اجتماعی به شرح زیر است که در کارت ویزیت نیز درج شده است.
برای ارتباط مستقیم از طریق تلگرام میتوانید از طریق آی دی @DrAlirezaMojahedi  در تماس باشید:

eMail: alirezamojahedi @ gmail.com
Web: http://www.Mojahedi.ir
Instagram: http://www.instagram.com/AlirezaMojahedi
Telegram: http://www.telegram.me/DrAlirezaMojahedi
Linkedin: http://www.linkedin.com/in/AlirezaMojahedi
Facebook: http://www.facebook.com/AlirezaMojahedi
Twitter: http://www.twitter.com/AlirezaMojahedi
G+: http://plus.google.com/+AlirezaMojahedi

پاسخ سوال کاربران – ۳

دوست بسیار بزرگوارم، جناب آقای دکتر عنبری، که افتخار آشنایی با ایشان را در سری برنامه های نقشه گنج رادیو جوان کسب کردم و بسیار از این بابت خوشحالم، لطف کرده اند و شکسته نفسی فرموده اند و از من خواسته اند که پاسخ سوال یکی از مخاطبان این برنامه را که مخاطب کانالم هم هستند را پاسخ دهم. در حالیکه خودشان دارای دانش و تخصص کافی برای این سوال میباشند.
سوال دوست عزیز ما به این شرح است:
من ۲۷ساله حدود ۱۰ ساله که مغازه محصولات فرهنگی مذهبی و سوهان فروشی تو مرقدامام دارم و به کار دیگه ای مشغولیت ندارم و از تکنولوژی و…. هم میشه گفت سردر نمیارم باتوجه به نقل قول خودتون از بیل گیتس که در آینده کا ها به دو دسته تقسیم خواهند شد ۱کسب و کارهای اینترنتی ۲کسب و کارهایی که از بین می روند

چند سال اخیر نمودار فروشمون رو به پایین در حرکت هستش

از شما که یک متخصص تو زمینه بازاریابی هستید میخواستم لطف کنید راهنمایی کنید با توجه به اینکه من توی این ده سال باشیب ملایمی رو به جلو در حرکت بوده و هستم و از طرفی هم حدود ۱۰۰ تومن پس انداز تو دست دارم، چطور میشه پیشرفت کرد و چه مسیری رو باید طی کنم؟

همونطور که عرض کرردم من ۲تا مغازه دارم که تو هر کدوم یه همکار دارم و چند ساله که مشغولم ولی الان میبینم اولا فروشم ضعیف شده دوما اگه یه فردی رو به جای خودم به مغازه اضافه کنم و خودم داخل مغازه نباشم یا کمتر باشم ممکنه کمی فروشم کمتر بشه ولی اگه جای دیگه ای با توجه به پولی که تو دست و بال دارم کاری رو شروع کنم ارزشش رو داشته باشه و اون کمبود رو جبران کنه ولی نمیدونم چه کنم برم یه مغازه دیگه مثلا تو زمینه لبنیات یا کار دیگه ای شروع کنم یا نه بچسبم به کار خودم و فروشم رو قدرتمندتر کنم؟

الان با توجه به اینکه من تو زمینه دیجیتال و این برنامه ها زیاد اطلاعاتی ندارم ولی چند تا مطلب دیدم که کارهای سنتی جای خودشون رو به کارهای دیجیتال دارن میدن و رفتار مشتری از سال ۹۲ تغییر پیدا کرده آیا این صحیح هست؟

سوال اصلی من اینه که الان با این وضعیتی که من دارم چه راه و مسیری رو برای من پیشنهاد میدید؟
اگر واقعا فضای اینترنت جای کارهای سنتی رو خواهد گرفت یا حداقل یکی از اصلیترین کانالهای فروش خواهد شد چه توصیه ای در این باره میکنید؟
چه دانشی رو فرابگیرم؟
تو همین مغازه خودم بایستم؟
چه کتابی رو بخونم؟
مغازه دیگه ای بزنم؟

پاسخ کمی طولانی است. لذا پاسخ را در فرمت فایل صوتی در ادامه تقدیم خواهم کرد: https://shenoto.com/album/21567

 

پاسخ سوال کاربران – ۲

دوست عزیز دیگری به اسم مرتضی، سوال خوبی را برایم ارسال کرده اند که با سپاس از ایشان پاسخش را در اینجا درج میکنم:

سلام، آیا لازم است همراه با دامنه ir دامنه com را هم ثبت کنیم؟
آیا علی بابا دات کام میتواند علی بابا دات آی آر را بگیرد؟

پاسخ:
صد در صد. ببینید اگر شما قصدتان راه اندازی کسب و کاری است که اتفاقا نام تجاری اش برایتان مهم است باید نه تنها دات کام بلکه سایر دامنه های آنرا نیز ثبت کنید تا کسی از تشابه اسمی استفاده نکرده و مشتریان شما را به مقصد خودش هدایت نکند.
علاوه بر آن باید همزمان در تمامی شبکه های اجتماعی نیز صفحه اختصاصی خودتان را با همان نام ایجاد کنید تا مشتریان شما به دام نام مشابه در صفحه اجتماعی تقلبی نیفتند.
همچنین اگر فکر میکنید وارد فضای بین المللی شده و به صورت محلی در کشور خاصی فعالیت خواهید کرد بهتر است دامنه همان کشور را هم برای خودتان ثبت کنید. مثلا tr برای کشور ترکیه یا de برای کشور آلمان و …
اکثر برندهای بین المللی تمامی دامنه ها را ثبت کرده اند و هزینه زیادی نیز سالانه از این بابت پرداخت میکنند.
در مورد دامنه ir مشابه دامنه یک برند بین المللی بله میتواند و این اتفاق هم حدود ۱۲-۱۵ سال پیش برای سایتی که کارش فروش کتاب بود و نامش facebook بود ولی با .ir افتاد و توسط وکلای فیس بوک صلب مالکیت شده و به آن کمپانی تعلق گرفت.
برای همین بهتر است دنبال دامنه ای باشید که مشابه نداشته باشد.
امیدوارم پاسخ سوالتان را گرفته باشید.
با تشکر از توجهتان و سالهای خوبی که پرسیدید

پاسخ سوال کاربران ۱

جناب آقای نظری، یکی از عزیزانی که کانال را دنبال میکنند سوالاتی مطرح کرده اند که چون ممکن است برای عده دیگری نیز این سوال مطرح باشد در اینجا پاسخ میدهم:

سلام استاد :
عوامل موثر و فاکتورهایی که سرمایه گذار را جذب یه استارت آپ میکنه چیه ؟
چه چیزی غیر از سود ، ملاک سرمایه گذاری در استارت آپ ها ست ؟
ثانیا آیا منتوری که سهمی در استارت اپ نداره و فقط از دور به گود نگاه میکنه میتونه غیر از مکتوب سازی راهکار موثر ارائه بده ؟
سوم اینکه آیا شکست یک mvp که نمونه اولیه محصول است نشان دهنده شکست اصل محصوله ؟ شاید انتظارات مشتری در محصول نهایی براورده میشه که در mvp نیست ،
مثلا در حوزه خوراکی شکلات اولیه با بسته بندی نه چندان گرون و شیک وارد بازار میشه که اگه بسته بندی شیک بود مورد استقبال قرار میگرفت ،
منظور از mvp محصول ابتدایی با امکانات کمتره یا محصول نهایی با تولید کم ؟
چهارم جایگاه تبلیغات کثیف (ترجمه درتی ادورتایزمنت ) در جذب مشتری در بازار ایران مثل بیمتو و سوری لند و … را چطور ارزیابی میکنید

و اما پاسخ:
من هنوز به مقام استادی نرسیده ام. استادی یک عنوان است در دانشگاهها. یک درجه علمی است. فردی که در دانشگاهی استاد تمام میشود مراحل بسیار طولانی و سختی را طی میکند.
من هنوز در حال آموختنم.
مدرس هم اگر هستم به خاطر افزایش تعامل و احساس مسئولیتی است که فکر میکنم اگر چیزی دارم که به کمک دیگران می آید آنرا منتقل کنم. این کانال، وبلاگ، مقاله، کتاب، مصاحبه، سخنرانی و البته تدریس، همه در این مسیر هستند.
این رسم ادب و احترام است که مدرسان را استاد خطاب میکنند و از شما سپاس گزارم که این لطف را نسبت به بنده داشتید. ولی اگر مرا با نام فامیلی ام خطاب کنید بسیار ممنون خواهم بود و تعامل ما راحت تر خواهد بود.

در مورد سوالهایتان به ترتیب پاسخ میدهم:
۱- از عواملی که برای یک سرمایه گذار بسیار مهم است میتوان به میزان نو آوری در محصول (چقدر از تکنولوژی روز استفاده کرده است و جدید است)، میزان بی نظیر بودن محصول (یعنی مشابه نداشته باشد) ، بزرگی بازار محصول، میزان قابلیت توسعه آتی آن، میزان قابلیت تبدیل شدن به کالای مکمل دیگر محصولات، میزان تبدیل شدن به کالای جانشین دیگر محصولات مشابه، نقطه سر به سر، زمان تقریبی رسیدن به نقطه سر به سر، سرمایه مورد نیاز برای رسیدن به نقطه سر به سر، حاشیه سود، چشم انداز آتی این محصول را میتوان نام برد.

