برند ملی – تصویر رفتار اجتماعی

یکی دو سال پیش در اولین کنفرانس بین المللی استراتژی های برند (دی ماه ۱۳۹۳) عضو شورای سیاستگذاری بودم که با هدف اشاره به اهمیت برند ملی صحبتهایی داشتم.
متاثر بود از فضای جاری بحثها روی اقتصاد مقاومتی
اصحاب دانش مطالب ارزنده ای اشاره داشتند. من هم عرائضی را صحبت کردم و البته اشاراتی به برند ملی!

رویکرد اصلی مورد اشاره من این بود که با تبلیغ و شعار “ایرانی، کالای ایرانی بخر” نمیتوان اقتصاد را مقاوم کرد و یا برند ملی ساخت.

برند ملی ما نام ایران است
این را نباید فراموش کنیم

ولی نکته ای که مد نظر من است اشاره به این موضوع است که یک خریدار نگران این است که به صرفه بخرد و کالای خریداری شده با نیازهایش بیشترین تطابق را داشته باشد.

وقتی نام ایران را روی کالایی میگذاریم، مصرف کننده تصویری از کل جامعه ایرانی را در کسری از ثانیه از نظر میگذراند. در مورد سایر کشورها هم همینطور. هر آنچه از اسم آن کشور در ذهن او تداعی معنا میکند از ذهنش عبور میکند.
به موفقیتهای علمی، توفیقات تیمهای ورزشی، وضعیت اقتصادی، اجتماعی و … می اندیشد.
بعد با خودش فکر میکند که آیا میتوان به محصول ساخت چنین جامعه ای اعتماد کرد؟

این یعنی برند ملی. نکته کلیدی در انتخاب کالای ایرانی در این موضوع نهفته است.

با شعار و تشویق نمیتوان کار را برای مدت طولانی و به طور اساسی و پایه ای پیش برد.
اگر میخواهیم فروش کالای ایرانی بالا رود باید روی افزایش اعتماد به کالای ایرانی کار کنیم. برای افزایش اعتماد به کالای ایرانی باید نه تنها روی موفقیت تیمهای ورزشی حتی ترافیک و روابط سیستمهای اداری با مردم هم کار کنیم.
میپرسید چه ربطی دارد؟
ربطش خیلی هم زیاد است. وقتی من در خیابان به چراغ قرمز و حق عبور دیگران و … توجه نمیکنم، یا در اداره با رشوه گرفتن کار را از روال خارج میکنم یا کار دارای ایراد را تایید میکنم، یعنی حقوق دیگران برایم ارزش ندارد.
وقتی یک تیم ورزشی با پرچم کشوری، بی نظم باشد و یا مدام شکست بخورد و یا ورزشکارانش وضع خوبی نداشته باشند میتوان در مورد سیستم و دیسیپلین و مسئولیت پذیری آن کشور هم صحبتها کرد و از جنبه های مختلف به آن پرداخت.

پس وقتی در کشوری به حقوق دیگران احترام گذاشته نشود، به هر طریقی، فرقی نمیکند عبور موتور سوار و ماشین از چراغ قرمز و پیاده رو باشد یا صف نذری گرفتن و یا معطل شدن مردم در اداره ای، یا هر چیز دیگری، چرا باید مصرف کننده فکر کند حقوقش در محصول ساخت آن کشور که خریداری میکند رعایت شده است؟
و اگر بخواهم محصول بسازم هم لابد نه تنها مجددا به حقوق دیگران اصلا فکر نمیکنم بلکه تا بتوانم با رشوه دادن و رشوه گرفتن استانداردهای کارم را هم زیر پا میگذارم.
غافل از اینکه دارم با آبروی نام ایرانی بر روی محصولات ایران و اقتصاد کشورم بازی میکنم بعد توقع دارم مردم به کالای من اعتماد کنند.

این نکته کلیدی در ایجاد برند ملی است.

باید برای رشد برند ملی به حقوق دیگران احترام بگذاریم. چیزی که خداوند در تمام ادیان توصیه ویژه ای به آن داشته است.
اینگونه فساد (از نوع مالی – رشوه، اختلاس و …) هم از بین میرود. روی این هم فکر کنید ارتباطش را پیدا میکنید.

سلام

سلام

مدتهاست که در این وبلاگ نتوانسته ام بنویسم.
و آنقدر این ننوشتن ادامه یافته است که الان که آمده ام نمیتوانم بنویسم.
آنقدر نا گفته دارم ه نمیدانم کدام را بگویم و از چه بگویم. فقط باید شروع کنم. وقت بگذارم و شروع کنم.
برای همه شما آرزوی سلامتی دارم.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

قیمت تمام شده یا قیمت فروش؟ مسئله کدام است؟

مدتها بود که نمی نوشتم. فیلتر شدن بلاگر و از کار افتادن موقتی سیستم ارسال پست از طریق ایمیل به خاطر فیلترینگ و … هم دلیل و بهانه ای شد برای من که کمتر بنویسم. بیشترین انگیزه ام برخی ایمیلهای محبت آمیز عزیزانی بود که یا جویای سلامتی من بودند و یا اینکه با لطف کم نظیرشان منتظر اظهار نظرهای من بودند پیرامون مباحث روز بخصوص در عرصه صنعت و تولید و بازرگانی و … و فکر کردم واقعا دیگر دارم با این دیر نوشتن علاوه بر این موارد عده ای را نگران خودم میکنم.

در همین ابتدا از همه عزیزانی که دائما تماسشان را با بنده حفظ کردند و جویای احوالم بودند بی نهایت سپاس گزاری میکنم. واقعا این همه اظهار لطف در مقابل همه این تنبلی های من در نوشتن مرا بسیار شرمنده کرده است.

ولی عامل اصلی تر اینکه نمی نوشتم این بود که بیشتر موضوعاتی که احتمالا باید در موردش مینوشتم یا مربوط میشد به مسائل مختلف سیاسی تاثیر گذار در کسب و کار که برای خودم خط قرمزی کشیده ام که خیلی واردش نشوم و یا به مسائل درون سازمانی که با توجه به اینکه متوجه هستم که با شدت بیشتری توسط رقبا همه فعالیتهای شرکت و حتی نوشته ها و اظهار نظرهایم رصد میشویم لذا ناخودآگاه از نوشتن خودداری میکردم تا همچنان برخی رقبا را کنجکاو نگه دارم. خود این موضوع از طرفی بسیار برایم خوشحال کننده بود چرا که می دیدم رقبایم چقدر دنبال این هستند که ببینند ما چه حرکتی میکنیم و چقدر هم بازار شایعات علیه ما داغ بود که خودش به نوعی به تبلیغ غیر مستقیم برای مطرح کردن ما تبدیل شده بود (که ادامه هم دارد) از طرفی باعث میشد کمتر از خودم خبر ارائه دهم تا دید رقبا محدودتر شود.

در این مدتی که تقریبا از من بی خبر بودید مشغول طی نمودن پروسه راه اندازی واحد صنعتی در یکی از شهرکهای صنعتی نزدیک تهران بودم و خب درگیر مسائل کسب اطلاعات و یا اقدام برای وام و تاسیس ساخت و … سبک و سنگین کردنهای متعدد و اولویت بندی ها و تغییر آنها و … که خودش برای خودش ماجراهایی داشت که در فرصتهای آتی بیشتر در موردش خواهم نوشت. دوره های آموزشی که بخصوص تخصصی برگزار میکنم برای من بسیار سودمند هستند و در هر جلسه چیزهای زیادی از عزیزان شرکت کننده یاد میگیرم و ذهنم بازتر میشود. گرچه متاسفانه تا رفع فیلترینگ برخی سایتهای شبکه های اجتماعی دوره بازاریابی دیجیتال را برگزار نخواهم کرد ولی چیزی از مطالعاتم در این زمینه کم نشده و فکر میکنم امروزه دانشم در زمینه بازاریابی بخصوص در ترکیب با مباحث تفکر سیستمی کلا بلوغ نسبی خوبی را در من در این زمینه ها ایجاد کرده و حرفهای زیادتری برای گفتن دارم.

این روزها هم که دوباره روزهای داغ مالیاتی فرا رسیده است. امیدوارم همانطوری که مسئولان وعده داده اند نظام ناعادلانه مالیاتی به زودی اصلاح شود و عادلانه شود. از شرکت یکی از دوستانم که در دفاترش ضرر مالی نشان میداد ۱۵ درصد بیشتر از رقم مالیات پرداختی سال قبلش بدون توجه به عملکرد شرکت مالیات گرفته اند! با توجه به افزایش هزینه ها ناشی از حذف یارانه ها و فشار دولت بر روی بیشتر صنایع بخصوص صنایعی مثل ما که جزو ۲۲ قلم کالایی محسوب میشویم که اصلا و ابدا نباید افزایش قیمت میداشتند و در مالیات سال بعد لحاظ شود و گرنه کلاه ما نیز پس معرکه است. در شرایطی در بازار کاغذ هر کاغذ فروش در هر بندیل ۴۴ هزار تومانی تنها ۱۰۰۰ تومان سود میکند و تعزیرات هم بالای سرش ایستاده تا علیرغم افزایش سنگین کرایه حمل و تغییرات دلار و … قیمتش را تغییر ندهد چقدر میخواهند مالیات بگیرند؟ چند درصد بیشتر از مالیات سال قبل؟!!

امثال اینها بسیار بسیار زیادند که واقعا امیدوارم اصلاحات اساسی در نظام مالیاتی جدید صورت گیرد تا در این زمینه عدالت برقرار گردد.

چند وقت پیش نامه اعتراض یکی از تولید کنندگان مطرح در صنعت پوشاک را میخواندم (http://www.econews.ir/fa/NewsContent.aspx?action=print&id=133906) که حتما شما نیز خوانده اید. باز به خودمان شکر کردم که داریم به توسعه فکر میکنیم و از همه مهمتر که در صنف پوشاک نیستیم و فروشگاه هم نداریم و از این مسائل هم بی خبریم.

فعلا که بحث قیمت تمام شده بسیار داغ است و در این میان مطرح شدن بحث راه اندازی کلینیک قیمت تمام شده به منظور مدیریت قیمت تمام شده واحدهای صنعتی و ارائه مشاوره توسط ریاست محترم پژوهشکده وزارت بازرگانی به نظرم نوعی فرافکنی بزرگ است.

اصولا همه عواملی که در یک بنگاه اقتصادی مطرح هستند از دو بعد درون سازمانی و برون سازمانی برخوردار هستند که قیمت تمام شده هم یکی از آنهاست. قبول دارم که مدیریت کسب و کار در بیشتر واحدهای صنعتی دارای اشکالات اساسی است ولی تعطیلی یکی پس از دیگری واحدهای صنعتی فقط به سو مدیریت در این بنگاهها مربوط نمیشود. اگر واقعا قصد داریم که تولید افزایش یابد و صادرات صنعتی به دنبال آن افزایش یافته و اشتغال زایی شود و … باید قیمت تمام شده کالای ساخته شده در داخل کشور رقابتی شود. این خودش یعنی اینکه بهای ترانزیت هر تن در هر کیلومتر کالا در جاده های کشور با بهای آن در سایر کشورها بخصوص کشورهایی که در تولید همان کالا رقیب ما هستند برابری کند. هزینه انرژی، نرخ دستمزدها (در حال حاضر ۱۷ ماه پرداختی برای ۱۲ ماه کار که اگر تعطیلات فروردین ماه و تعطیلات و بین تعطیلات طول سال را هم محاسبه کنیم تقریبا ۹ ماه کار میکنیم که خودش جدای از نرخ هر ساعت دستمزد در کشورمان با دیگر کشورها قابل مقایسه است)، تعرفه های گمرکی، حمایتهای صادرات و تولید، آزادی فضای کسب و کار، وضعیت رانتها، نظام مالیاتی، وضعیت دسترسی به منابع تامین مالی برای سرمایه گذاری و توسعه (نظام بانکی ما و بخصوص نرخ سودی که برای وامها میگیرند کافی است با چند کشور بدون منابع طبیعی مقایسه کنید) و صدها عامل دیگر رقابتی شود که هیچکدام از عواملی که من مثال زدم در عهده مدیر یک واحد تولیدی نیست و اتفاقا همه آنها شدیدا در بهای تمام شده محصولات تاثیر میگذارند و صد البته که واحد صنعتی نیز ناچار است افزایش در بهای تمام شده را از طریق افزایش در قیمت فروش به قیمت فروش منتقل نماید.

سازمان تعزیرات هم که چوب بالای سر تولید کننده است که مبادا درصدی افزایش بها رخ دهد غافل از این تفکر که در بازار رقابتی اصولا هر نوع افزایش قیمت به ضرر تولید کننده است چون رقابت را از دست میدهد و تقاضای محصولش در مقایسه با رقیبش کاهش میابد و عملا هیچ تولید کننده ای اگر مجبور نباشد و یا حیاتش به خطر نیفتد راضی به افزایش قیمت محصولاتش در مقایسه با رقبا و محصولات موجود در بازار نخواهد بود و نیازی اصلا به سازمان تعزیرات نیز نخواهد بود سوای اینکه و سوای اینکه (چون واقعا مهم است) اصولا مفهوم برند سازی در متمایز سازی خلاصه میشود و قطعا تی شرتی که نشان خاصی را دارد نمیتواند و نباید با تی شرتی که بدون نام و نشان خاصی است با یک قیمت عرضه شوند چرا که تولید کننده ای که صاحب نام شده است در اصل این شهرت و اعتبار نامش را مدیون تمام زحمات و سرمایه گذاری های فکری و معنوی است که برای کیفیت و توجه به جزئیات متعدد در محصولاتش صرف نموده است و عملا نیز تک تک مواد اولیه و نیروی کار و ماشین آلاتش به مراتب بهبود یافته تر و با کیفیت تر از رقبای بدون نامش هستند که صد البته بهای تمام شده و به دنبال آن قیمت بالاتری خواهد داشت و متاسفانه سازمان تعزیرات و سایر نهادهایی که در این خصوص تصمیم گیرنده هستند چندان به این مباحث توجه ندارند.

حالا آیا کلینیک و مرکز مشاوره آشنایی با اصول تعیین و محاسبه قیمت تمام شده را برای مدیران واحدهای صنعتی نیاز داریم یا مدیران سازمانهایی که مستقیم و غیر مستقیم در این امر تاثیر گذارند؟ برای حمایت از تولید کننده هیچ چیزی بهتر از رقابتی کردن محیط و عوامل تاثیر گذار نیست و با این کار مزیتهای نسبی و رقابتی خودشان رو شده و شناسایی میشوند و بیشتر سرمایه ها جذب تولید خواهند شد و دیگر شاهد طوفانهایی که سرمایه های سرگردان در بازار سکه و ارز و … ایجاد کردند نخواهیم شد. شاید اگر مفهوم جهاد اقتصادی عمیقا درک شده و توجه جدی تری در عمل و نه در شعار به آن شود اتفاقی بیفتد.

از اینها که بگذریم درگیر مسائل مختلفی در زمینه اصلاحات سیستمهای تولید و فروش هستم که نوآوری و پیشرفتهای قابل توجهی در سابقه فعالیت شرکتم محسوب میشود و علیرغم مشکلات جدی که آشکار و پنهان برخی رقبایم با آن مواجهند و متاسفانه خبر نیمه تعطیلی و کاهش فعالیت برخی از آنها را نیز میشنوم فکر میکنم دهه ۹۰ را بسیار بنیادی تر آغاز نموده ایم و شرکتمان از آینده بهتری برخوردار خواهد شد و در آینده نزدیک و ظرف حدود یک سال آینده شتاب خوبی برای توسعه خواهد گرفت و اگر مسائلی که به آنها اشاره کردم از پیش پای صنایع برداشته شود در منطقه نیز حرفهای زیادی برای گفتن خواهیم داشت.

به هر صورت مثل همیشه امیدوار و با برنامه پیش میروم. گرچه برنامه ها دائما به روز میشوند و اصلاحشان میکنم ولی پیوسته و گاها آهسته پیش میروم و همین باعث دلگرمی است. سعی هم خواهم کرد زود به زود بنویسم.

از دوستان وبلاگ نویسم بخصوص قدیمی ترها هم خواهش میکنم کامنت نگذاشتن های من را به حساب بی توجهی به مطالبتان نگذارید چرا که واقعا برخی از وبلاگهایتان از دسترسی مستقیم من خارج شده اند و دست و پا شکسته مطالبتان را از طریق فیدها میخوانم و فیدخوانها هم ابزار خوبی برای کامنت گذاشتن نیستند ولی بدانید و مطمئن باشید که همه مطالبتان را میخوانم و مثل همیشه از آنها یاد میگیرم و لذت میبرم.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

بمب ارزی

حتما ماجرای داغ بمب ارزی آمریکا را شنیده اید. این موضوع بسیار برای من جالب است چرا که همیشه فکر میکردم سرمایه گذاری خارجی به رونق اقتصادی کمک میکند در حالیکه اکنون میبینم چاقوی دو لبه است. از طرفی دیگر تایید دیگری بر گفته هایم است که با گران شدن دلار و کاهش ارزش پول کشورمان اقتصادمان رونق میگیرد و دولت نباید نرخ دلار را پایین نگه دارد چرا که با تداوم این کار صادر کننده و تولید کننده دچار زیان و وارد کننده دچار منفعت میشود.
اما موضوع بمب ارزی دولت امریکا همه دنیا را تکان داده است. سیاست‌گذاران آمریکا معتقدند که ارزش دلار‌، به ویژه نسبت به یوآن چین‌، باید بسیار بیشتر کاهش یابد تا واردات آمریکا کاهش و صادرات آن افزایش یابد و کسری تراز تجاری‌ این کشور‌ که در حد غیرقابل قبولی بالا است‌، تخفیف یابد. مساله ‌اینجا است که اغلب کشورهای دیگر نیز هدف مشابهی را دنبال می‌کنند. اقتصادهای پیشرفته که نرخ رشد پایینی دارند‌، مایلند ارزش پولشان کاهش یابد تا صادراتشان رقابت‌پذیرتر، وارداتشان گران‌تر شود و تقاضای داخلی تا حد امکان از طریق تولیدات خودشان پاسخ داده شود و در نتیجه رشد اقتصادی آنها تسریع شود و بیکاری کاهش یابد. حتی کشورهایی نظیر آلمان و ژاپن‌ که مازاد تجاری قابل توجهی دارند‌، به دلیل اهمیت صادرات در تولید ناخالص داخلی آنها‌، از‌این قاعده مستثنی نیستند.

در ‌این میان‌، اقتصادهای نوظهور که رشدی سریع و متکی به صادرات دارند و نرخ بهره آنها نیز بر اساس ملاحظات داخلی نسبتا بالا است با شرایط نامساعدی مواجه شده‌اند. از آنجا که نرخ بهره در آمریکا بسیار پایین است (نرخ بازده اوراق قرضه دوساله دولت آمریکا هم اکنون کمتر از ۴/۰ درصد در سال است)‌، بخش قابل توجهی از دلارهایی که به بازار آمریکا تزریق می‌شود‌، توسط سفته‌بازان حرفه‌ای به قیمت ارزان به وام گرفته می‌شود و در کشورهایی که نرخ بهره بالاتر دارند و دست کم در حال حاضر‌، اقتصاد آنها مستحکم و رو به رشد است‌، سرمایه‌گذاری می‌شود. چین‌، برزیل‌، کره‌جنوبی‌، تایلند‌، ترکیه‌، آفریقای جنوبی و تعدادی از کشورهای دیگر مقصد‌این دلارها هستند. روانه شدن دلارها به‌این کشورها‌، تقاضا برای پول‌های ملی آنها را افزایش می‌دهد و در غیاب اقدامات بازدارنده‌ و آزاد بودن بازار ارز‌، ارزش پول ملی آنها را افزایش می‌دهد‌، ضمن آنکه به خطر پدید آمدن حباب‌های گوناگون دامن می‌زند.

پیشنهاد میکنم از طریق روزنامه های اقتصادی این موضوع را دنبال کنید و اگر مایل باشید در خصوص تبعات آن بر اقتصاد خودمان در حالی که دولت دارد نرخ ارز را کنترل میکند و حذف یارانه ها و تحریم هم هست فکر میکنید برای تولید و صادرات و وارداتمان چه اتفاقی می افتد؟
من خودم هم روی این موضوع فکر میکنم و با اظهار نظرهای شما پیش میرویم. برای شروع کار اینجا را بخوانید:

ظاهرا قرار است از تجار به صورت نقدی حمایت شود. من فکر میکنم منظورشان تجار وارد کننده است وگرنه اول جوایز صادراتی صادر کنندگان را تسویه میکردند. خودتان بخوانید: http://www.econews.ir/fa/NewsContent-id_146822.aspx

پولی شدن کنکور سراسری هم از آن موضوع های جالب است. تلاش میشود که پولدارها دغدغه هایشان کمتر شود.

در خصوص کارهاییی که در سر داشتم و در پست قبلی نوشته ام تصمیماتی گرفته ام که ظاهرا این پست آنقدر مفصل شد که فرصتی برای آن نماند. شاید در پست بعدی در موردش نوشتم.

پ.ن: راستی عزیزانی که مکانیک خوندن و یا دست به آچار هستند و فنی، نمیتونین وسیله ساده ای برای این عزیزان درست کنید؟ اینجا را ببینید: href=”http://sadrizadeh.persianblog.ir/post/4894


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

دوره آموزشی قیمت گذاری

قرار است برنامه آموزشی قیمت و قیمت گذاری (مربوط به مباحث بعد از قیمت تمام شده) را طی دو نیم روز در تاریخهای ۲۹ و ۳۱ خرداد در خانه مدیران سازمان مدیریت صنعتی برگزار کنم که آگهی آنرا میتوانید در اینجا ببینید:

اوضاع بازار کاغذ تعریفی ندارد. همه مشکل نقدینگی دارند و از طرفی نیز خریدهای خارجی نیز به صورت نقدی فشار زیادی را به شرکتهای مختلف وارد نموده است.
هنوز قیمتها روند افزایشی طی میکنند و تامین بسیاری از کاغذها با مشکلاتی مواجه است و خریدهای خارجی نیز برای حداقل یک ماه بعد قابل سفارش دهی نیست.
در شرایط فعلی یک وارد کننده باید حداقل ۲۰% پیش پرداخت انجام دهد تا سفارشش را بعد از یک ماه در دستور تولید قرار دهند و حدود ۱۰-۲۰ روز بعد هم سفارشش بارگیری شده و بعد از ۲ ماه به بندر عباس برسد و اگر خوش شانس باشد یک ماه بعد در تهران آنرا تحویل گرفته و تولید و تبدیل و … کند و تازه بعد از این مدت تقریبا ۴-۵ ماهه محصولش را روانه بازار کند که تازه برود سراغ تسویه حسابهای چند ماهه و دردسرهای وصول کردن چکهای برگشتی و … که مثلا چند درصد سود کند؟ قبل و بعد مالیاتش زیاد فرقی نمیکند.
برای همین بسیاری ترجیح میدهند سرمایه شان را به بانک بسپارند تا به قول خودشان مفت بگردند و بی دردسر گذران کنند که ” تا ببینیم چی پیش میاد”
و این فاجعه وقتی عمیقتر است که این فرد صاحب واحد تولیدی باشد. واحدهای تولیدی که با این راندمان کار و بیکاری ایجاد شده ناشی از وضع بد اقتصادی و سفارشات کم حجم و فروشهای مشکوک الوصول، نگران هزینه های واحدهای تولیدی خودشان هم هستند.
بحث بهای تمام شده کالای ایرانی واقعا جدی است و باید فکری به حالش کرد. واردات بی رویه تولید بیمار را از پای در آورده است.

این روزها بحث عفاف و حجاب دارد داغ میشود. شخص من معتقدم که متاسفانه آنقدر که در طی این چند سال روی حجاب اصرار و فشار وجود داشته روی عفاف کار زیادی صورت نگرفته و متاسفانه وقتی صحبت از حجاب میشود همه تصور میکنند مخاطب فقط خانمها هستند در حالیکه اگر آقایان کمی و فقط کمی عفت خودشان را در این زمینه کنترل کنند و به خودشان اجازه ندهند که به حریم دیگران تجاوز نموده و یا به راحتی شخصیت خانمی را حتی با یک نگاه مورد تعرض قرار دهند بسیاری از مسائل و فشارهای روحی که از این بابت خانمها را آزار میدهد مرتفع شده و مسائل مربوط به حجاب و بد حجابی و … راه خودش را باز میکند و نیازی به فشار و … نخواهد بود.
همگی به خوبی شاهدیم که کم نیستند افرادی که در ظاهری با حجاب کامل اسلامی و حتی متدین (چه آقا و چه خانم) ذره ای عفت ندارند و در مقابل بسیارند زنان و مردان محجوبی که عفتشان بسیار بیشتر و نمایان تر از حجاب ظاهرشان است.
سوای اینکه حجاب هم تعریفهایی برای خودش دارد. چه برسد به تفاوت حجاب با عفاف و رابطه بین آنها و …

خیلی غر زدم. انگار نمی نوشتم بهتر بود!


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید