مروری بر مشکلات کسب و کارهای اینترنتی

این مقاله در حال تکمیل شدن است. به تدریج در آن خواهم نوشت تا تکمیل که شد در اختیارتان قرار گیرد. در دسترستان قرار دارد تا اگر خواستید از همین حالا روی آن بحث و اندیشه کنید راه باز باشد.

 

در اینکه رشد تجارت الکترونیکی و کلا کسب و کارهای الکترونیکی (e-Business) که امروزه بیشتر با عبارت استارت آپ شناخته میشوند تا چه حد بسیار زیادی به توسعه زیربنایی کشور کمک میکنند شک نداشته باشید. توسعه کشور ما از توسعه روستاها شروع میشود و چه ابزاری ارزانتر و ساده تر از این که از این طریق همه چیز در سرتاسر گستره میهن عزیزمان در دسترس باشد.

اما آنچه امروزه به عنوان دانش بنیان و استارت آپ (در مقابل استاپ داون) به غلط به هر کسب و کار اینترنتی اطلاق میشود تیدیل به ابزاری شده است.

مگر کسب و کاری هم داریم که بر روی دانش، بنیان گذاری نشده باشد؟ مگر ممکن است کسب و کاری بدون دانش پیش برود؟

مگر هر جوان تیز هوشی که یک اپلیکیشن نوشت و خودش را استیو جابز دوران فرض میکند میتواند یک کسب و کار را بگرداند؟ مدیریت کسب و کار مگر فقط برنامه نویسی یک اپلیکیشن است؟ فرقی نمیکند اپلیکیشن وب یا موبایل.

آیا لیست حمایتهای دانش بنیان شدن یک تله است؟ یک جوان دانشگاهی چرا باید گول وام را بخورد و برود شرکت ثبت کند و تبدیل شود به یک بدهکار بانکی چون که خلاق است؟ مگر یک جوان خوش فکری که تازه میخواهد وارد بازار شود درآمدی هم دارد که وام بانک را پس بدهد؟ خانواده اش مگر چقدر میتوانند فشاری که او بر خانواده وارد میکند را تحمل کنند؟ چرا برای حمایت از او به جای وام بانکی کمک بلا عوض اعطا نمیشود؟ (این کلمه تسهیلات هم شده است ابزار تبلیغاتی. همانطور که میبینید تسهیلات یعنی چندین نوع تسهیل. امروزه به وام هم میگویند تسهیلات)

چرا کسی سراغ اصلاح نظام مالیاتی نمیرود؟ چرا ارقام محاسبه شده مالیاتی هیچ کارفرمایی با محاسبات ممیز مالیاتی یکی نیست؟

فضای کسب و کار ما مسموم است. اینترنتی اش مسموم تر. اینکه حالا بگوییم و تقسیم کنیم به کسب و کارهای اینترنتی و کسب و کارهای سنتی! هم که رواج دادن یک اصلاح غلط و کج فهمی است. سنتی یعنی تاریخی و متکی بر سنت و رسوم که بیشتر هم ملی و آیینی هستند. مثل برخی از صنایع دستی (نه همه آنها)، مثل فرش، مثل محصولات بازارچه مسگرها و …

کسب و کار، کسب و کار است. فردا روز همه کسب و کارها از اینترنت برای رونق بخشیدن به بخشی یا تمامی بخشهای کسب و کارشان کمک خواهند گرفت. آیا اگر کسی از اینترنت در کسب و کارش استفاده کرد میشود کسب و کار اینترنتی و اگر نکرد میشود سنتی؟ لطفا مراقب معنا و مفهوم لغاتی که استفاده میکنید باشید.

در این میان از روی ناچاری و بی حساب و کتابی یک اتحادیه کسب و کارهای اینترنتی هم دارد ایجاد میشود. که شاید سامانی بدهد و از حقوق این صنف حمایت کند.

خوشبختانه همه مسئولان هم از اینها به عنوان ابزارهایی استفاده میکنند برای مطرح کردن خودشان و یک شو آفی برپا میکنند.

دوباره رسیدم به نقطه ای که نباید بنویسم. چون پای وزیر و معاون و … در میان می آید و مجدد به جایی میرسم که انتقادم مخالفت ترجمه میشود و سر سبزم بر باد رود.

فعلا همینجا نوشتن را تا حد نوشتن سر تیترها متوقف میکنم. بیخود نیست که مدتهاست نمینویسم.

شاید وقتی دیگر…

برند ملی – تصویر رفتار اجتماعی

یکی دو سال پیش در اولین کنفرانس بین المللی استراتژی های برند (دی ماه ۱۳۹۳) عضو شورای سیاستگذاری بودم که با هدف اشاره به اهمیت برند ملی صحبتهایی داشتم.
متاثر بود از فضای جاری بحثها روی اقتصاد مقاومتی
اصحاب دانش مطالب ارزنده ای اشاره داشتند. من هم عرائضی را صحبت کردم و البته اشاراتی به برند ملی!

رویکرد اصلی مورد اشاره من این بود که با تبلیغ و شعار “ایرانی، کالای ایرانی بخر” نمیتوان اقتصاد را مقاوم کرد و یا برند ملی ساخت.

برند ملی ما نام ایران است
این را نباید فراموش کنیم

ولی نکته ای که مد نظر من است اشاره به این موضوع است که یک خریدار نگران این است که به صرفه بخرد و کالای خریداری شده با نیازهایش بیشترین تطابق را داشته باشد.

وقتی نام ایران را روی کالایی میگذاریم، مصرف کننده تصویری از کل جامعه ایرانی را در کسری از ثانیه از نظر میگذراند. در مورد سایر کشورها هم همینطور. هر آنچه از اسم آن کشور در ذهن او تداعی معنا میکند از ذهنش عبور میکند.
به موفقیتهای علمی، توفیقات تیمهای ورزشی، وضعیت اقتصادی، اجتماعی و … می اندیشد.
بعد با خودش فکر میکند که آیا میتوان به محصول ساخت چنین جامعه ای اعتماد کرد؟

این یعنی برند ملی. نکته کلیدی در انتخاب کالای ایرانی در این موضوع نهفته است.

با شعار و تشویق نمیتوان کار را برای مدت طولانی و به طور اساسی و پایه ای پیش برد.
اگر میخواهیم فروش کالای ایرانی بالا رود باید روی افزایش اعتماد به کالای ایرانی کار کنیم. برای افزایش اعتماد به کالای ایرانی باید نه تنها روی موفقیت تیمهای ورزشی حتی ترافیک و روابط سیستمهای اداری با مردم هم کار کنیم.
میپرسید چه ربطی دارد؟
ربطش خیلی هم زیاد است. وقتی من در خیابان به چراغ قرمز و حق عبور دیگران و … توجه نمیکنم، یا در اداره با رشوه گرفتن کار را از روال خارج میکنم یا کار دارای ایراد را تایید میکنم، یعنی حقوق دیگران برایم ارزش ندارد.
وقتی یک تیم ورزشی با پرچم کشوری، بی نظم باشد و یا مدام شکست بخورد و یا ورزشکارانش وضع خوبی نداشته باشند میتوان در مورد سیستم و دیسیپلین و مسئولیت پذیری آن کشور هم صحبتها کرد و از جنبه های مختلف به آن پرداخت.

پس وقتی در کشوری به حقوق دیگران احترام گذاشته نشود، به هر طریقی، فرقی نمیکند عبور موتور سوار و ماشین از چراغ قرمز و پیاده رو باشد یا صف نذری گرفتن و یا معطل شدن مردم در اداره ای، یا هر چیز دیگری، چرا باید مصرف کننده فکر کند حقوقش در محصول ساخت آن کشور که خریداری میکند رعایت شده است؟
و اگر بخواهم محصول بسازم هم لابد نه تنها مجددا به حقوق دیگران اصلا فکر نمیکنم بلکه تا بتوانم با رشوه دادن و رشوه گرفتن استانداردهای کارم را هم زیر پا میگذارم.
غافل از اینکه دارم با آبروی نام ایرانی بر روی محصولات ایران و اقتصاد کشورم بازی میکنم بعد توقع دارم مردم به کالای من اعتماد کنند.

این نکته کلیدی در ایجاد برند ملی است.

باید برای رشد برند ملی به حقوق دیگران احترام بگذاریم. چیزی که خداوند در تمام ادیان توصیه ویژه ای به آن داشته است.
اینگونه فساد (از نوع مالی – رشوه، اختلاس و …) هم از بین میرود. روی این هم فکر کنید ارتباطش را پیدا میکنید.

معرفی برخی سایتهای مهم علمی،پژوهشی

برای تحقیقات علمی بخصوص پایان نامه ها مطالعه سوابق تحقیقات انجام شده، مقالات ارائه شده در کنفرانسها و مجامع علمی، مجلات و همچنین کتب بسیار ضروری است. متن زیر شاید برای علاقمندان این مباحث مفید باشد.

اگر منابع مفیدی میشناسید که میتواند این لیست را کامل کند لطفا منتشر کنید.

جالب است که بیشتر منابع خارجی رایگان هستند و منابع داخلی پولی و محدود!!

بانکهای اطلاعاتی
www.digitallibraryplus.com
www.daneshyar.net
www.umi.com/pqdauto
www.search.ebscohost.com
www.sciencedirect.com
www.emeraldinsight.com
www.online.sagepub.com
www.springerlink.com
www.scopus.com
http://apps.isiknowledge.com

پایان نامه های داخلی و خارجی
www.irandoc.ac.ir
www.isc.gov.ir
www.irannamaye.ir
www.umi.com/pgdauto
www.mhrn.net
www.theses.org

مقالات فارسی
www.magiran.com
www.civilica.com
www.sid.ir
www.noormags.com

کتابخانه ملی ایران، آمریکا و انگلیس
www.nlai.ir
www.loc.gov
www.bl.uk

دسترسی آزاد روانشناسی و آموزش و پرورش
http://eric.ed.gov

فهرست الفبایی مقالات، کتب و متون در زمینه حدیث، قرآن و اخلاق
www.hadith.net/new

اطلاعات عمومی کشورها
www.worldatlas.com

پایگاه اطلاعات اسلامی
www.seraj.ir

مقالات رایگان کتابداری و اطلاع رسانی
www.infolibrarian.com

آرشیو مقالات از سال ۱۹۹۸
www.findarticles.com

کتابخانه الکترونیک
www.digital.library.upenn.edu/books

رایانه و بانکهای اطلاعاتی فارس
www.srco.ir

دانشنامه آزاد اینترنتی
www.wikipedia.org

دایره المعارف بریتانیکا
www.brit

دسترسی به متن کامل پایان نامه های دانشگاههای آمریکا از ۱۹۴۸
www.pqdtopen.proquesr.com

دسترسی به متن کامل پایان نامه های ۴۳۵ دانشگاه از ۲۴ کشور اروپایی
http://www.dart-europe.eu/basic-search.php

دسترسی رایگان به بانک مقالات دانشگاه کالیفرنیا
http://escholarship.org/

دسترسی رایگان به بانک مقالات دانشگاه TENNESSEE
http://www.lib.utk.edu:90/cgi-perl/dbBro…i?help=148

دسترسی رایگان به ۱,۵۵۰,۶۳۲ مقاله ی دانشگاهی
http://www.oalib.com/

دسترسی به پایان نامه های الکترونیکی دانشگاه ناتینگهام
http://etheses.nottingham.ac.uk/

دسترسی رایگان به کتاب ها و ژورنالهای سایت In Tech
http://www.intechopen.com/

دسترسی رایگان به مقالات علمی —دانشگاه McGill
http://digitool.library.mcgill.ca/R

دسترسی رایگان به مقالات علمی —مقالات ۱۷۵۳ ژورنال-— دانشگاه استنفورد
http://highwire.stanford.edu/

Directory of Open Access Journals
http://www.doaj.org/

دسترسی به مقالات و متون علمی پایگاه Proceeding of the National Academy of Sciences ایالت متحده ی آمریکا
http://www.pnas.org/igitallibraryplus.com
www.daneshyar.net

مجلات خارجی:

www.emerald.com
www.sciencedirect.com
www.elsever.com
www.scopus.com
www.ebsco.com

چه الزامی به داشتن برند است؟

branded_coffee

بی شک در فضای پر رقابت امروزی داشتن یک نام تجاری معتبر به ما کمک میکند تا اسان تر از دیگران و بیشتر از دیگران بفروشیم. حتی شاید گرانتر و پر سودتر از دیگران. وقتی صحبت از سود میشود یعنی جدای آنکه میتوان قیمت فروش را افزایش داد بلکه به دلیل حجم بالای فروشمان میتوانیم از تامین کنندگان خود تخفیف بیشتری بگیریم، تعداد بیشتری را در یک محموله حمل کنیم، حجم تولید را افزایش داده و هزینه سربار هر یک محصول را کاهش داده و به عبارتی ساده تر قیمت تمام شده را کاهش دهیم.

ارزش یک نام تجاری معتبر بسیار زیاد است ولی این برند ارزان ایجاد نشده و هزینه زیادی شده است تا یک برند دارای چنین جایگاهی شده و ارزش یابد.

اما نکته ای این میان به ذهنم رسیده است که مایلم با شما در میان بگذارم و آن هم شکستن پارادایم ذهنی اهمیت برند است.

کی گفته که همه برای اینکه فروش خوبی داشته باشیم باید برند سازی کنیم؟ به نظرم منطق این قضیه غلط است و بر میگردد به چهارچوب ذهنی ما. ایده این فکر هم از آنجا به ذهنم خطور کرده که چند سال قبل (سال ۱۳۸۷) در همین وبلاگ در پستی تحت عنوان رمز ارزان بودن کالای چینی اشاره کرده بودم که یکی از علل موفقیت کالاهای چینی که علیرغم آنکه جلوی چشمان ما قرار دارد ولی به آن بی توجهیم علاوه بر نیروی کار ارزان و ایجاد خوشه های صنعتی، تولید بدون برند و انتقال هزینه بازاریابی به خریدار است. تولید کننده میگوید دوست دارید روی کالایی که سفارش داده اید چه مارک و نشانی درج کنیم؟ به همین راحتی تمامی هزینه های برند سازی به خریدار منتقل میشود.

با همین استدلال چرا شرکتهای ایرانی برای دنیا تولید نکنند؟ چرا اکنون که هزینه ساخت یک برند بخصوص در بازار بین المللی بسیار زیاد است روی برند ملی در اقتصاد مقاومتی اصرار داریم؟

تولید بدون برند هیچ منافاتی با اقتصاد مقاومتی هم ندارد. تولید کنندگان ما میتوانند به سفارش مشتریان برایشان محصول تولید کنند. آیا حتما هر کسی سس تولید کرد باید برود رقیب مهرام و … شود؟ چرا همان سس را با نام مهرام و برای مهرام تولید نکند؟ یک پیوند استراتژیک موفق.

بگذریم از اینکه نمیتوان از اهمیت فضای کسب و کار و تاثیرات استراتژی ها و برنامه های اقتصاد کلان و سیاستهای دولتمردان چشم پوشی کرد.

اضافه کنید به آن عوامل رقابتی و مزیتهای رقابتی برون سازمانی که در پستهای آیا نرخ دستمزدها در ایران بالا است؟ و قیمت تمام شده یا قیمت فروش؟ مسئله کدام است؟ پیش تر نوشته بودم که از شما دعوت میکنم حتما آنها را نیز بخوانید.

برای حسن ختام بد نیست کمی روی تصویر زیر بیاندیشید:

236238_886

فیدبک یا پس خور در تفکر سیستمی

اغلب ما تصویر جامع و کاملی از مفهوم پس خور نداریم و حتی آنرا بیجا استفاده کنیم و معمولا مطلع شدن از نظرات سایرین را عموما پس خور قلمداد میکنند

Feedbackjpg

مثلا گفته میشود: “پسخور و نظر دیگران در مورد تصمیم ما چیست؟” با این تصور پس خور مثبت به معنای نظر مساعد و پس خور منفی به معنای نظر منفی محسوب می گردد.

اما در تفکر سیستمیک، پس خور مفهوم وسیعی دارد که شامل هر جریان رفت و برگشت بین علت و معلول میباشد. هر عمل و اقدامی هم علت است و هم معلول و رفت و برگشتی بین آنها وجود دارد.

برای روشن تر شدن مطلب مثال پر شدن یک لیوان آب بسیار ساده و مفید خواهد بود.

SystemsThinking_NoStructure

از دیدگاه خطی به سادگی بیان میکنیم که من یک لیوان آب را پر میکنم. در حالیکه در زمانی که لیوان در حال پر شدن است ما مرتبا سطح آب داخل لیوان را مورد نظر داریم و اختلاف بین آب موجود در لیوان و سطح مورد نظر را مشاهده میکنیم.

SystemsThinking_Structure

به محض اینکه آب داخل لیوان نزدیک به سطح مورد نظر ما رسید، جریان آب ورودی را کم میکنیم تا اینکه لیوان پر شود و نهایتا شیر اب را میبندیم و جریان آب را قطع میکنیم.

در واقع هنگام پر شدن لیوان ما به عنوان تنظیم کننده سطح آب عمل میکنیم و در این سیستم پنج متغیر وجود دارد. سطح مطلوب آب، سطح فعلی اب در لیوان، فاصله بین این دو سطح، شیر اب و میزان جریان اب. این متغیرها در میان حلقه ای از روابط علی که فرایند پس خور نامیده میشود عمل مینمایند و آنقدر تکرار میشود تا آب داخل لیوان به سطح دلخواه برسد. به عبارتی اگر در میان هر دو متغیر از عبارت “تاثیر میگذارد” استفاده کنیم در آن صورت میزان باز بودن شیر بر اندازه جریان آب ورودی به لیوان تاثیر می گذارد. میزان جریان ورودی بر سطح آب داخل لیوان تاثیر میگذارد، به محض تغییر سطح آب اختلاف ما بین سطح مطلوب و سطح فعلی تغییر میکند و این تغییر بر روی میزان باز بودن شیر آب تاثیر میگذارد و به همین ترتیب این حلقه تا همسطح شدن آب داخل لیوان با سطح مورد انتظار ادامه میابد.

پس خور سعی در تغییر یکی از اساسی ترین مفاهیم فکری ما یعنی علیت را دارد. در بیان جمله “من لیوان را پر کردم” بدون آنکه عمیقا به مفاهیمی که در پشت این جمله نهفته اند توجه کنیم در حقیقت رابطه یکطرفه را مطرح کرده ایم.

ریشه بسیاری از ناتوانایی های ما در شرایط پیچیده گم کردن حلقه علیت و دیدن فقط قسمتی از آن است. مفهوم دیگری که در پرتو نگرش سیستمی و پس خور تغییر میابد و یا حتی از بین میرود خود محوری است. تصور اینکه من محور کلیه مسائل و مرکز فعالیتها هستم به سادگی جمله من لیوان را پر میکنم، نمایندگر دنیایی است که در آن انسانها با جهان بی روح و تاثیر مواجهند. از نظر رویکرد سیستمی انسان تنها قسمتی از فرایند پس خور است.

پس خور در سیستمها به لحاظ اخلاقی مفهوم مدیریت را پیجیده میکنند. در مسئله مسابقه تسلیحاتی دوران جنگ سرد آمریکا و شوروی سابق کدامیک مقصرند. یکی از ترس قدرتمند شدن دیگری سلاحهای بیشتری میسازد و دیگری نیز با دیدن سلاحهای بیشتر طرف دیگر از ترس قدرتمند شدن آن خودش سلاح بیشتری تدارک میبیند و این حلقه ادامه میابد و هر دو دائم سلاح میسازند. با دیدگاه خطی از نظر هر یک از طرفین، طرف مقابل مسئول است. هر کدام به دنبال افزایش سطح نیروهای مسلح به منظور افزایش توان دفاعی هستند.

واقعیتها از حلقه های علت و معلول تشکیل یافته اند در صورتیکه ما روابط بین آنها را خطی میبینیم.

راه رفتن گله گرگها

11074442_391248607713453_3448126494797325343_n

ﻧﺤﻮﻩ ﺭﺍﻩ ﺭﻓﺘﻦ ﮔﻠﻪ ﮔﺮﮔﻬﺎ
ﺟﻠﻮﺗﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺳﻪ ﮔﺮﮒ ﺿﻌﯿﻒ ﻭ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺣﺮﮐﺘﻨﺪ،ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﮐﻤﯿﻦ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺩﯾﮕﺮ ﯾﺎ ﺑﻬﻤﻦ ﺷﺪﻧﺪ ﺍﻭﻝ ﺁﻧﻬﺎ ﮐﺸﺘﻪ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺷﺪ !!. ﺩﯾﮕﺮ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺭﺍﻩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﮐﻮﺑﯿﺪﻥ ﺑﺮﻑ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺎﯾﺮ ﮔﻠﻪ ﻫﻤﻮﺍﺭ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ.
ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﺍﯾﻦ ﺳﻪ ﮔﺮﮒ ﭘﻨﺞ ﮔﺮﮒ ﺑﺎ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﻣﯿﺮﻭﻧﺪ. ﻭﺩﺭ ﻭﺳﻂ ﯾﺎﺯﺩﻩ ﮔﺮﮒ ﻣﺎﺩﻩ ﺩﺭ ﻣﻮﻗﻌﯿﺘﯽ ﺍﻣﻦ ﺗﺮ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺧﻮﺩ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ ﻣﺎﺩﻩ ﮔﺮﮔﻬﺎ ﺭﺍ ﭘﻨﺞ ﮔﺮﮒ ﻣﺒﺎﺭﺯ ﻭ ﮐﺎﺭ ﺁﺯﻣﻮﺩﻩ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ ﮔﻠﻪ ﻣﺮﺍﻗﺒﺖ ﻭ ﺗﺤﺖ ﻧﻈﺮ ﺩﺍﺭﺩ.
ﻭﺩﺭ ﺁﺧﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﮔﺮﮔﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﺴﺎﻓﺘﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﮔﺮﮔﻬﺎ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺭﺍﻩ ﺭﻓﺘﻦ ﺍﺳﺖ ﻟﯿﺪﺭ ﻭ ﺭﻫﺒﺮ ﮔﻠﻪ ﮔﺮﮔﻬﺎﺳﺖ. ﺍﻭ ﺑﺎﯾﺪ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﮔﻠﻪ ﺭﺍ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻭ ﻧﺎﻇﺮ ﺑﺎﺷﺪ.
ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺷﻤﺎ ﺷﮕﻔﺖ ﺍﻧﮕﯿﺰ ﻧﯿﺴﺖ؟ !
ﻟﯿﺪﺭ ﺑﻮﺩﻥ ﯾﺎ ﺭﻫﺒﺮﯼ ﮔﺮﻭﻫﯽ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺟﻠﻮﺗﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺭﺍﻩ ﺑﺮﻭﯾﺪ ﺑﻠﮑﻪ ﺩﺭ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺟﻠﻮ ﺭﺍﻩ ﺭﻓﺘﻦ ﺍﺳﺖ.

بردن یا باختن به دلایل غلط

سه عامل جبر، اختیار و شانس عوامل مهمی هستند که باعث میشوند به دلایل غلط ببریم یا به دلایل غلط ببازیم. در طول زندگی همه ما این اتفاق بارها رخ میدهد ولی صدایش به گوش نمیرسد. فوتبال را چون عده زیادی میبینند بهانه خوبی است که متوجهش شویم. زندگی اصلا روی یک مدار قابل پیش بینی حرکت نمیکند برای همین هم نمیشود کنترلش کرد. چرخ فلک همان چرخش کره زمین نیست. آنچه که به ما مربوط میشود اراده و عزم و تمرکز بر روی هدف است و با تمام وجود و قوا حرکت کردن.
شل برویم فوری زمانه متوجه میشود و برایمان بازی در می آورد. فقط در مقابل عزم جزم است که توانش کم میشود. البته فقط توانش کم میشود ولی باز هم برایمان سورپرایزهای زیادی دارد و آن سه عامل کار خودشان را خوب بلدند. پس باید از تدبیر هم استفاده کرد. تا میتوانید فکر کنید و تا جایی که میتوانید روی چیزی که فکر میکنید دایره اطلاعاتتان را بزرگتر کنید تا چیزهای بیشتری را در طول مسیر ببینید و البته آنکه هیچ چیز کوچکی را دست کم نگیرید. هر چه که هست را باید دید و تدبیر کرد.
انسانهای زیادی هستند که کانون کنترلی شان درونی است و تلاش میکنند بر این سه عامل غلبه کنند و اثراتش را کم کنند.
به خودتان، تواناییهایتان و هدفی که برای خود مشخص کرده اید باور داشته باشید و هیچ چیزی کوچکی را در طول راه دست کم نگیرید و آماده باشید برای باخت و شکست مکرر و مقاومت بیشتر و بیشتر.
برای موفقیت تنها یک را در پیش داریم: شکست، امیدوارانه و با تلاش بیشتر و صبورانه ادامه دادن، باز هم شکست، باز هم امید، باز هم شکست، باز هم امید و تلاش … و موفقیت. (در اصل از رو بردن فلک و ترساندنش از اینکه با ما سر و کله نزند)
این فلک انگار دوست داره با ما بازی کنه و ما رو بازی بده …
که چه؟

منحنی عمر محصول و منحنی عمر برند

وقتی یکی از پستهای وبلاگم در مورد بیماری هلندی تبدیل شد به منبع اصلی ویکی پدیا (http://fa.wikipedia.org/…/%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB…)
اقبال به مقاله دیگر من در خصوص منحنی عمر برند و محصول که در مجله مدیریت نیز منتشر شد، زیاد شده و توجه برخی را در زمان خودش (سال ۱۳۸۷) جلب کرده بود.
همانی که PLC یا چرخه عمر محصول نام دارد و من با این نام مخالفم چرا که محصول مرده و از رده خارج شده دوباره به حیات باز نمیگردد و عبارت چرخه معنا ندارد.
گرچه زمان زیادی از طرح این مقاله میگذرد ولی این روزها در بسیاری کلاسها اساتید مختلف در خصوص منحنی عمر محصول صحبت میکنند و هر یک از این بزرگان از زاویه دید خود تفسیری در خصوص اینکه شرکتها با نوآوری و ارائه محصول جدید میتوانند برند را برقرار نگه دارند ارائه میدهند. تا اینجا ایرادی ندراد ولی تفسیر اشتباهی در این میان رخ میدهد.
قبل از ادامه توصیه میکنم رجوع کنید به این پست قدیمی من در وبلاگم در خصوص تفاوت منحنی عمر برند و منحنی عمر محصول در اینجا :
http://alirezamojahedi.blogspot.com/2007/…/blog-post_09.html
اگر مایل بودید میتوانید از اینجا هم دانلودش کنید:
http://ensani.ir/fa/content/60228/default.aspx

برخی همان منحنی را دقیقا در یک بازه زمانی دیگری به موازات همان منحنی قبلی رسم میکنند. (همان شکل ۱ با خط قرمز را با همان شکل به سمت راست شیفت میدهند) برخی نیز به شکل ۲ بنده استناد میکنند (همان منحنی با خط آبی)
اشتباه کار اینجاست که شیفت دادن همان منحنی به سمت راست اساسا غلط است مگر آنکه شرکتی محصولی را با برند خودش به بازار ارائه کند که هیچ استقبالی از آن نشده و شرکت به مرور آنرا معرفی کرده و افزایش فروش رخ دهد.
میپرسید چرا اشتباه؟
دلیلش واضح است چون به نقش برند توجه نشده است. پس برند این وسط چه تاثیری داشته است؟
برند تاثیرش در اینجاست که وقتی مثلا اپل یا مایکروسافت محصول جدیدی ارائه میکنند میتوانند از همان نقطه در سن بلوغ تعداد فروشی را با محصول جدید آغاز کنند (که عملا با تعیین تاریخ برای گشوده شدن درب فروشگاه یا تاریخ گشوده شدن درب کارتنهای کتابهای هری پاتر این کار به خوبی اتفاق می افتد) و تعداد فروش محصول جدید، به تعداد فروش محصول قبلی افزوده شود. در نتیجه منحنی عمر نه تنها شیفت نمیابد بلکه از نقطه ای در سطح بلوغ، تولد محصول جدید آغاز شده و مراحل معرفی کوتاه و رشد سریعتر آغاز و طی میشود. خط سبز شکل پایین را ببینید:

1964964_10153093576843243_4170483316225260933_n

خود این شکل دقیقا به این صورت نخواهد بود بلکه در مرحله رشد شیبی تند داشته (در زمان کمتر به فروش بیشتری دست میابد) و کمی پایین تر از خط قرمز آغاز خواهد شد.
بحث روی این شکل بسیار است و اتفاقا این موضوع فقط به مارکتینگ مربوط نیست. بلکه با عینک مدیریت تکنولوژی و علم اقتصاد و سایر علوم تاثیر گذار نیز باید آنرا دید.

وقتی با خودت مواجه میشوی…

…اما گاه وقتی کارت تموم شد یکباره با خودت مواجه می شی…با خود غیر خبرنگار و غیر امدادگر و غیر رزمنده ات…
من اصلا نمیدانم این خانم خبرنگار کدام شبکه خبری است. به من ایراد نگیرید که خبرنگار موافق یا مخالفی را تایید یا تکذیب کرده ام. وقتی این جملات را خواندم برایم مهم نبود از چه کسی است.
جنس سخن برایم ارزشمند بود. خود ما هم خیلی اوقات با خود غیر مدیرمون مواجه میشیم. همه دوستان و همکاران مدیر شاید تجربه نکرده باشند.

وقتی مجبوری بر خلاف میل و فقط به خاطر مسئولیت حرفه ای ات رفتار کنی.  مواجهه عقل با دل. مواجهه میل باطنی با میل و صلاح حرفه ای.

مهم آن است که بتوانی نقشهایت را ببینی.
به نظر من مهم آن است به اهمیت نقشت پی برده باشی. آن وقت خودت را فراموش میکنی و در نقشت قرار میگیری. اگر سستی کنیم خیلی ها آسیب میبینند و دیگر خود ما اهمیتی نخواهد داشت.

10419598_10152786018808172_2022370538499393359_n

 

 

خیلی با خودم کلنجار رفتم که این عکس رو بذارم یا نه. در این چندین ماهی که مدام درگیر خبرهای داعش و جنگ و آوارگی بودم صحنه های دردناک زیادی دیدم…صحنه های ترسناکهم…البته پیش از این هم وقتی ترکیه بودم یا حتی در همون ایران شاهد دردناکترین صحنه ها بودم. از نزدیک و درست از دل ماجرا…مثل زلزله بم…که وقتی به شهر رسیدم اولین جمله که به مامانم پشت خط گفتم این بود: مامان اینجا اثری از زندگی نیست…یا زلزله وان که چندین روز با پسر ده ساله ای صحبت می کردیم تا زنده بمونه و از زیر آوار بیرون بیارنش…زیر سرش که بیرون بود بالش گذاشتیم…امدادگرها بیرون اوردنش…اما فرداش برای همیشه رفت…یا صحنه فرار پابرهنه صدها سوری در مرز ترکیه اول بحران چهار سال پیش…طی ماههای گذشته هم از لبنان گرفته تا مرز سوریه و عراق مرگ و انفجار و آوارگی های زیادی رو از نزدیک لمس کردم…خیلی ها ازم پرسیدن و هنوز می پرسن…نترسیدی؟ آیا شده گریه کنی؟…به نظر من اینها انسانی ترین حسها هستن و نه ربطی به قوی بودن دارن و نه چیز دیگه…شما می تونی بری در دل ماجرا چون فکر می کنی باید اینکار رو بکنی و این وظیفه توئه…این کار توئه…تنها کاری که می تونی الان انجام بدی برای نشون دادن این شرایط…اما هر خبرنگار و امدادگر و حتی رزمنده ای هم همه اون حسهایی رو داره که دیگران دارن…حالا خیلی جاها به حکم وظیفه باید خودش رو کنترل کنه…اما گاه وقتی کارت تموم شد یکباره با خودت مواجه می شی…با خود غیر خبرنگار و غیر امدادگر و غیر رزمنده ات…اونجاست که هم می تونی بترسی و هم اشک از چشمانت سرازیر می شه وقتی اونهمه درماندگی رو می بینی…این عکس رو همراه نازنین ما در سفر سنجار گرفته از لحظه ای که ماموریتمون بعد از موندن در سنجار تحت محاصره با موفقیت تموم شد…فکر می کردم نمی بینه در اون هیاهو… وقتی با مصیبت سوار هلی کوپتر شدیم برای چندمین بار در همون چند روز شاهد تقلای پیر و جوان و مرد و زن و کودک برای سوار شدن به تنها مرکب امیدشون بودیم…در حالی که تنها چند هفته قبل هم در مرز سوریه و لبنان صدها کودک رو دیده بودم که پای برهنه در گل و لای هستن و چهره های درمانده مادربزرگ ها و پدر بزرگها که در چشمانشون تنها یک هیچ بزرگ موج می زد…بله بچه های نازنین دلبری که می پرسید…من و خیلی ها مثل من هم با دیدن اون صحنه ها گریه می کنیم…هرچند شاید دیرتر از وقتی که باید…

 

بعد از وب ۵٫۰ چه اتفاقی در راه است؟

بعد از آنکه وب ۲ آمد و با ابزارهایی نظیر وبلاگها تعامل بین سایتها و کاربران و خوانندگان تحولی ایجاد کرد، به نظر من وب ۳ تاثیرگذارترینشان بود که باز خود مدیون وب ۲ است. در وب ۳ دیگر کاربران لازم نبود برای آنکه بدانند آیا سایت مورد علاقه شان مطلب جدیدی اضافه کرده است یا خیر به آن سر بزنند و احیانا اگر چندین سایت مورد علاقه آنان بود با سر زدن به تک تک آنها وقتشان را از دست بدهند چرا که در بیشتر اوقات با در بسته مواجه میشدند و سایتها به روز نشده بودند. وب ۳ حتی فراتر از آن به کاربران کمک کرد که بتوانند خبرخوان شخصی برای خودشان درست کنند. مثل روزنامه های شخصی که مثلا صفحه ورزشی اش اختصاص داشت به آخرین خبرهای وب سایتهای ورزشی مورد علاقه خوانندگان.

وب ۳ مورد استفاده بسیاری قرار گرفت به طوری که خود گوگل نیز دست به کار شده و Google read
er را معرفی کرد و استقبال بسیار خوبی نیز از آن شد و بسیاری از کاربران فقط از آن ابزار استفاده میکردند که گرچه به خروج گوگل از این عرصه و تعطیل شدن آن سرویس تعجب بسیاری را برانگیخت.

وب ۴ با فراگیر شدن استفاده از گوشی های هوشمند به وب موبایل تعریف شد. و امروزه در عصر وب ۵ هستیم. وب احساسی. در وب ۵٫۰ فضای حسی که در آن ما قادر به حرکت در وب از یک محیط عاطفی مسطح به یک فضای تعاملات غنی احساسی هستیم. ابزارهای انتقال بو دروازه های جدیدی را در این مسیر گشوده اند.

 

smartweb_web_5-0_evolution_confidential_-v004

 

تصویر به قدر کافی گویا است. در محور عمودی به ترتیب از پایین به بالا وب ۱، وب ۲، وب ۳، وب ۴ و وب ۵ تعریف شده اند.

با این حساب به نظر شما کدام کسب و کارها تحت تاثیر قرار خواهند گرفت؟ کسب و کارها چه رویکردی خواهند داشت؟