۲- منتور یعنی مربی. فردی که صاحب تجربه نیست نمیتواند مربی باشد. پس اگر تجربه دارد یعنی این راهها را طی کرده است. دلیلی ندارد منتور سهامدار هم باشد. هر چقدر منتور با تجربه تر باشد بهتر میتوانید مسائل پیش پای شما را برایتان مشخص کرده و راه حل پیشنهاد دهد. ولی منتور در تمامی مراحل همراه شما نخواهد بود. بعد از راه افتادن شما به مدیرانی کار کشته نیاز خواهید داشت که شما را همراهی کرده و مسئولیتهای مستقیمی را نیز بر عهده بگیرند. آنگاه مشاوران میتوانند با مدیران همفکری کنند.

۳- ام وی پی MVP مخفف Minimum Viable Product یعنی حداقل محصول قابل پذیرش. یعنی برای اینکه مشتری آنرا بپذیرد باید تمامی حداقلها را داشته باشد. اینجا صحبت از تعداد تولید و حجم فروش نیست. در مورد یک واحد محصول داریم صحبت میکنیم.
اینکه بسته بندی چگونه باشد و … مربوط میشود به شرایط عرضه و مسائل بازاریابی و باز هم ربطی به خود محصول ندارد. ولی اگر مثلا دارید موبایل میسازید، الصاق دوربین میتواند تکمیل کننده محصول باشد. به تصویر زیر نگاه کنید شاید بهتر منظورم را متوجه شوید:

 

لذا شکست نمونه اولیه میتواند به معنی شکست محصول نهایی نیز تعبیر شود مگر اینکه علت شکست در تصمیمات اشتباه مدیریت باشد. اگر انتظار مشتری در محصول نهایی برآورده میشود پس هنوز MVP شما کامل نیست. مثل این میماند که همانطور که در تصویر بالا ملاحظه میکنید من شیرنی اولیه را خوب نپزم و خمیر را تحویل مشتری بدهم و بگویم در محصول نهایی درجه پختش را تنظیم خواهیم کرد.

۴- تبلیغ آنها هم تبلیغ است. قبل از آنکه هدف و بازار هدف سازندگان را بدانیم نمیتوان گفت خوب بوده یا بد. تبلیغ خوب و بد زمانی تشخیص داده میشوند که بدانیم هدف چه بوده و به چه میزان به هدف دست یافته ایم.
اما به قول ماکیاول هدف وسیله را توجیه میکند.
برخی از مدیران به هر قیمتی به دنبال دست یافتن به هدف هستند. اصطلاحا ماکیاولی فکر میکنند. بسیاری از مدیران سعی میکنند چهارچوب اخلاق اجتماعی بازار هدف را حتما رعایت کنند. چرا که در نهایت هر پیام، هر تصویر، هر تبلیغ، هر شعار، هر بسته بندی، هر محصول و … همه و همه در تصویری که مشتری از ما نزد خود میسازد تاثیر مستقیم دارد و تصویر سازی ها باید مرتبط و همراستا با فاز پوزیشنینگ یا جایگاه یابی (که در فیلم گامهای بنیادین بازاریابی نیز در موردش صحبت کردم) باشد.
همین تبلیغ شاید در جای دیگری کثیف نباشد. شاید برای مخاطبی خاص در گروه سنی خاص کثیف نباشد.
ولی شخص من هرگز چنین تبلیغاتی را ارسال نمیکنم. چون معتقدم جایگاه یابی یک هنر و تخصص است و کوچکترین عناصر نقش بسیار پر رنگی را بازی میکنند و در تصویر ما نزد مشتری بسیار موثر هستند چه برسد به عناصری به این بزرگی و پیامهایی به این شفافیت.
همه چیز بستگی دارد به تعریف ما از بازار هدف.
شاید برای مثلا این شرکت بیمه اصلا مهم نباشد که من و شما چه تعبیری میکنیم و اصلا مشتری اش میشویم یا نه. شاید او مشتری اش را دارد هدف گذاری میکند.
بگذریم از اینکه خیلی از پیامها و خیلی از کارها هم ممکن است در غالب یک پیام تبلیغاتی منتشر شود که اصلا منظور و هدف، تبلیغ آنچه میبینیم هم نبوده باشد و البته در مورد مثالهایی که شما نام بردید صدق نمیکند.
از توجهتان سپاس گزارم و امیدوارم توضیحاتم برایتان مفید فایده واقع شده باشد

معرفی چند کتاب درسی مرتبط با کسب و کار

زمانی که بدانیم نمیدانیم، مغز ما برای پذیرش و یادگیری آماده تر میشود.
اگر هم قصد ما یادگرفتن باشد، دیگر فرقی نمیکند از چه کسی و در چه سطحی داریم می آموزیم.
من شخصا از اینکه آموزش و پرورش و مدارس ما در مسیر کنکور و دانشگاه قرار گرفته اند بسیار ناراضی هستم. معتقدم دانشگاه و کنکور مبحث دیگری است ولی آموزش و پرورش درس زندگی باید باشد.
در سالهای اخیر کتب خوبی در آموزش و پرورش تالیف و منتشر شده است که واقعا دلگرم کننده است.
یکی از این کتابهای خوب کتاب درس کارگاه کارآفرینی و تولید است که برای پایه دهم دبیرستان رشته تجربی تالیف شده است.
شاید برایتان جالب باشد بدانید که برخی از مباحث مطرح شده در این کتاب را حتی مجبوریم به دانشجویان مقاطع MBA تدریس کنیم و بسیاری از این دانشجویان که فارغ التحصیل سایر رشته های تحصیلی هستند نیز با این مباحث نا آشنا هستند.
لینک این کتاب را برای دانلود در ادامه تقدیم خواهم کرد. مطالعه آنرا قویا توصیه میکنم از دست ندهید.
کتاب درسی “کارگاه کارآفرینی و تولید” پایه دهم متوسطه : http://chap.sch.ir/books/5132

حسابداری و امور مالی نیز یکی از مباحث بسیار بسیار مهم و ضروری برای صاحب هر کسب و کاری است. اغلب افراد و صاحبان مشاغل از آن واهمه دارند و فکر میکنند چون حوصله دفتر نویسی و …. را ندارند پس بهتر است کلا بیخیالش شوند غافل از اینکه این مبحث به اصلی ترین موضوع حیاتی هر کسب و کاری، یعنی گردش مالی میپردازد و ضروری است (تاکید) که صاحبان همه مشاغل با آن آشنا باشند.
یکی از کتابهای خوب تالیف شده در آموزش و پرورش کتاب حسابداری وجوه نقد و تحریر دفاتر قانونی پایه دهم متوسطه رشته حسابداری است.
با زبانی بسیار ساده شما را یک حسابدار میکند. شاید لازم نباشد شما حسابداری کنید ولی حداقلش این است که با حسابدار کسب و کار خودتان به یک زبان مشترک میرسید و از روالی که دارد برای کسب و کار شما ثبت میشود مطلع خواهید بود.
کتاب درسی “حسابداری وجوه نقد” پایه دهم متوسطه – کمک میکند به سادگی حسابداری را درک کنید و آچار به دست شوید. لینک مستقیم: http://chap.sch.ir/books/5182

سومین کتاب آموزش و پرورش که میخواهم معرفی کنم کتاب درسی است تحت عنوان تفکر و سواد رسانه ای که برای تمامی رشته های دوره متوسطه تالیف شده است. گرچه بار سواد رسانه ای آن بیشتر است و باید در اول اسم کتاب می آمد ولی مطالعه آن که زیاد هم برای شما زمان نخواهد برد را توصیه میکنم. کتاب درسی “تفکر و سواد رسانه ای” متوسطه
محتوایی در مورد تفکر ندارد ولی اطلاعات عمومی شما رادر مورد رسانه ها افزایش خواهد داد. لینک مستقیم: http://chap.sch.ir/books/5377

همه این کتابهای درسی را میتوانید مستقیما از طریق وب سایت http://chap.sch.ir/ نیز دانلود نمایید.

تبریک نوروز ۱۳۹۷ – خرید کالای ایرانی

🎥ویدئو تبریک سال نو – خرید کالای ایرانی
⏱ ۰۰:۱۷ – 📲۲۳ MB
🖥 فایل ضبط شده بر روی یوتیوب و آپارات در کانال AlirezaMojahedi قرار دارد:

Youtube: http://www.youtube.com/AlirezaMojahedi
Aparat: http://www.aparat.com/AlirezaMojahedi

تئوری به درد نمی خورد. دنبال مباحث کاربردی هستیم!

تئوری به درد نمی خورد. دنبال مباحث کاربردی هستیم!

این عبارت را خیلی جاها میشنوم که مثلا میگویند “صحبتهای شما جذاب است چون کاربردی بود در حالیکه جاهای دیگه طرف میاد چهارتا تئوری میگه”
یا اینکه “اینا تئوریه و چیزی که گفته شده اینجا جواب نمیده”

در این خصوص لازم میبنیم که موضوعی رو اشاره کنم
تئوری ها چیزی نیستند جز تجربه های اثبات شده. یعنی اگر تصور شما مبنی بر این است که این تئوری ها فقط یک سلسله مطلب برای دانشمندان و حوزه های علمی و دانشگاهها است دارید اشتباه میکنید.

تئوری ها مجموعه مدون شده، اثبات شده و علمی شده همین کاربردها هستند.
تجارب پیش از ما گردآوری شده و اکنون شده است تئوری که در غالب چندین کتاب و مقاله و سخنرانی مختلف دارد عرضه میشود.
تئوری ها در پاسخ به مسائل و نیازها و مبتنی بر فلسه و بررسی چیستی و نیز دانش قبلی بشری و تجارب گذشته شکل گرفته اند.
همه آنچه تئوری میخوانیدش در اصل ماحصل دانش قبلی بشر در آن حوزه است. قبلی منظورم تا به امروز است.
حتما از یک سری مشاهدات و وقایع واقعی پیرامون ما شکل گرفته اند، یعنی کسی چیزی را دیده یا برایش اتفاق افتاده یا تجربه کرده و بعد آمده است روی اون موضوع تفکر کرده و دنبال کار رو گرفته و به دستاوردی رسیده که ثابت میکنه در فلان وضعیت این اتفاق قابل تکرار شدن است.

این یعنی علم. شما نمیتوانید کتاب فردی که سالها تلاش کرده و دستاوردی را اثبات کرده است به صرف اینکه چون کتاب است و تئوری است به کار من نمی آید را نادیده بگیرید. البته میتوانید ولی حتما هزینه اش را هم خواهید پرداخت.

روی این اثبات، هم چهار نفر دیگر آمده اند روی همان موضوع کار کرده اند و چهار تا کتاب هم نوشته شده است
پس در پایه هر تئوری ای تجربه فبلی نهفته است.

بله درست است، با مطالعه تئوری راه حل اجرایی ممکن است برای شما ظاهر نگردد، ولی با شناخت فلسفه تئوری شما میتوانید برای مسائل و نیازها، پاسخهای مطمئن و قابل اجرایی را تدوین کنید.

صرفا به دلیل آنکه این موضوع تئوری است به سادگی آنرا کنار نگذارید.

کسی هم که به شما گفت من با تئوری کار ندارم بدانید که یا سواد و دانش آنرا ندارد یا میخواهد از خودش برای شما داستان ببافد.
اگر هم کسی کاربردی حرف میزند نمیتواند تئوری را رها کرده و چیزی از خودش ببافد. صحبتی کاربردی مبتنی بر تجربه است. تئوری ها هم چیزی جز تجارب گذشتگان و دانش اندوخته شده نیستند.

اگر میبینید مطلبی به نظر شما تئوری است یا بهتر بگویم غیر کاربردی است، در حالیکه خود آن موضوع پایه تئوری خوبی دارد، اشکال در ارائه کننده است نه خود تئوری.
ارائه کننده باید تئوری را با مثالهای عینی و شرایط زمان حال تلفیق کند تا برای مخاطب قابل درک باشد

اگر موضوعی، پایه تئوری نداشته باشد، ارزش اجرا ندارد. فقط به عنوان یک موضوع قابل بررسی میتوان روی آن اندیشید و یا آنرا مبتنی بر یکی از روشهای علمی یا تئوری های موجود توسعه داد.

هنر مدیریت این است که به دانش و تئوری های مرتبط مسلط باشد تا بتواند با توجه به این پایه علمی، از عهده مسائل جاری بر بیاید و کار را پیش ببرد. آن وقت است که تئوری کاربرد پیدا کرده است.
مدیری که اطلاعی از تئوری ها نداشته باشد یا اصلا تئوری ها را به صرف اینکه “آنها تئوری هستند و به درد من که کاربردی هستم نمیخورد” به راحتی نادیده میگیرد نمیتواند سازمان را در مسیر پر پیچ و خم پیش رو به درستی هدایت کند.
چرا که ناچار است به دلیل اینکه اطلاعی از فلسفه و پایه این تئوریها ندارد، و نمیداند اصلا این تئوری در پاسخ به کدام نیاز تدوین شده است، چرخ را دوباره اختراع کند و چه بسا جدای از زمان هدر رفته و عقب ماندگی که به سازمان تحمیل میکند، هزینه بسیار گزافی را روی دست سازمان بگذارد که بدست آوردن خیلی از موقعیتها در بسیاری از مواقع جبران ناپذیر است.