مروری بر تاریخچه فعالیتم در عرصه وب ایران

این متن در حال تکمیل شدن است. لطفا در تکمیل آن مشارکت کنید.

تماس یک نشریه برای تنظیم وقت مصاحبه جهت تنظیم مقاله ای در خصوص تاریخچه تبلیغات اینترنتی در ایران، مرا بر آن داشت که کمی به گذشته و سابقه فعالیتم فکر کنم و آنها را مرور کنم.

چیزهایی به یادم افتاد که مدتها بود فراموش کرده ام. از طرفی فکر کردم بد نیست همراهان عزیز بدانند که خط سیری که به اینجا رسیده ایم چگونه گذشته است. لذا این متن را در حال نگارش نگه میدارم و به مرور که چیزهایی به یادم می افتد را به آن اضافه خواهم کرد.

گرچه این پست بیشتر در مورد تاریخی از زندگی خودم است ولی از دوستان و عزیزان با سابقه ای که از اتفاقات گذشته نکات مهمی را به یاد دارند نیز درخواست میکنم با نگارش رویدادها و اتفاقات خاص آن دوران و مسائلی که با آن مواجه بودیم در کامنت این پست وبلاگم، کمک کنند این متن تکمیلتر شود.

با سپاس

 

از زمانی که با MS-DOS و GW Basic در سالهای ۶۷-۶۶ در کارخانه تراکتورسازی تبریز آشنا شدم و سعی کردم از کامپیوتر در کارها استفاده کنم تا زمانی که در سالهای ۷۲-۷۱ با مودم و ارتباط کامپیوترها از راه دور و از طریق خطوط تلفن آشنا شدم سعی میکردم با ابزارهای آن روز نظیر Foxpro کارهای جاری پدرم را مکانیزه کنم. ارتباط از طریق تلکس برایم شگفت آور بود که بعدها پای دستگاه فکس هم به دفتر پدرم باز شد. فکس مودم ۲۴۰۰ را هنوز دارم که از داخل PC به دفترمان فکسهای تستی میفرستادم! تایپ کامپیوتری با واژه پرداز بسیار ابتدایی و چاپگر ۹ سوزنه آن زمان بسیار شگفتی ساز بود.
در آن سالها تنها شبکه های اجتماعی موجود BBS ها بودند که به تدریج بر تعدادشان نیز افزوده میشد و من نیز لیستی از آنها را تحت عنوان BBSLIST جمع آوری و منتشر میکردم که طرفداران خودش را داشت. کم کم ویندوز ۳٫۱ آمد و نسخه رایگان فارسی صابرین و غیر رایگان سینا به دستمان رسید و پای مبارک صفحه گسترده به  کامپیوترمان باز شد و با QuattroPro که پدر جد اکسل امروزی مایکروسافت محسوب میشود چه کارها که نمیکردیم. به مرور پای اینترنت نیز به ایران باز شد و گرچه در ابتدا محدود به ایمیل بود ولی هاستهای داخلی نظیر RDC اولین میزبانهای صفحات وب آن زمان در ایران بودند و من با استفاده از NotePad ویندوز و مطالعه سورس کدهای صفحاتی که از طریق ایمیل دکتر یانوف به دستم میرسید طراحی وب پیجها را آغاز کردم (صفحه اینترنتی اولین حضور در  جام جهانی تیم ملی ایران آن زمان را اینجا میتوانید ببینید) و همان شد که مجله شبکه در اولین شماره انتشارش از من به عنوان طراح وب در ایران یاد کرد. تبلیغات پیکسلی، و نیز راه اندازی سیستم تبادل تبلیغات بنری با عنوان IranBannerExchange اولین کارهای دیجیتال مارکتینگ آن زمان من بود.

یک کتاب فروشی ارس هم در خیابان انقلاب انتهای یکی از پاساژها (که اسمش خاطرم نیست) بود که مرکز کپی و انتشار نرم افزار بود. تازه دیسکتهای ۳٫۵ اینچی باب شده بودند. هر بار چقدر نرم افزار میخریدیم. نه دانلودی وجود داشت و نه سی دی. نرم افزارها را روی همین دیسکتها کپی میکردند و میبردیم روی کامپیوترهایمان نصب میکردیم.
خیلی سال بعد اورکات شکل گرفت و مورد استقبال ایرانیان قرار گرفت و ایرانیان بیشترین کاربران اورکات معرفی شدند. آن سالها به این سیستمها به جای شبکه های اجتماعی میگفتند سایتهای دوست یابی! گوگل در رقابت با یاهو تازه جیمیل را راه انداخته بود با فضای گیگابایتی که برای اولین بار ارائه میشد و برای داشتنش باید دعوتنامه میداشتیم. تا اینکه کم کم اورکات هم فیلتر شد. آن موقعها فیلتر شکن و … خیلی مورد نیاز نبود. وبلاگ نویسی را از سال ۸۳ آغاز کردم و در زمینه مدیریت و تجاربم مینوشتم. همان سالها بود که بمب گوگلی را راه انداختیم تا نشنال جئوگرافیک نام خلیج فارس را در نقشه هایش اصلاح کند و این اصطلاح از آن سال وارد دیکشنری آکسفورد شد(داستانش را اینجا بخوانید). وقتی به دفعات بلاگر را فیلتر کردند دیگر نه رغبتی برای من باقی میماند که بنویسم و نه مطالبم به سهولت در دسترس مخاطبانش قرار میگرفت.

با توجه به اینکه ضریب نفوذ اینترنت بسیار بسیار محدود و کم بود و فضای اینترنت و طراحی سایت و ایجاد کسب و کار الکترونیک در ایران درآمد زا نبود و بستر فعالیت هم وجود نداشت (چون حداکثر دسترسی ها به ایمیل و چند صفحه وب با مودمهای سرعت پایین محدود میشد)، به موازات فعالیتهای مختلف کسب و کارم از شرکت هواپیمایی گرفته تا کسب و کارم در تولید کاغذ، همچنان از دانشم در زمینه کسب و کار الکترونیکی برای طراحی و پیاده سازی سیستمهای مورد نیاز شرکت خودم استفاده میکردم و با مطالعات متفرقه خودم را به روز نگه میداشتم.

صفحه اینستاگرام من

Insta

اینستاگرام نه تنها جای خودش رو در میان مردم باز کرده بلکه بیشتر و بیشتر دارد به ابزار کاربردی در تجارت الکترونیکی تبدیل میشود. خیلی ها الان دارند به راحتی از طریق تبلیغ تصاویر محصولاتشان سفارش میگیرند و یا اطلاع رسانی میکنند.

بخصوص که برای بسیاری از کسانی که هنر دستی دارند و میتوانند در منزل کارهای دستی و هنر خودشان را به فروش برسانند.

صفحه اینستاگرام من با اینکه قدیمی بود ولی فعال نبود. ولی قصد دارم آنرا بیشتر فعال کنم. محدودیتهایم این است که مهارت ایجاد عکس مناسب وقت گیر هم هست و من خیلی نمیرسم پیغام تصویری خوبی طراحی کنم و تا به حال نیز بیشتر حالت آلبوم را داشته است ولی قصد دارم بیشتر از این ابزار برای ایجاد سوال در ذهن مخاطب و باز کردن مسیر دیگری برای اندیشیدن بخصوص در مبحث تفکر سیستمی ایجاد کنم و به نوعی یک ابزار آموزشی باشد.

لطفا صفحه مرا @alirezamojahedi در اینستاگرام دنبال کنید. http://instagram.com/alirezamojahedi

منتظر نقطه نظرات شما عزیزان و کامنتهایتان در اینستاگرام هستم.

 

یکبار دیگر مشکل هاستینگ نامطمئن

سلام دوستان،

وب سایت و وبلاگم مدتی بود به سرور یکی از دوستانم منتقل شده بود. ایشان خودشان در این زمینه تبحر دارند و به همین دلیل هم من دعوتشان را پذیرفته بودم و زحمت هاستینگ سایتم با ایشان بود. ولی در زمان انتقال مجدد اطلاعات سایتهایشان به جای دیگری، به دلایل غلط یک فردی دکمه اشتباهی را زده است و کلا دیتاهای من و چند سایت دیگر پریده است!

به هر حال خوشبختانه خودم یک پشتیبان مربوط به چند ماه قبل را داشتم که البته به علت قدیمی بودنش نتوانستم سایتم را مثل قبل کنم و در نهایت چند پست آخر وبلاگم و تمامی صفحات دوره های آموزشی ام و چند صفحه ای که تغییرات جزئی داشتند به کل از دسترسم خارج شدند.

من هم الان نه وقتش را دارم و نه حوصله آنرا که بنشینم دوباره برای آن صفحات وقت بگذارم و طراحی شان کنم. از دست رفتن پستهای وبلاگ که اتفاقا از پستهایی بودند که خودم خیلی خوشم می آمد هم جای خود دارد.

حالا در تلاشم ببینم از کجا میتوانم دیتا بیسهای جدیدتری از سایتم را پیدا کنم و جایگزین کنم. اگر درست شد که شد. اگر نه که دیگر هیچ و به همین صورت ادامه میدهم.

در ابرستان به دلیل خاصیت ابری و چند سروری چنین مشکلاتی را نخواهیم داشت ولی چون سایتم وردپرسی است فعلا نمیتوانم از سرورهای ویندوزی ابرستان برای نصب وردپرس استفاده کنم و از طرفی خارج کردن سایتم از فرمت وردپرس نیازمند طراحی مجدد آن با سایت ساز ابرستان است که علیرغم آنکه کار ساده ای است ولی  باید تا تمام شدن کار تکمیل نرم افزار سایت ساز ابرستان صبر کنم و خب به هر حال طراحی مجدد سایتم وقت و حوصله و ذوق خودش را میخواهد. من همه به جزئیات حساس هستم باید سر فرصت و با ذوق و حوصله کارهایش را انجام دهم.

در مورد دوره های آموزشی دیروز دوره ششم مدیریت خدمات به خوبی و با موفقیت و استقبال خوب عزیزان برگزار شد و خوشبختانه همه خیلی راضی بودند. قول داده بودم یک دوره دیگر را برای روزهای پنجشنبه برگزار کنم که خواهم کرد.

ولی در مورد دوره هشتم روشهای قیمت گذاری هم علاقمندان فعلا میتوانند از طریق سایت شرکت برگزار کننده ثبت نام کنند www.aidi.ir

برای دوره های بعدی باید وقت بگذارم و صفحات وبم را از نو بسازم که میدانم با متراکم شدن کارهای اجرایی ابرستان که تقریبا نرم افزار سایت سازش دارد به مراحل عرضه نزدیک میشود و کارهای مربوط به همایشها و سمینارهای بین الملی aidigroup این کار طول خواهد کشید.

برای همین لازم دانستم از این بابت عذر خواهی کنم.

ابرستان (ابرـــــتان) نام کسب و کار جدید من

را images

ابرـــــتان

فعالیت جدیدم در زمینه تجارت الکترونیک را به نام ابرستان نام گذاری کردم.

ابرـــــتان برای ایجاد نرم افزارهای مبتنی بر رایانش ابری و از جمله سیستم سایت ساز و فروشگاه ساز قدرتمندی که کمک کند به ساده ترین روش افراد عادی بتوانند سایت حرفه ای خود را برپا نمایند.

ابرستان را برای رفع نیازهای رو به رشد نرم افزاری کمپانی هایی ایجاد کرده ایم که در هر سایز و اندازه ای که باشند بتوانند از امکاناتی که کمپانی های بزرگ بهره مند هستند بهره مند شوند. به کمک ابرستان دیگر احتیاج به راه اندازی یک سیستم کاملا وابسته به سخت افزارهای قدرتمند و مشکلات و محدودیتهای نگهداری و به روز رسانی آنها نیست. میتوانید به نرم افزارهایتان همیشه و از هر جا با هر کامپیوتر و موبایل و تبلتی که اختیار دارید دسترسی داشته باشید.

ابرـــــتان را از این جاها میتوانیددنبال کنید:
https://www.facebook.com/Abrestan
https://www.linkedin.com/company/abrestan
تا اینکه سایتش به آدرس www.abrestan.com بالا بیاد
قرار است با ارائه راهکارهای نرم افزاری مبتنی بر پردازش ابری تحولات زیادی ایجاد کنیم. با سایت ساز و فروشگاه ساز اینترنتی کار دارد کلید میخورد.
برای موفقیتش به دعا و حمایت شما عزیزان نیاز دارم

انتخاب حوزه تخصصی

برگ های تقویم چه تند تند ورق میخورند.
قریب به ۲۲ سال است که در حوزه مدیریت فعالیت میکنم. خودم هم برایم باور کردنش آسان نبود. زمانی که ۱۳۷۱ مدیریت عملیات شمالغرب هواپیمایی کاسپین را بر عهده گرفتم دانشجو مقطع کارشناسی مدیریت صنعتی بودم که با یک بریفینگ ۱ ماهه اوضاع کار را به دستم گرفته بودم و در حالیکه بلیط مسیر ما در ایران ایر ۱۹۰۰ تومان بود قیمتمان را ۲۴۰۰ تومان تعیین کرده بودم و از یک پرواز مسیر تهران تبریز ارومیه در هفته ظرف ۴ ماه رسیدیم به دو پرواز در روز تهران تبریز و بالعکس. تا اینکه نرخها یکسان سازی شد و … و من آن کار را ترک کردم.
به هر حال اکنون ۲۲ سال از آن تاریخ میگذرد.
چند وقتی است که به این موضوع فکر میکنم که حیطه تخصصی ام را تعیین کنم. احساس میکنم شاخه ها دارند زیاد میشوند و من بهتر است تخصصی تر روی موضوع خاصی کار کنم و تمرکزم را از دست ندهم.
در این مدت بیشتر عمرم در حوزه طراحی سیستمهای مدیریتی، مدریت کسب و کار، مدیریت بازاریابی و مدیریت کیفیت سپری شده است. دستاوردها و افتخارات و جوایزی هم نصیبم شده است از جمله دعوت شدن به سمینار دمینگ در آمریکا و عضویت افتخاری سازمان کیفیت آسیا و اقیانوسیه. به اقتضای مدیر عامل بودن و مدیر مالک بودنم نیز هم علاقه و هم الزام داشتم در موضوعات متعدد وارد شوم.
مثلا مدیریت کیفیت را از سال ۷۸ که میخواستم ایزو ۹۰۰۰ را در شرکت استقرار دهم تا ۱۳۸۶ که دیگر حتی EFQM و شش سیگما هم مرا اقناع نمیکرد به طور وسیع و عمیق کار میکردم.
مدیریت بازاریابی و مدیریت خدمات که همیشه در طول همه این سالها دغدغه ذهنی ام بوده است.
از سالهای ۷۲ هم که در فضای کسب و کار الکترونیک و تبلیغات اینترنتی و بازاریابی الکترونیکی بوده ام و در طول این سالها پروژه های متعددی را چه برای خودم چه برای دیگران و یا چه برای خودم توسط دیگران (به دلیل محدودیت مهارتهای برنامه نویسی و کد نویسی خودم)، طراحی و اجرا کرده ام و هنوز هم که هنوز است مفرح وجودم است و در حال طراحی ابزارهایی برای  ارائه به بازار جهانی در زمینه ایجاد راه حلهای آماده برای کسب و کارهای مجازی هستم.
کسب و کار الکترونیک را از آن جهت دوست دارم که تمام تجارب و دانش نداشته و داشته مدیریتی ام با آی تی در آمیحته میشود و هر ناممکنی را ممکن میسازد.
رویکرد سیستمی هم که در طول همه این سالها رویکرد من در تمامی سیستمایی بوده است که یا خلق کرده ام یا بهبودش داده ام.
تدریس در حوزه های فوق هم زنگ تفریحی برای ذهنم بوده است بخصوص تدریس برای دانشجویان MBA که همگی دستی در آتش مدیریت اجرایی دارند تا فرصتی باشد که اولا از فضای کسب و کار خارج شده با مدیران گپ و گفت علمی و مباحثه تجربی داشته باشم و هم اینکه بهانه ای باشد برای یادگیری بیشتر از چالشهای کلاسها و پرسشهای خوب که مجبورم کرده اند دائما بیشتر مطالعه کنم.
اکنون باید انتخاب میکردم.
تقریبا دو سه ماهی هست که در ذهنم به آن مپردازم.بالاخره کدامیک را بیشتر دوست دارم؟
چند وقت پیش فکر کردم حوزه کسب و کار الکترویک را واقعا هم دوست دارم و هم ظاهرا استعدادی در آن دارم.
امروزه متوجه شده ام که اصولا طراحی کسب و کار و توسعه آنها علاقه اصلی من است. حال چه از نوع الکترونیکی اش باشد یا  غیر الکترونیکی اش در هر دو بطن قضیه یکی است.
بازاریابی و مدیریت خدمات و مدیریت کیفیت را به عنوان ابزارهایی میبینم در اختیار مدیریت عالی جهت ناهمگن سازی.
خود ناهمگن سازی و ایجاد وجه تمایز را هم خوب بلدم انجام دهم. تجارب خیلی خوبی هم در این زمینه دارم.
در کل به این نتیجه رسیدم که چون علاقمند به فلسفه مدیریت و رویکرد سیستمی هستم و تمامی تجاربم در حوزه مدیریت کسب و کار و کارآفرینی بوده است (چه از نوع الکترونیکی چه غیر الکترونیکی) از هر نوع فعالیتی اعم از اجرایی و طراحی سیستم و آموزش و مشاوره در حوزه های مدیریت بازار و بازاریابی الکترونیکی، مدیریت کیفیت و مدیریت خدمات خارج شوم و صرفا با استفاده از رویکرد سیستمی به مباحث رهبری سازمانی، مدیریت سازمانها و کسب  کارهای پیچیده و بسیار بزرگ و کارآفرینی به عنوان حوزه تخصصی خودم بپردازم و حوزه های تدریسم را نیز محدود کنم به تفکر سیستمی، مدیریت کسب و کار(الکترونیکی و غیر الکترونیکی) و کارآفرینی و درس مدیریت سازمانهای پیچیده (فقط در دانشگاههای که این درس برای مقاطع MBA تدریس میشود).
تقریبا همه این عناوین در یک راستا و در یک جهت هستند و در این صورت فکر میکنم از انرژی ام بهتر و موثرتر استفاده خواهم کرد و ذهنم را خسته نخواهم کرد.
در مورد کتابهایی که آماده چاپ دارم و یا قصد تالیفشان را دارم تصمیم گرفتم با توجه به وضع بد کتابخوانی تا زمانی که حامی مالی برایشان پیدا نکرده ام سرمایه ام را در قفسه کتاب فروشی ها نخوابانم.
توکل بر خدا.

از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

مصاحبه شبکه ۵ با برادرم

مصاحبه تلوزیونی برادر عزیزم پروفسور دکتر مسعود مجاهدی نسب که صبح امروز به طور زنده از شبکه پنج تهران در مورد بهداشت دهان و دندان معلولین پخش شد را اگر دوست داشتید میتوانید در اینجا مشاهده فرمایید:

http://www.telewebion.com/…/%D8%A8%D9%87%D8%AF%D8%A7%D8%B4%…

آنقدر شکسته نفس است که مایل نیست از لقب پروفسور برایش استفاده کنند. او در کهریزک به طور رایگان خود را وقف بیماران معلول نموده است و نه تنها هیچ هزینه ای از بیمار یا موسسه خیریه نمیگیرد بلکه تا جایی که از توانش بر می آید کمک میکند.
نه به خاطر اینکه برادرم است ولی حیفم آمد از شرافتش و انسانیتش ذکر نکنم.

 

همان بهتر که اینجا فیلتر شده است

تا آمدم چند خطی بنویسم دیدم نوشته هایم انتقادی شد.
انتقاد برای چه کسی؟ اصلا انتقاد بکنم که چه شود؟ که کس دیگری غرهایم را بشنود؟
کسی هم توجهی میکند؟ سر انجامش جز معترض بودن نیست.
پس همان بهتر که اینجا فیلتر باشد که هم من نتوانم بنویسم هم کسی نتواند بخواند.
من هم به خودم زحمت رد شدن از فیلترینگ و … را هم نمیدهم.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

چشمم به جمال وبلاگ خودم روشن

بالاخره بعد از مدتها چشمم به جمال وبلاگ خودم روشن شد. این فیلترینگ خیلی روی کارهای نشر دیجیتالم تاثیر گذاشته است.

افزایش شدید و ناگهانی قیمت ارز بازار و اقتصاد را با شوک بزرگی مواجه کرده است. در این سالها ارتباط ریال و دلار کنترل شده بوده است برای همین نمیدانیم تا کجا قرار است افزایش ادامه یابد و یا اگر اتفاقی در دنیا افتاد آن اتفاق چه انعکاسی در داخل خواهد داشت ولی به هر حال همه اقتصاد ما روی نرخ دلار و سکه نمی چرخد ولی نفت چرا.
به هر حال اگر به همین منوال پیش برود فرصت خوبی هم برای صادرات فراهم میشود چرا که عملا قیمت کالای ایرانی در بازار خارجی بسیار پایین می آید به شرط آنکه خط تولیدی زنده باشد و بتواند محصولی برای صادرات عرضه کند.
خبرهای بحرانهای منطقه هم فعلا داغ هستند. به نظرم شاید اگر اتفاق تازه ای رخ ندهد و شرایط همینی که امروز هست باقی بماند تا اردیبهشت سال بعد (یعنی تا رفع خماری تعطیلات نوروز و اثرات بعد از تعطیلات در بازار) باید با احتیاط گام برداریم چون از فردای فعالیت اقتصادی خود بی خبر هستیم.
تولید کنندگانی که مثل ما وابستگی بسیاری به واردات دارند (همه کاغذهایی که ما روی آنها فعالیت تکمیلی انجام میدهیم وارداتی هستند) بیشترین آسیبها را از نوسانات اخیر می بینند و هیچ قدمی هم از طرف دولت برای حمایت برداشته نمیشود. دود این آسیبها به چشم بانکها نیز خواهد رفت که میمانند با شرکتهای تولیدی بدهکاری که نمیتوانند اقساطشان با بپردازند چه کنند.
چقدر خوب که حداقل به بانکها بدهکار نیستم وگرنه فشار عصبی آن در این شرایط واقعا سنگین است.
در این مجال خبر راه اندازی واحد البرز شرکتمان را هم اگر خواستید اینجا بخوانید.
بد موقعی راه اندازی کردیم انگار! 🙂


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

استخدام فرزندان کارکنان

امروز یک نفر به پرسنل شرکتمان اضافه شد. شاید خیلی اتفاق عجیبی نباشد چرا که روزانه صدها نفر استخدام می شوند.
ولی برای ما جالب بود چون پسر یکی از قدیمی ترین پرسنلمان را استخدام کردیم.
پدرش بعد از معارفه ای که صورت گرفت وقتی تنها شدیم به من گفت: “یادت می آید روزها اول به من می گفتی باید این شرکت را جوری نگهداری و بزرگ کنیم که بچه های ما بیایند به جای ما آن را اداره کنند؟ امروز این اتفاق افتاد و من هیچ وقت باور نمی کردم چنین روزی پیش بیاید.”
راستش خود من هم باور نمی کردم که سن شرکتم به جایی برسد که شاهد چنین اتفاقی باشم. ولی به هر حال این راه ادامه دارد و خوشحالم که با همه ناملایمات و سختی ها داریم پیش می رویم.
راستی چه کسی قرار است جای من را در این شرکت بگیرد؟ آیا دخترم اصلا علاقه ای به این کار خواهد داشت؟ یا قرار است یکی از کارکنان فعلی یا آتی شرکت این مسئولیت را بر عهده بگیرند؟
جانشین پروری برای همه سازمانها مسئله مهمی بوده است. ناگفته نماند که از همان روزهای نخستین هم به این موضوع فکر میکردم و هنوز هم فکر میکنم. ولی تا امروز جانشین مناسبی برای خودم را نتوانسته ام تربیت کنم. باید بیشتر به فکرش باشم.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

آغاز سال نو و دهه ۹۰ مبارک

از فرصت استفاده کرده و قبل از هر چیز فرا رسیدن سال نو که همزمان با آغاز دهه ۹۰ میباشد را به یکایک شما دوستان و عزیزانی که همیشه انتقادها و تشویقهایتان را از من دریغ ننموده اید تبریک عرض نموده و امیدوارم سال آینده و بخصوص ده ۹۰ برای شما و خانواده محترمتان سرشار از شادی و سلامتی و موفقیت و برکت باشد.

امیدوارم آرزوهایتان بزرگ و بزرگتر شده و هم آنها یکی پس از دیگری و هر جا هم که خودتان دوست داشتید همه یا چندتایشان باهم، تحقق یابند.

دو هفته قبل به مراسم نخستین برنامه تجلیل از پیشتازان کیفیت کشور که ۱۹ اسفند در سالن همایشهای صدا و سیما برگزار میشد دعوت شده بودم. دعوت شدن من به آن فضایی که همیشه چه با دیدن پیش کسوتان پیشرو و چه با دیدن شرکتهای پولدار پس رو (مثال ادب از که آموختی از بی ادبان) مرا دوباره به حال و هوای اوایل دهه ۸۰ برگرداند که به تازه در این مسیر حرکتمان را آغاز کرده بودیم و این برنامه ها که امیدواری و رضایت از عملکرد خودم را را در من زنده میکند بسیار برایم غنیمت است بخصوص اینکه از سال ۹۰ موج جدید توجه به کیفیت و بهره وری در شرکتم ایجاد خواهد شد.

یکی از اشکالاتی که این جشنواره داشت تقدیر از شرکتی بود که هنوز قدمت حضور محصولش در بازار به یک سال نمیرسد. تعجب میکنم که چگونه ارزیابی دقیقی از محصول آن و بررسی فیدبک های بازار محصول آن شرکت داشتند.
یکی از بهترین لحظات این مراسم تجلیل از جناب آقای دکتر ابیلی یکی از برجسته ترین اساتید مبحث مدیریت کیفیت خدمات بود. ایشان را هرگز با برخی اساتیدی که اتفاقا از خارج از کشور هم برای تدریس مدیریت خدمات دعوت میشوند و جز مباحث ۳۰ سال پیش حرف جدیدی برای گفتن ندارند قابل مقایسه نمیدانم. برایشان سلامتی و طول عمر آرزومندم.
به همین بهانه چند خطی مینویسم.
از سالها پیش کیفیت را بر مبنای ۴M استوار میدانند. ۴ حرفی که از ابتدای حروف انگلیسی ماشین، نیروی انسانی، مدیریت و روشها تشکیل شده اند. من شخصا امروزه بر این عقیده هستم که کل کیفیت فقط در مدیریت و البته نه در خود مدیریت بلکه در ذهنیت و رویکرد مدیریت هر سازمان تعریف میشود و بس. به عبارتی شاید برای اولین بار باشد که کسی مطرح میکند دیگر ۴M تاریخش گذشت و باید به M به توان ۲ یعنی Management Mentality پرداخت. تمامی فعالیتهای مربوط به کیفیت و تمامی عوامل تاثیر گذار در کیفیت از همین عامل سرچشمه میگیرند. و چقدر هم از پرورش آن در جامعه غافلیم.

اگر بخواهم به عوامل محیطی اشاره کنم باید عرض کنم که توسعه یافتگی که خود ناشی از ذهنیت سران و رهبران و مدیران و خلاصه کلام تصمیم گیرندگان جامعه است تاثیر بسزایی به عنوان عامل محیطی در اجرا و پیاده سازی برنامه های توسعه خدمات دارد وپیاده سازی استانداردهای ایزو ۱۰۰۰۳ هم بدون آن کاری پیش نخواهد برد. درست زمانی که خیلی ها تصور میکنند با گرفتن گواهینامه ایزو ۹۰۰۰ کار تمام است بر عکس آن اتفاق افتاده است و تازه کار اصلی از آن لحظه شروع میشود.
حوصله تان را سر نمیبرم.

برنامه هایی را برای ارتقای فروش و بازاریابی از طریق بهبود نظام مدیریت کیفیت شرکت دارم که امیدوارم از سال ۹۰ که اولین سال دهه ۹۰ است بتوانم تک تک آنها را تحقق بخشم. قرار است که امسال بیشتر شد کنیم. دو دستگاه از ماشین آلات مورد نیاز برای تولید فرم را هم خریداری کرده ایم که بیشتر ما را در مقابل رقبایمان رقابتی تر خواهد کرد. بهبودهایی هم در مدیریت انبار و ارسال سفارشات داشتیم علیرغم آنکه تجارب بسیار خوبی نیز در زمینه تولید کاغذهای کاربن لس بدست آوردیم که قطعا در دهه آینده با استحکام بیشتری در بازار مطرح خواهیم شد.

در آخرین هفته هم که مورد اظهار لطف حوزه مالیاتی برای ارزیابی اسناد مالی قرار گرفتیم و بار دیگر به این نتیجه رسیدیم که اصولا اداره دارایی کاری با عملکرد ندارد بلکه مالیات هر سال باید نسبت با مالیات پرداختی سال قبل رشد حدود ۲۰ الی ۳۰ درصدی داشته باشد. با این وضعیت نمیتوان ادامه داد. به هر حال یک جایی باید جلوی این حلقه معیوب گرفته شود. برای رفع همیشگی مشکل مالیات بر درآمد شرکت باید فکر اساسی تری بکنم. از تجربیات دوستانم کمک خواهم گرفت.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید