صفحه اینستاگرام من

Insta

اینستاگرام نه تنها جای خودش رو در میان مردم باز کرده بلکه بیشتر و بیشتر دارد به ابزار کاربردی در تجارت الکترونیکی تبدیل میشود. خیلی ها الان دارند به راحتی از طریق تبلیغ تصاویر محصولاتشان سفارش میگیرند و یا اطلاع رسانی میکنند.

بخصوص که برای بسیاری از کسانی که هنر دستی دارند و میتوانند در منزل کارهای دستی و هنر خودشان را به فروش برسانند.

صفحه اینستاگرام من با اینکه قدیمی بود ولی فعال نبود. ولی قصد دارم آنرا بیشتر فعال کنم. محدودیتهایم این است که مهارت ایجاد عکس مناسب وقت گیر هم هست و من خیلی نمیرسم پیغام تصویری خوبی طراحی کنم و تا به حال نیز بیشتر حالت آلبوم را داشته است ولی قصد دارم بیشتر از این ابزار برای ایجاد سوال در ذهن مخاطب و باز کردن مسیر دیگری برای اندیشیدن بخصوص در مبحث تفکر سیستمی ایجاد کنم و به نوعی یک ابزار آموزشی باشد.

لطفا صفحه مرا @alirezamojahedi در اینستاگرام دنبال کنید. http://instagram.com/alirezamojahedi

منتظر نقطه نظرات شما عزیزان و کامنتهایتان در اینستاگرام هستم.

 

یکبار دیگر مشکل هاستینگ نامطمئن

سلام دوستان،

وب سایت و وبلاگم مدتی بود به سرور یکی از دوستانم منتقل شده بود. ایشان خودشان در این زمینه تبحر دارند و به همین دلیل هم من دعوتشان را پذیرفته بودم و زحمت هاستینگ سایتم با ایشان بود. ولی در زمان انتقال مجدد اطلاعات سایتهایشان به جای دیگری، به دلایل غلط یک فردی دکمه اشتباهی را زده است و کلا دیتاهای من و چند سایت دیگر پریده است!

به هر حال خوشبختانه خودم یک پشتیبان مربوط به چند ماه قبل را داشتم که البته به علت قدیمی بودنش نتوانستم سایتم را مثل قبل کنم و در نهایت چند پست آخر وبلاگم و تمامی صفحات دوره های آموزشی ام و چند صفحه ای که تغییرات جزئی داشتند به کل از دسترسم خارج شدند.

من هم الان نه وقتش را دارم و نه حوصله آنرا که بنشینم دوباره برای آن صفحات وقت بگذارم و طراحی شان کنم. از دست رفتن پستهای وبلاگ که اتفاقا از پستهایی بودند که خودم خیلی خوشم می آمد هم جای خود دارد.

حالا در تلاشم ببینم از کجا میتوانم دیتا بیسهای جدیدتری از سایتم را پیدا کنم و جایگزین کنم. اگر درست شد که شد. اگر نه که دیگر هیچ و به همین صورت ادامه میدهم.

در ابرستان به دلیل خاصیت ابری و چند سروری چنین مشکلاتی را نخواهیم داشت ولی چون سایتم وردپرسی است فعلا نمیتوانم از سرورهای ویندوزی ابرستان برای نصب وردپرس استفاده کنم و از طرفی خارج کردن سایتم از فرمت وردپرس نیازمند طراحی مجدد آن با سایت ساز ابرستان است که علیرغم آنکه کار ساده ای است ولی  باید تا تمام شدن کار تکمیل نرم افزار سایت ساز ابرستان صبر کنم و خب به هر حال طراحی مجدد سایتم وقت و حوصله و ذوق خودش را میخواهد. من همه به جزئیات حساس هستم باید سر فرصت و با ذوق و حوصله کارهایش را انجام دهم.

در مورد دوره های آموزشی دیروز دوره ششم مدیریت خدمات به خوبی و با موفقیت و استقبال خوب عزیزان برگزار شد و خوشبختانه همه خیلی راضی بودند. قول داده بودم یک دوره دیگر را برای روزهای پنجشنبه برگزار کنم که خواهم کرد.

ولی در مورد دوره هشتم روشهای قیمت گذاری هم علاقمندان فعلا میتوانند از طریق سایت شرکت برگزار کننده ثبت نام کنند www.aidi.ir

برای دوره های بعدی باید وقت بگذارم و صفحات وبم را از نو بسازم که میدانم با متراکم شدن کارهای اجرایی ابرستان که تقریبا نرم افزار سایت سازش دارد به مراحل عرضه نزدیک میشود و کارهای مربوط به همایشها و سمینارهای بین الملی aidigroup این کار طول خواهد کشید.

برای همین لازم دانستم از این بابت عذر خواهی کنم.

ابرستان (ابرـــــتان) نام کسب و کار جدید من

را images

ابرـــــتان

فعالیت جدیدم در زمینه تجارت الکترونیک را به نام ابرستان نام گذاری کردم.

ابرـــــتان برای ایجاد نرم افزارهای مبتنی بر رایانش ابری و از جمله سیستم سایت ساز و فروشگاه ساز قدرتمندی که کمک کند به ساده ترین روش افراد عادی بتوانند سایت حرفه ای خود را برپا نمایند.

ابرستان را برای رفع نیازهای رو به رشد نرم افزاری کمپانی هایی ایجاد کرده ایم که در هر سایز و اندازه ای که باشند بتوانند از امکاناتی که کمپانی های بزرگ بهره مند هستند بهره مند شوند. به کمک ابرستان دیگر احتیاج به راه اندازی یک سیستم کاملا وابسته به سخت افزارهای قدرتمند و مشکلات و محدودیتهای نگهداری و به روز رسانی آنها نیست. میتوانید به نرم افزارهایتان همیشه و از هر جا با هر کامپیوتر و موبایل و تبلتی که اختیار دارید دسترسی داشته باشید.

ابرـــــتان را از این جاها میتوانیددنبال کنید:
https://www.facebook.com/Abrestan
https://www.linkedin.com/company/abrestan
تا اینکه سایتش به آدرس www.abrestan.com بالا بیاد
قرار است با ارائه راهکارهای نرم افزاری مبتنی بر پردازش ابری تحولات زیادی ایجاد کنیم. با سایت ساز و فروشگاه ساز اینترنتی کار دارد کلید میخورد.
برای موفقیتش به دعا و حمایت شما عزیزان نیاز دارم

انتخاب حوزه تخصصی

برگ های تقویم چه تند تند ورق میخورند.
قریب به ۲۲ سال است که در حوزه مدیریت فعالیت میکنم. خودم هم برایم باور کردنش آسان نبود. زمانی که ۱۳۷۱ مدیریت عملیات شمالغرب هواپیمایی کاسپین را بر عهده گرفتم دانشجو مقطع کارشناسی مدیریت صنعتی بودم که با یک بریفینگ ۱ ماهه اوضاع کار را به دستم گرفته بودم و در حالیکه بلیط مسیر ما در ایران ایر ۱۹۰۰ تومان بود قیمتمان را ۲۴۰۰ تومان تعیین کرده بودم و از یک پرواز مسیر تهران تبریز ارومیه در هفته ظرف ۴ ماه رسیدیم به دو پرواز در روز تهران تبریز و بالعکس. تا اینکه نرخها یکسان سازی شد و … و من آن کار را ترک کردم.
به هر حال اکنون ۲۲ سال از آن تاریخ میگذرد.
چند وقتی است که به این موضوع فکر میکنم که حیطه تخصصی ام را تعیین کنم. احساس میکنم شاخه ها دارند زیاد میشوند و من بهتر است تخصصی تر روی موضوع خاصی کار کنم و تمرکزم را از دست ندهم.
در این مدت بیشتر عمرم در حوزه طراحی سیستمهای مدیریتی، مدریت کسب و کار، مدیریت بازاریابی و مدیریت کیفیت سپری شده است. دستاوردها و افتخارات و جوایزی هم نصیبم شده است از جمله دعوت شدن به سمینار دمینگ در آمریکا و عضویت افتخاری سازمان کیفیت آسیا و اقیانوسیه. به اقتضای مدیر عامل بودن و مدیر مالک بودنم نیز هم علاقه و هم الزام داشتم در موضوعات متعدد وارد شوم.
مثلا مدیریت کیفیت را از سال ۷۸ که میخواستم ایزو ۹۰۰۰ را در شرکت استقرار دهم تا ۱۳۸۶ که دیگر حتی EFQM و شش سیگما هم مرا اقناع نمیکرد به طور وسیع و عمیق کار میکردم.
مدیریت بازاریابی و مدیریت خدمات که همیشه در طول همه این سالها دغدغه ذهنی ام بوده است.
از سالهای ۷۲ هم که در فضای کسب و کار الکترونیک و تبلیغات اینترنتی و بازاریابی الکترونیکی بوده ام و در طول این سالها پروژه های متعددی را چه برای خودم چه برای دیگران و یا چه برای خودم توسط دیگران (به دلیل محدودیت مهارتهای برنامه نویسی و کد نویسی خودم)، طراحی و اجرا کرده ام و هنوز هم که هنوز است مفرح وجودم است و در حال طراحی ابزارهایی برای  ارائه به بازار جهانی در زمینه ایجاد راه حلهای آماده برای کسب و کارهای مجازی هستم.
کسب و کار الکترونیک را از آن جهت دوست دارم که تمام تجارب و دانش نداشته و داشته مدیریتی ام با آی تی در آمیحته میشود و هر ناممکنی را ممکن میسازد.
رویکرد سیستمی هم که در طول همه این سالها رویکرد من در تمامی سیستمایی بوده است که یا خلق کرده ام یا بهبودش داده ام.
تدریس در حوزه های فوق هم زنگ تفریحی برای ذهنم بوده است بخصوص تدریس برای دانشجویان MBA که همگی دستی در آتش مدیریت اجرایی دارند تا فرصتی باشد که اولا از فضای کسب و کار خارج شده با مدیران گپ و گفت علمی و مباحثه تجربی داشته باشم و هم اینکه بهانه ای باشد برای یادگیری بیشتر از چالشهای کلاسها و پرسشهای خوب که مجبورم کرده اند دائما بیشتر مطالعه کنم.
اکنون باید انتخاب میکردم.
تقریبا دو سه ماهی هست که در ذهنم به آن مپردازم.بالاخره کدامیک را بیشتر دوست دارم؟
چند وقت پیش فکر کردم حوزه کسب و کار الکترویک را واقعا هم دوست دارم و هم ظاهرا استعدادی در آن دارم.
امروزه متوجه شده ام که اصولا طراحی کسب و کار و توسعه آنها علاقه اصلی من است. حال چه از نوع الکترونیکی اش باشد یا  غیر الکترونیکی اش در هر دو بطن قضیه یکی است.
بازاریابی و مدیریت خدمات و مدیریت کیفیت را به عنوان ابزارهایی میبینم در اختیار مدیریت عالی جهت ناهمگن سازی.
خود ناهمگن سازی و ایجاد وجه تمایز را هم خوب بلدم انجام دهم. تجارب خیلی خوبی هم در این زمینه دارم.
در کل به این نتیجه رسیدم که چون علاقمند به فلسفه مدیریت و رویکرد سیستمی هستم و تمامی تجاربم در حوزه مدیریت کسب و کار و کارآفرینی بوده است (چه از نوع الکترونیکی چه غیر الکترونیکی) از هر نوع فعالیتی اعم از اجرایی و طراحی سیستم و آموزش و مشاوره در حوزه های مدیریت بازار و بازاریابی الکترونیکی، مدیریت کیفیت و مدیریت خدمات خارج شوم و صرفا با استفاده از رویکرد سیستمی به مباحث رهبری سازمانی، مدیریت سازمانها و کسب  کارهای پیچیده و بسیار بزرگ و کارآفرینی به عنوان حوزه تخصصی خودم بپردازم و حوزه های تدریسم را نیز محدود کنم به تفکر سیستمی، مدیریت کسب و کار(الکترونیکی و غیر الکترونیکی) و کارآفرینی و درس مدیریت سازمانهای پیچیده (فقط در دانشگاههای که این درس برای مقاطع MBA تدریس میشود).
تقریبا همه این عناوین در یک راستا و در یک جهت هستند و در این صورت فکر میکنم از انرژی ام بهتر و موثرتر استفاده خواهم کرد و ذهنم را خسته نخواهم کرد.
در مورد کتابهایی که آماده چاپ دارم و یا قصد تالیفشان را دارم تصمیم گرفتم با توجه به وضع بد کتابخوانی تا زمانی که حامی مالی برایشان پیدا نکرده ام سرمایه ام را در قفسه کتاب فروشی ها نخوابانم.
توکل بر خدا.

از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

مصاحبه شبکه ۵ با برادرم

مصاحبه تلوزیونی برادر عزیزم پروفسور دکتر مسعود مجاهدی نسب که صبح امروز به طور زنده از شبکه پنج تهران در مورد بهداشت دهان و دندان معلولین پخش شد را اگر دوست داشتید میتوانید در اینجا مشاهده فرمایید:

http://www.telewebion.com/…/%D8%A8%D9%87%D8%AF%D8%A7%D8%B4%…

آنقدر شکسته نفس است که مایل نیست از لقب پروفسور برایش استفاده کنند. او در کهریزک به طور رایگان خود را وقف بیماران معلول نموده است و نه تنها هیچ هزینه ای از بیمار یا موسسه خیریه نمیگیرد بلکه تا جایی که از توانش بر می آید کمک میکند.
نه به خاطر اینکه برادرم است ولی حیفم آمد از شرافتش و انسانیتش ذکر نکنم.

 

همان بهتر که اینجا فیلتر شده است

تا آمدم چند خطی بنویسم دیدم نوشته هایم انتقادی شد.
انتقاد برای چه کسی؟ اصلا انتقاد بکنم که چه شود؟ که کس دیگری غرهایم را بشنود؟
کسی هم توجهی میکند؟ سر انجامش جز معترض بودن نیست.
پس همان بهتر که اینجا فیلتر باشد که هم من نتوانم بنویسم هم کسی نتواند بخواند.
من هم به خودم زحمت رد شدن از فیلترینگ و … را هم نمیدهم.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

چشمم به جمال وبلاگ خودم روشن

بالاخره بعد از مدتها چشمم به جمال وبلاگ خودم روشن شد. این فیلترینگ خیلی روی کارهای نشر دیجیتالم تاثیر گذاشته است.

افزایش شدید و ناگهانی قیمت ارز بازار و اقتصاد را با شوک بزرگی مواجه کرده است. در این سالها ارتباط ریال و دلار کنترل شده بوده است برای همین نمیدانیم تا کجا قرار است افزایش ادامه یابد و یا اگر اتفاقی در دنیا افتاد آن اتفاق چه انعکاسی در داخل خواهد داشت ولی به هر حال همه اقتصاد ما روی نرخ دلار و سکه نمی چرخد ولی نفت چرا.
به هر حال اگر به همین منوال پیش برود فرصت خوبی هم برای صادرات فراهم میشود چرا که عملا قیمت کالای ایرانی در بازار خارجی بسیار پایین می آید به شرط آنکه خط تولیدی زنده باشد و بتواند محصولی برای صادرات عرضه کند.
خبرهای بحرانهای منطقه هم فعلا داغ هستند. به نظرم شاید اگر اتفاق تازه ای رخ ندهد و شرایط همینی که امروز هست باقی بماند تا اردیبهشت سال بعد (یعنی تا رفع خماری تعطیلات نوروز و اثرات بعد از تعطیلات در بازار) باید با احتیاط گام برداریم چون از فردای فعالیت اقتصادی خود بی خبر هستیم.
تولید کنندگانی که مثل ما وابستگی بسیاری به واردات دارند (همه کاغذهایی که ما روی آنها فعالیت تکمیلی انجام میدهیم وارداتی هستند) بیشترین آسیبها را از نوسانات اخیر می بینند و هیچ قدمی هم از طرف دولت برای حمایت برداشته نمیشود. دود این آسیبها به چشم بانکها نیز خواهد رفت که میمانند با شرکتهای تولیدی بدهکاری که نمیتوانند اقساطشان با بپردازند چه کنند.
چقدر خوب که حداقل به بانکها بدهکار نیستم وگرنه فشار عصبی آن در این شرایط واقعا سنگین است.
در این مجال خبر راه اندازی واحد البرز شرکتمان را هم اگر خواستید اینجا بخوانید.
بد موقعی راه اندازی کردیم انگار! 🙂


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

استخدام فرزندان کارکنان

امروز یک نفر به پرسنل شرکتمان اضافه شد. شاید خیلی اتفاق عجیبی نباشد چرا که روزانه صدها نفر استخدام می شوند.
ولی برای ما جالب بود چون پسر یکی از قدیمی ترین پرسنلمان را استخدام کردیم.
پدرش بعد از معارفه ای که صورت گرفت وقتی تنها شدیم به من گفت: “یادت می آید روزها اول به من می گفتی باید این شرکت را جوری نگهداری و بزرگ کنیم که بچه های ما بیایند به جای ما آن را اداره کنند؟ امروز این اتفاق افتاد و من هیچ وقت باور نمی کردم چنین روزی پیش بیاید.”
راستش خود من هم باور نمی کردم که سن شرکتم به جایی برسد که شاهد چنین اتفاقی باشم. ولی به هر حال این راه ادامه دارد و خوشحالم که با همه ناملایمات و سختی ها داریم پیش می رویم.
راستی چه کسی قرار است جای من را در این شرکت بگیرد؟ آیا دخترم اصلا علاقه ای به این کار خواهد داشت؟ یا قرار است یکی از کارکنان فعلی یا آتی شرکت این مسئولیت را بر عهده بگیرند؟
جانشین پروری برای همه سازمانها مسئله مهمی بوده است. ناگفته نماند که از همان روزهای نخستین هم به این موضوع فکر میکردم و هنوز هم فکر میکنم. ولی تا امروز جانشین مناسبی برای خودم را نتوانسته ام تربیت کنم. باید بیشتر به فکرش باشم.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

آغاز سال نو و دهه ۹۰ مبارک

از فرصت استفاده کرده و قبل از هر چیز فرا رسیدن سال نو که همزمان با آغاز دهه ۹۰ میباشد را به یکایک شما دوستان و عزیزانی که همیشه انتقادها و تشویقهایتان را از من دریغ ننموده اید تبریک عرض نموده و امیدوارم سال آینده و بخصوص ده ۹۰ برای شما و خانواده محترمتان سرشار از شادی و سلامتی و موفقیت و برکت باشد.

امیدوارم آرزوهایتان بزرگ و بزرگتر شده و هم آنها یکی پس از دیگری و هر جا هم که خودتان دوست داشتید همه یا چندتایشان باهم، تحقق یابند.

دو هفته قبل به مراسم نخستین برنامه تجلیل از پیشتازان کیفیت کشور که ۱۹ اسفند در سالن همایشهای صدا و سیما برگزار میشد دعوت شده بودم. دعوت شدن من به آن فضایی که همیشه چه با دیدن پیش کسوتان پیشرو و چه با دیدن شرکتهای پولدار پس رو (مثال ادب از که آموختی از بی ادبان) مرا دوباره به حال و هوای اوایل دهه ۸۰ برگرداند که به تازه در این مسیر حرکتمان را آغاز کرده بودیم و این برنامه ها که امیدواری و رضایت از عملکرد خودم را را در من زنده میکند بسیار برایم غنیمت است بخصوص اینکه از سال ۹۰ موج جدید توجه به کیفیت و بهره وری در شرکتم ایجاد خواهد شد.

یکی از اشکالاتی که این جشنواره داشت تقدیر از شرکتی بود که هنوز قدمت حضور محصولش در بازار به یک سال نمیرسد. تعجب میکنم که چگونه ارزیابی دقیقی از محصول آن و بررسی فیدبک های بازار محصول آن شرکت داشتند.
یکی از بهترین لحظات این مراسم تجلیل از جناب آقای دکتر ابیلی یکی از برجسته ترین اساتید مبحث مدیریت کیفیت خدمات بود. ایشان را هرگز با برخی اساتیدی که اتفاقا از خارج از کشور هم برای تدریس مدیریت خدمات دعوت میشوند و جز مباحث ۳۰ سال پیش حرف جدیدی برای گفتن ندارند قابل مقایسه نمیدانم. برایشان سلامتی و طول عمر آرزومندم.
به همین بهانه چند خطی مینویسم.
از سالها پیش کیفیت را بر مبنای ۴M استوار میدانند. ۴ حرفی که از ابتدای حروف انگلیسی ماشین، نیروی انسانی، مدیریت و روشها تشکیل شده اند. من شخصا امروزه بر این عقیده هستم که کل کیفیت فقط در مدیریت و البته نه در خود مدیریت بلکه در ذهنیت و رویکرد مدیریت هر سازمان تعریف میشود و بس. به عبارتی شاید برای اولین بار باشد که کسی مطرح میکند دیگر ۴M تاریخش گذشت و باید به M به توان ۲ یعنی Management Mentality پرداخت. تمامی فعالیتهای مربوط به کیفیت و تمامی عوامل تاثیر گذار در کیفیت از همین عامل سرچشمه میگیرند. و چقدر هم از پرورش آن در جامعه غافلیم.

اگر بخواهم به عوامل محیطی اشاره کنم باید عرض کنم که توسعه یافتگی که خود ناشی از ذهنیت سران و رهبران و مدیران و خلاصه کلام تصمیم گیرندگان جامعه است تاثیر بسزایی به عنوان عامل محیطی در اجرا و پیاده سازی برنامه های توسعه خدمات دارد وپیاده سازی استانداردهای ایزو ۱۰۰۰۳ هم بدون آن کاری پیش نخواهد برد. درست زمانی که خیلی ها تصور میکنند با گرفتن گواهینامه ایزو ۹۰۰۰ کار تمام است بر عکس آن اتفاق افتاده است و تازه کار اصلی از آن لحظه شروع میشود.
حوصله تان را سر نمیبرم.

برنامه هایی را برای ارتقای فروش و بازاریابی از طریق بهبود نظام مدیریت کیفیت شرکت دارم که امیدوارم از سال ۹۰ که اولین سال دهه ۹۰ است بتوانم تک تک آنها را تحقق بخشم. قرار است که امسال بیشتر شد کنیم. دو دستگاه از ماشین آلات مورد نیاز برای تولید فرم را هم خریداری کرده ایم که بیشتر ما را در مقابل رقبایمان رقابتی تر خواهد کرد. بهبودهایی هم در مدیریت انبار و ارسال سفارشات داشتیم علیرغم آنکه تجارب بسیار خوبی نیز در زمینه تولید کاغذهای کاربن لس بدست آوردیم که قطعا در دهه آینده با استحکام بیشتری در بازار مطرح خواهیم شد.

در آخرین هفته هم که مورد اظهار لطف حوزه مالیاتی برای ارزیابی اسناد مالی قرار گرفتیم و بار دیگر به این نتیجه رسیدیم که اصولا اداره دارایی کاری با عملکرد ندارد بلکه مالیات هر سال باید نسبت با مالیات پرداختی سال قبل رشد حدود ۲۰ الی ۳۰ درصدی داشته باشد. با این وضعیت نمیتوان ادامه داد. به هر حال یک جایی باید جلوی این حلقه معیوب گرفته شود. برای رفع همیشگی مشکل مالیات بر درآمد شرکت باید فکر اساسی تری بکنم. از تجربیات دوستانم کمک خواهم گرفت.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

آغاز دهه ۹۰

نیست خیلی زیاد مینوشتم حالا بهانه فیلتر شدن بلاگر هم به آن اضافه شد. این پست را هم از طریق سرویس ایمیل بلاگر ارسال میکنم. علاقه ای به استفاده از فیلتر شکن هم ندارم. فعلا از همین سرویس استفاده میکنم و از طریق ایمیل مطالبم را در وبلاگم ثبت میکنم. با فیلتر شدن گوگل ریدر چون فیدخوانی که قبلا ازش استفاده میکردم دیگه آنلاین سرویس نمیده کمی در خواندن فیدهایم دچار مشکل شدم تا اینکه بالاخره با یک نرم افزار برای خواندن فیدهای دسته بندی شده ام پیدا کردم و حالا چقدر به آن عادت کنم بماند. اصولا تغییر و مشکلاتش همیشه بحث داشته و خواهد داشت چون عادت میکنیم.

برنامه سخنرانی آشنایی با نگرش و تفکر سیستمی من هم به خوبی برگزار شد و البته این بار کمی بیشتر از دفعات قبل حضار به وجد آمدند و اکثریت آنها اذعان میکردند که بسیار برایشان تاثیر گذار بوده است. امیدوارم که همینطور هم باشد. این تشویقها مرا دلگرم تر میکند.

از همه اینها که بگذریم حفظ تعادل جدید در بازار وقت زیادی از من میگیرد. در شرایطی که هر روز بخش تازه ای از افزایش قیمتها آشکار میشود که محاسبات بهای تمام شده را به روز میکند مشکلات کیفی تامین کنندگان و پیمانکارنمان نیز بر مشکلات قبلی افزوده شده است. نمیدانم به حجم مواد غذایی دقت کرده اید یا نه ولی اولین تبعات فشار برای ثبات قیمت باعث شده که مواد غذایی قیمتش افزایش پیدا نکرده و در مقابل از حجم بسته بندی ها کاسته شود. مثلا مواد غذایی ۱۰۰۰ گرمی در بسته های ۹۰۰ گرمی و یا ۸۵۰ گرمی عرضه میشود. مایعات هم همینطور و تامین کنندگان ما نیز همین طور.
با تک تک آنها جلساتی را برگزار کردم و خاطر نشان کردم که قیمت جدیدشان را برای ما اعلام کنند و با تلاش مشترک برای عدم درز افزایش قیمت، کیفیت را ثابت نگه داریم ولی باز هم برخی جاها مجبور شدیم ایستگاههای کنترل کیفیت را افزایش دهیم و این خودش هزینه هایمان را افزایش داده است. جدای از اینکه حجمی از انبارمان به کالاهای مرجوعی به تامین کنندگان اختصاص یافته است تا آنها را برایشان مرجوع کنیم.
و این یعنی کاهش سرعت تولید و تاخیر در تحویل سفارشات.

با پیش زمینه ای که در مباحث مدیریت کیفیت دارم امروز باز هم تاکید بیشتری میکنم که بهترین ابزار فروش و بازاریابی ارتقاء کیفیت و ایجاد تمایز در کیفیت است. دنبال ارزان فروشی نروید بلکه پروژه های ارزان سازی را از طریق کاهش هزینه های جانبی بخصوص هزینه های خرید و بدون کاهش کیفیت محصول نهایی دنبال کنید. و باز هم تاکید میکنم با قیمت نفروشید بلکه به قیمت بفروشید.
بیشتر رقبای ما برنامه کاهش کمی محصولاتشان را که از اوایل سال ایجاد کرده بودند با جدیت بیشتری دنبال میکنند. ما از این فرصت استفاده میکنیم. گرچه باید اعتراف کنم که در طول سال بخشی از بازارمان را به خاطر تفاوت قیمتی که در کاهش کمیت نهفته است از دست داده ایم ولی خوشبختانه در پایان سال شاهد برگشت آن بخش از دست رفته هستیم چرا که به مرور بازار متوجه مسئله شده است.
علیرغم اینکه برای رویارویی با بازر این رقبا محصولی درجه ۲ را در کنار محصول درجه ۱ عرضه میکنیم ولی این کارمان باعث شده است بازار محصول درجه ۱ ما با ثبات تر شده و رشد یابد.

فاجعه عدم دسترسی به ابزارهای اطلاع رسانی اینترنت و فکس در صنف ما همچنان بزرگ است و برای همین ناچار شدیم به سرویس پیام کوتاه روی بیاوریم. با اینکه بیشترشان نمیدانند ایمیل چه رنگی است متاسفانه خیلی هایشان هنوز حتی دستگاه فکس هم ندارند. داستان پست هم که قبلا زیاد در موردش صحبت کرده ام و با هزینه زیاد و راندمان کمی که دارد اصلا به کارمان نمی آید و به این نتیجه رسیدیم که تلفن همراه شاید در دسترس ترین ابزار اطلاع رسانی باشد.

از امروز هم فاکتورهای چاپ شده قبلی را دور ریخیتم تا از فاکتورهای فرمت جدیدی که دارایی برای درج ارزش افزوده تعیین کرده استفاده کنیم. با خودم فکر میکردم چند تعداد شرکت داریم که نیاز به فرمت جدید فاکتور دارند و چه هزینه ای اتلاف میشود و با این پول چه کارها که نمیشد کرد.  از ابتدای سال هم که قرار است به جای ۳% ۴% زیر فاکتور دریافت و به حساب دارایی پرداخت کنیم که همینطور طی ۵ سال با سالی ۱% افزایش به ۸% خواهد رسید.

از همه اینها که بگذریم در آغاز ده ۹۰ هستیم. یعنی ۱۰ سال بعد میریم سال ۱۴۰۰٫
برای من هیجان انگیز و نیرو بخش هستش و کلی انرژی و شور و شوق برای اینکه ۱۰ سال بعد موفقیت برنامه هایم را ببینم در من ایجاد کرده. یک برنامه ۱۰ ساله که قراره هر چند ماه ! یکبار تغییرش بدیم. چرا؟ چون اصلا شرایط با ثباتی نداریم ولی فکر میکنم حداکثر دو سال بعد با حذف کامل یارانه ها و شفاف و رقابتی شدن فضای کسب و کار و نظام بانکی و مالیاتی در کشور بشه روی برنامه های میان مدت و بلند مدت کار کرد. الانش هم با بازنگری دائمی برنامه ها حداقلش اینه که میدونیم که داریم روی مسیر میریم جلو! سوای اینکه هم مسیر و هم هدف رو داریم دائم تغییر میدیم!!!
به عنوان مثال تمام سرمایه گذاری که برای مطالعه بازارهای صادرات کاغذ به کشورهای منطقه شمال آفریقا، خاورمیانه و کشورهای تازه استقلال یافته و همسایه انجام داده بودیم با افزایش بهای تمام شده و کاهش فرصت رقابت هدر رفت چرا که محصولات مشابه محصولات ما با قیمتی نزدیک به بهای تمام شده ما در این کشورها به فروش میرود! پس جایی برای حضور و رقابت باقی نمی ماند مگر اینکه قیمت عوامل تولید و هر آنچه در آن تاثیر گذار است فرصت رقابتی شدن را ایجاد نماید. در شرایطی که برای رقبای ما وامهای بانکی برای گردش سرمایه و سرمایه گذاری با زیر%۵ سود در اختیارشات قرار دارد نرخ سودهای کسب و کار هم در همین رنج رقم میخورد در حالیکه برای تولید کننده ایرانی نرخ سود ۱۰-۱۵ درصدی گاها یعنی ورشکستگی و خروج از کسب و کار. چرا که نرخ مالیات خودش حداقل ۶% است که اگر واقعی باشد خودش هم زیاد است چرا که اصولا ممیزان مالیاتی زیاد با دفاتر رسمی شما کاری ندارند و ملاک پایه مایلات شما را مالیات پرداخت شده سال قبل شکل میدهد. بماند که نرخ دستمزدها و انرژی چقدر با نرخ کشورهای تولید کننده کاغذ و یا منطقه نزدیک است و رقابت میکند.

. از برنامه های اصلی من در این دهه نظم مالی، افزایش سرمایه گذاری، تبدیل شدن به شماره ۱ در گروه محصول، ایجاد کیفیت ممتاز و بی رقیب و ترکیب محصول با خدماتی که بسیار شخصی، منعطف و در دل شبکه اجتماعی مشتریانمان خواهد بود است. از وب و اینترنت بخصوص روی تلفن همراه بسیار کمک خواهیم گرفت.
از همین امسال نسخه جدید نرم افزار فروش و حسابداری را با به روز کردن نرم افزار CRM ترکیب خواهیم کرد و شاید تا پایان سال سرمایه گذاری روی وب سایت جدید را شروع کنیم.

ظاهرا قرار است دستمزدها را افزایش ندهند. من به شخصا کاملا موافقم و سالهای قبل نیز در پستهایم به همین موضوع اشاره کرده ام که عملا با افزایش دستمزدها مستقیما بهای تمام شده کالاهای مورد نیاز کسانی که به خاطر رفاهشان دستمزدهایشان افزایش داده شده است افزوده شده و کالاها گرانتر به دستشان میرسد و عملا افزایش دستمزدها خنثی میشود.
ولی از سویی دیگر معتقدم با توجه به اینکه سطح برخی هزینه ها افزایش یافته و هنوز نحوه مصرف انرژی در خانواده ها اصلاح نشده و مانند قبل از اجرای برنامه هدف مند سازی یارانه ها است عملا عدم افزایش رسمی دستمزدها سطح زندگی را پایین می آورد و بد نبود امسال و برای آخرین بار دستمزدها افزایش میافت و اعلام میشد که از سالهای بعد این افزایش دستمزدها تکرار نخواهد شد بلکه ممکن است کاهش نیز بیابد.
در آن صورت بازار عرضه و تقاضای نیروی کار خودش در خصوص حداقل دستمزدها به تعادلی میرسید
ولی بهترین راه این است که اگر دولت افزایش نداد کارفرما ها یک افزایش ۱۰ درصدی را خودشان به عنوان حمایت از کارکنانشان امسال اجرا کنند تا هم کمکی به شرایط فعلی زندگانی شود و هم کمکی برای تعادل جدید و صحیحتر دخل و خرج کارکنان.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید