ایرلاین و ایکامرس

 

صبح جمعه پروژه مطالعاتی ایکامرس یک شرکت هواپیمایی منطقه را تحویل دادیم. یک تیم ۸ نفره بین المللی که مسئولیتش با من بود.

شاید از خودتان بپرسید که ایرلاین را چه به ایکامرس؟
اگر مطالب این کانال را از ابتدا با من پیش آمده باشید برای شما نیز روشن شده است که ایکامرس فقط فروشگاه اینترنتی نیست بلکه همه ابعاد کامرس است ولی از ابزارهای وابسته به اینترنت استفاده میکند.
در مورد این گزارش با توجه به عدم انتشار رسمی آن موظفم حفظ اسرار کنم ولی برای اینکه کمی ذهنتان با این موضوع آشنا شود باید عرض کنم که این پروژه عملا از بهمن پارسال مطرح شد و از اسفند وارد فاز اجرا شد و فقط فاز مطالعاتی آن ۳ ماه طول کشید.
هدف این پروژه این بود که چالش های پیش رو را بررسی کنیم.
لذا پروژه با این موضوع شروع شد که اگر سوال مهم سال ۲۰۰۵ این بوده که:
چگونه کاربران را میتوانیم به مشتریان آنلاین تبدیل کنیم؟ و با این پاسخ آنرا جواب میدادیم (به انگلیسی مینویسم چون برخی اصطلاحات معادل فارسی دقیقی ندارند که مفهوم را برسانند):
۱- With closer fees…
۲- … and everything for the trip…
۳- …with the advantages of the online channel…
۴- and the guarantee of an important company
اکنون در سال ۲۰۱۸ با این پرسش مواجه هستیم که:
چگونه میتوانیم از تمامی توانمندی های ایکامرس استفاده کنیم؟ و پاسخمان این است که:
۱- With affinity shopping…
۲- …and everything for the trip via applications…
۳- …exploiting social networks…
۴- and focusing on the individual
(در ردیف  دوم فقط به کلمه اپلیکیشن نچسبید. قبلش نوشته شده everything! فقط گفتم عرض کرده باشم که از روی عبارتها سر سری رد نشوید)
متدولوژی این بررسی عبارت بود از آنالیز بیش از ۶۰ خط هوایی مطرح جهان، ۱۰ هزار صفحه اپلیکیشن وب و موبایل بازدید شده در طول بیش از ۳ ماه تحقیق و مطالعه
نتیجه شد یک گزارش شامل سه فصل عمده:
– Introduction
– A view in to future
– Expert insights
که عناوین فصل دو که مهمترین هم بود و بیشترین بخش گزارش را به خودش اختصاص داده است در اسلاید فوق ملاحظه میکنید.
تجربه و اندوخته بسیار خوبی برایم بود. شخصا بسیار هم آموختم. ولی افسوس خوردم که حیف که حتی یک ایرلاین داخلی در این فضا نیست و نمیتوانیم حتی یکی از دستاوردها را در آنجا پیاده کنیم.
اکثر خطوط داخلی حتی یک صفحه مدیریت فرصتهای شغلی ندارند. یک سری به قطر ایرویز یا امارت ایرلاین یا الاتحاد یا عمان ایر بزنید ببینید چقدر روی این موضوع کار شده است.
حتی در زمینه تنوع فرصتهای شغلی نیز بروید خودتان ببینید. در حالیکه در برخی از  آنها حتی Vice President e-Commerce جزو تخصصهای ضروری مورد نیازشان تعریف شده است (حتی عنوان میکنند از خود خلبان که اگر نباشد هواپیما نمیپرد برایمان مهمتر است) ، چه برسد به Director یا Head یا حداقل Manager، در یکی دو شرکت داخلی حداکثر به جذب میهماندار و خلبان اعلام نیاز شده است.
من فکر میکنم جدای از تحریمهایی که سرپا ماندن مشغوله اصلی ایرلاینهای داخلی ما شده است، باند بازی های خاصی هم برای تصدی مدیریت ایرلاینها حاکم است و فعلا به تخصص و … نیازی هم احساس نمیشود. همین که خلبانی باشد که بپرد و میهمانداری که حضور داشته باشد (آن هم شاید چون دیده اند همه ایرلانها میهماندار دارد هنوز نیازش احساس میشود) کافی است.
به هر حال امیدوارم مجدد ایرلانهای کشور عزیزمان در میان برترین ایرلاینهای جهان بدرخشند.

ایرلاین و ایکامرس

 

صبح جمعه پروژه مطالعاتی ایکامرس یک شرکت هواپیمایی منطقه را تحویل دادیم. یک تیم ۸ نفره بین المللی که مسئولیتش با من بود.

شاید از خودتان بپرسید که ایرلاین را چه به ایکامرس؟
اگر مطالب این کانال را از ابتدا با من پیش آمده باشید برای شما نیز روشن شده است که ایکامرس فقط فروشگاه اینترنتی نیست بلکه همه ابعاد کامرس است ولی از ابزارهای وابسته به اینترنت استفاده میکند.
در مورد این گزارش با توجه به عدم انتشار رسمی آن موظفم حفظ اسرار کنم ولی برای اینکه کمی ذهنتان با این موضوع آشنا شود باید عرض کنم که این پروژه عملا از بهمن پارسال مطرح شد و از اسفند وارد فاز اجرا شد و فقط فاز مطالعاتی آن ۳ ماه طول کشید.
هدف این پروژه این بود که چالش های پیش رو را بررسی کنیم.
لذا پروژه با این موضوع شروع شد که اگر سوال مهم سال ۲۰۰۵ این بوده که:
چگونه کاربران را میتوانیم به مشتریان آنلاین تبدیل کنیم؟ و با این پاسخ آنرا جواب میدادیم (به انگلیسی مینویسم چون برخی اصطلاحات معادل فارسی دقیقی ندارند که مفهوم را برسانند):
۱- With closer fees…
۲- … and everything for the trip…
۳- …with the advantages of the online channel…
۴- and the guarantee of an important company
اکنون در سال ۲۰۱۸ با این پرسش مواجه هستیم  که:
چگونه میتوانیم از تمامی توانمندی های ایکامرس استفاده کنیم؟ و پاسخمان این است که:
۱- With affinity shopping…
۲- …and everything for the trip via applications…
۳- …exploiting social networks…
۴- and focusing on the individual
(در ردیف  دوم فقط به کلمه اپلیکیشن نچسبید. قبلش نوشته شده everything! فقط گفتم عرض کرده باشم که از روی عبارتها سر سری رد نشوید)
متدولوژی این بررسی عبارت بود از آنالیز بیش از ۶۰ خط هوایی مطرح جهان، ۱۰ هزار صفحه اپلیکیشن وب و موبایل بازدید شده در طول بیش از ۳ ماه تحقیق و مطالعه
نتیجه شد یک گزارش شامل سه فصل عمده:
– Introduction
– A view in to future
– Expert insights
که عناوین فصل دو که مهمترین هم بود و بیشترین بخش گزارش را به خودش اختصاص داده است در اسلاید فوق ملاحظه میکنید.
تجربه و اندوخته بسیار خوبی برایم بود. شخصا بسیار هم آموختم. ولی افسوس خوردم که حیف که حتی یک ایرلاین داخلی در این فضا نیست و نمیتوانیم حتی یکی از دستاوردها را در آنجا پیاده کنیم.
اکثر خطوط داخلی حتی یک صفحه مدیریت فرصتهای شغلی ندارند. یک سری به قطر ایرویز یا امارت ایرلاین یا الاتحاد یا عمان ایر بزنید ببینید چقدر روی این موضوع کار شده است.
حتی در زمینه تنوع فرصتهای شغلی نیز بروید خودتان ببینید. در حالیکه در برخی از  آنها حتی Vice President e-Commerce جزو تخصصهای ضروری مورد نیازشان تعریف شده است (حتی عنوان میکنند از خود خلبان که اگر نباشد هواپیما نمیپرد برایمان مهمتر است) ، چه برسد به Director یا Head یا حداقل Manager، در یکی دو شرکت داخلی حداکثر به جذب میهماندار و خلبان اعلام نیاز شده است.
من فکر میکنم جدای از تحریمهایی که سرپا ماندن مشغوله اصلی ایرلاینهای داخلی ما شده است، باند بازی های خاصی هم برای تصدی مدیریت ایرلاینها حاکم است و فعلا به تخصص و … نیازی هم احساس نمیشود. همین که خلبانی باشد که بپرد و میهمانداری که حضور داشته باشد (آن هم شاید چون دیده اند همه ایرلانها میهماندار دارد هنوز نیازش احساس میشود) کافی است.
به هر حال امیدوارم مجدد ایرلانهای کشور عزیزمان در میان برترین ایرلاینهای جهان بدرخشند.

by علیرضا مجاهدی via Dr. Alireza Mojahedi

آرامش خودمان را حفظ کنیم

آرامش خودمان را حفظ کنیم
افکارمان پر شده است از انواع خبرهای بد، مایوس کننده، دزدی، تبانی، اختلاس، از بین رفتن حقوق مردم کشور، بی مسئولیتی، ناکارامدی، بی کفایتی، بی توجهی، سو استفاده و مشاهده نتیجه همه اینها در درد و رنج و بیکاری مردم و پسرفت اقتصاد و تعطیلی کسب و کار و …
بمباران ذهن ما توسط تیترهای خبری بد ادامه دارد.
نگرانی های ما از فردا و اتفاقات لحظه ای بعدی که ممکن است کل برنامه ها و زندگی ما را تحت تاثیر قرار دهد ادامه دارد.
شخصا مدتهاست فرصت مطالعاتی ندارم. ذهنم خسته است. درگیر چیزی است در بیرون.
و نمیداند چیست.
خیلی وقتها میداند ولی نمیداند به کدامیک بپردازد. به هر کدام هم که میپردازد و مورد پردازش قرار میدهد در نهایت میرسد به جایی که گره کار با دست خودش باز نمیشود و ناچار است صبر کند.
با این حال باز سعی میکنم تمرکز کنم و مطالعه کنم و از مطالعه ام بیاموزم.
باز دارم فرصتهای کسب و کار را شناسایی میکنم و روی هر کدامشان کار میکنم. شاید همین فردا اجرایش کردم.
خیلی وقتها در ذهنم میگردم ببینم چه کسی برای اجرای این مناسب است، میروم به او پیشنهاد میکنم که هواتو دارم. بیا با هم ببریم جلو.
مثلا الان همزمان دارم روی ۴ کار دیگر کار میکنم.
راه حل این نیست که مانند کبک سرمان را در برف فرو کنیم و خودمان را از اخبار ایزوله کنیم و در بی خبری سیر کنیم.
راه حل پذیرفتن شرایط جدید و تلاش برای حرکت در مسیر جدید است
باید بپذیریم و با این شرایط باز هم امیدوار باشیم.
مگر میشود من بخواهم و نشود؟
تو بخواهی و نشود؟
 نا امید نباش
تمام تلاشمان را باید بکنیم تا از این موج هم سالم بگذریم.
باور کنید این نیز بگذرد. آنچه میماند ما هستیم و عمر گذشته و دستاوردی که میتواند به جای هیچ کلی چیز باشد
کمی فکر کن:
کاری هست که بتوانی برای دیگران انجام دهی که باری از دوششان سبکتر شود؟
آنها هم شرایط ما را دارند. یکی از بعدی بهتر و دیگری از بعدی بدتر.
مهربانی کردن با دیگری حداقل کاری است که میتوانیم انجام بدهیم.
مثلا دیروز عصر که یکی از دوستانم که تجارتخانه بزرگش را در ایرانشهر بسته است و مغازه بزرگش را کافی شاپ کرده است و پای تلفن از قفل شدن کارش و ناراحتی و ناامیدی و … مینالید را به صرف دمنوش مخصوص دعوتش کردم دفترم.
هر دو کلی به همین خندیدیدم.
آمد، با اینکه الان مغازه اش کافی شاپ شده است  (البته اجاره داده است) دمنوش ساده کیسه ای مرا نوشیدیم و کلی از اوضاع شکایت کردیم و در نهایت گفت: خدا برای خانواده ات نگهت داره. کلی سبک شدم. داشتم سکته میکردم.
چون کارافرین بود و صاحب خلاقیت، روی چند موضوع خلاقانه و ایده های آتی کسب و کار صحبت کردیم و با کلی امیدواری و نقشه های پیشرفت راهی منزلش شد ومن هم خودم را برای رسیدگی به پدر بیمارم به منزلش رساندم.
زندگی همین است.
حالا که همه چیز مدیریت اجتماعی، اقتصادی و … در بی سامانی است، لااقل خودمان به خودمان بد نکنیم.
باور کنید بسیاری از فشارهایی که با آن مواجهیم ناشی از بد رفتاری و بد اخلاقی و خودخواهی های خودمان است.
اگر فلان وزیر بد و نالایق است، کارمند همان اداره حداقل که میتواند مودبانه تر با مراجعه کننده صحبت کند و یا تمام تلاشش را برای رفع کردن مشکل او به کار ببرد؟ نمیتواند؟!
اگر فشار اقتصادی عرصه را بر ما تنگ کرده است تقصیر کسی که سوار تاکسی ما میشود و یا در اداره به ما مراجعه میکند و یا کارمند اداره ای است که ما با آن کار داریم نیست.
چند وقت قبل عکسی در خصوص راننده تاکسی بزرگواری که تاکسی اش را تاکسی شادی مینامید در اینستاگرامم درج کرده بودم که حتما دیده اید.
به همین سادگی همه مسافرانش با لبخند خارج میشدند.
مشکلات مدیریتی تقصیر کارکنان نیست ولی آنچه از دست ما بر می آید این است که:
۱- با دیگران چنان برخورد و رفتار کنیم که دوست داشتیم اگر خودمان در آن شرایط جای او بودیم با ما چنان برخورد شود
۲- آنچه بر خود نمیپسندیم بر دیگران روا نداریم
بقیه مشکلات سو مدیریت و اختلاس و دزدی و … را بگذارید جای خودش. تلافی اش را سر خودمان در نیاوریم.
باور کنید همه ما در ناراحتی هستیم.
فشارها فقط اقتصادی نیست.
برای تحمل سایر فشارها باید روی خودمان کار کنیم. بیشتر به سلامتی جسم و تغذیه و روحتان بپردازید. برای آنها هم باید وقت بگذاریم.
در مسیر حرکت از محل کار به منزل، اصلا به کار فکر نکنید.
سرتان را کمی به اطراف بگردانید و مناظر اطراف را ببینید.
ساختمان جدیدی که دارد ساخته میشود، مغازه ای که مستاجر جدیدی دارد و کسب و کار جدیدی که قبلا نبود را راه انداخته است (برای موفقیتش از ته دلتان  آرزو کنید) مردمی که در تیپها و لباسهای مختلف در آمد و شد هستند و … به همه چیز نگاه کنید.
متوجه خواهید شد که قبلا اینها را نمیدید چون در طول مسیر ذهنتان درگیر خیلی چیزها بود.
خنثی باشید. حرص نخورید. فقط تماشا کنید. اجازه دهید کمی ذهنتان بدون استرس باشد. کسی جلوی شما پیچید فقط تماشا کنید. تلاش کنید هیچ چیزی فشار خونتان را بالا نبرد.
به همسرتان که با همه تنگناها و مشکلات جاری در کنار شماست محبت کنید و با مهربانی خطابش کنید، فرزندتان را نوازش کنید و…
اینها حداقلهایی است که بیشترین شادی را برای شما به ارمغان می آورند.
شادی را به خانه ببرید و هر روز بر میزانش بیفزایید.
مشکلات را پشت در بگذارید بمانند و با لبخند وارد شوید.
به همه شان بگویید که نگران چیزی نباشند چون شما را دارند و شما مثل کوه پشتشان هستید. کسی را از جیب خالیتان با خبر نکنید.
شما که بلرزید همه میلرزند. شما محکم باشید همه به پشتوانه شما محکمند.
اگر کارفرما و کارآفرین باشید که دیگر فقط خانواده خودتان نیست. یک جامعه پشتش به پشتوانه شما گرم است. همه هم میدانند که چقدر در اذیت و سختی هستید. امروزه همه میدانند.
در منزل یا در محل کار کارهایی که اغلب با دست راست انجام میدادید را گاها با دست چپ انجام دهید تا مغزتان تمرین کند. مثلا اگر راست دست هستید با دست چپ مسواک بزنید.
باید به روان و  ذهنتان کمک کنید.
اوضاع همیشه بر این منوال نمی ماند.
باید برای بعد از تغییر همچنان سالم و با نشاط بمانید تا بتوانید مسیرتان را ادامه دهید.
برخی تحمل زمان رسیدن تغییر را ندارند و خودشان جابجا میشوند. این کار خیلی هم عالی است.
اگر میشود در شهر دیگری ساکن شد و راحت تر زندگی کرد چرا که نه؟
اگر میتوانید به کشور دیگری مهاجرت کرده و راحت تر زندگی کنید چرا که نه؟
اگر میشود شغلتان را عوض کنید و راحت تر زندگی کنید چرا فردا؟
اگر ایده ای دارید که میتواند کار کند و حداقلش این است که شما را امیدوار به موفقیت، در تلاش نگه میدارد چرا به آن نپردازید؟
اگر هم که هیچکدام از اینها برای شما صادق نیست، پس خودتان را برای شرایط بعد از تغییر سالم و سرحال نگه دارید
نگذارید نا امیدی همه قدرت فکر و ذهن و جسم شما را از بین ببرد.
اوضاع همیشه بر این منوال نمی ماند.
اگر مسئولی بی کفایت است، بدانید که هیچ میزی به صاحبش وفا نکرده. او نیز میرود.
مهم آن است که روح و روان و جسمتان سالم باشد

آرامش خودمان را حفظ کنیم

آرامش خودمان را حفظ کنیم
افکارمان پر شده است از انواع خبرهای بد، مایوس کننده، دزدی، تبانی، اختلاس، از بین رفتن حقوق مردم کشور، بی مسئولیتی، ناکارامدی، بی کفایتی، بی توجهی، سو استفاده و مشاهده نتیجه همه اینها در درد و رنج و بیکاری مردم و پسرفت اقتصاد و تعطیلی کسب و کار و …
بمباران ذهن ما توسط تیترهای خبری بد ادامه دارد.
نگرانی های ما از فردا و اتفاقات لحظه ای بعدی که ممکن است کل برنامه ها و زنگی ما را تحت تاثیر قرار دهد ادامه دارد.
شخصا مدتهاست فرصت مطالعاتی ندارم. ذهنم خسته است. درگیر چیزی است در بیرون.
و نمیداند چیست.
خیلی وقتها میداند ولی نمیداند به کدامیک بپردازد. به هر کدام هم که میپردازد و مورد پردازش قرار میدهد در نهایت میرسد به جایی که گره کار با دست خودش باز نمیشود و ناچار است صبر کند.
با این حال باز سعی میکنم تمرکز کنم و مطالعه کنم و از مطالعه ام بیاموزم.
باز دارم فرصتهای کسب و کار را شناسایی میکنم و روی هر کدامشان کار میکنم. شاید همین فردا اجرایش کردم.
خیلی وقتها در ذهنم میگردم ببینم چه کسی برای اجرای این مناسب است، میروم به او پیشنهاد میکنم که هواتو دارم. بیا با هم ببریم جلو.
مثلا الان همزمان دارم روی ۴ کار دیگر کار میکنم.
راه حل این نیست که مانند کبک سرمان را در برف فرو کنیم و خودمان را از اخبار ایزوله کنیم و در بی خبری سیر کنیم.
راه حل پذیرفتن شرایط جدید و تلاش برای حرکت در مسیر جدید است
باید بپذیریم و با این شرایط باز هم امیدوار باشیم.
مگر میشود من بخواهم و نشود؟
تو بخواهی و نشود؟
 نا امید نباش
تمام تلاشمان را باید بکنیم تا از این موج هم سالم بگذریم.
باور کنید این نیز بگذرد. آنچه میماند ما هستیم و عمر گذشته و دستاوردی که میتواند به جای هیچ کلی چیز باشد
کمی فکر کن:
کاری هست که بتوانی برای دیگران انجام دهی که باری از دوششان سبکتر شود؟
آنها هم شرایط ما را دارند. یکی از بعدی بهتر و دیگری از بعدی بدتر.
مهربانی کردن با دیگری حداقل کاری است که میتوانیم انجام بدهیم.
مثلا دیروز عصر که یکی از دوستانم که تجارتخانه بزرگش را در ایرانشهر بسته است و مغازه بزرگش را کافی شاپ کرده است و پای تلفن از قفل شدن کارش و ناراحتی و ناامیدی و … مینالید را به صرف دمنوش مخصوص دعوتش کردم دفترم.
هر دو کلی به همین خندیدیدم.
آمد، با اینکه الان مغازه اش کافی شاپ شده است  (البته اجاره داده است) دمنوش یاده کیسه ای مرا نوشیدیم و کلی از اوضاع شکایت کردیم و در نهایت گفت: خدا برای خانواده ات نگهت داره. کلی سبک شدم. داشتم سکته میکردم.
چون کارافرین بود و صاحب خلاقیت، روی چند موضوع خلاقانه و ایده های آتی کسب و کار صحبت کردیم و با کلی امیدواری و نقشه های پیشرفت راهی منزلش شد ومن هم با عجله خودم را برای رسیدگی به پدر بیمارم به منزلش رساندم.
زندگی همین است.
حالا که همه چیز مدیریت اجتماعی، اقتصادی و … در بی سامانی است، لااقل خودمان به خودمان بد نکنیم.
باور کنید بسیاری از فشارهایی که با آن مواجهیم ناشی از بد رفتاری و بد اخلاقی و خودخواهی های خودمان است.
اگر فلان وزیر بد و نالایق است، کارمند همان اداره حداقل که میتواند مودبانه تر با مراجعه کننده صحبت کند و یا تمام تلاشش را برای رفع کردن مشکل او به کار ببرد؟ نمیتواند؟!
اگر فشار اقتصادی عرصه را بر ما تنگ کرده است تقصیر کسی که سوار تاکسی ما میشود و یا در اداره به ما مراجعه میکند و یا کارمند اداره ای است که ما با آن کار داریم نیست.
چند وقت قبل عکسی در خصوص راننده تاکسی بزرگواری که تاکسی اش را تاکسی شادی مینامید در اینستاگرامم درج کرده بودم که حتما دیده اید.
به همین سادگی همه مسافرانش با لبخند خارج میشدند.
مشکلات مدیریتی تقصیر کارکنان نیست ولی آنچه از دست ما بر می آید این است که:
۱- با دیگران چنان برخورد و رفتار کنیم که دوست داشتیم اگر خودمان در آن شرایط جای او بودیم با ما چنان برخورد شود
۲- آنچه بر خود نمیپسندیم بر دیگران روا نداریم
بقیه مشکلات سو مدیریت و اختلاس و دزدی و … را بگذارید جای خودش. تلافی اش را سر خودمان در نیاوریم.
باور کنید همه ما در ناراحتی هستیم.
فشارها فقط اقتصادی نیست.
برای تحمل سایر فشارها باید روی خودمان کار کنیم. بیشتر به سلامتی جسم و تغذیه و روحتان بپردازید. برای آنها هم باید وقت بگذاریم.
در مسیر حرکت از محل کار به منزل، اصلا به کار فکر نکنید.
سرتان را کمی به اطراف بگردانید و مناظر اطراف را ببینید.
ساختمان جدیدی که دارد ساخته میشود، مغازه ای که مستاجر جدیدی دارد و کسب و کار جدیدی که قبلا نبود را راه انداخته است (برای موفقیتش از ته دلتان  آرزو کنید) مردمی که در تیپها و لباسهای مختلف در آمد و شد هستند و … به همه چیز نگاه کنید.
متوجه خواهید شد که قبلا اینها را نمیدید چون در طول مسیر ذهنتان درگیر خیلی چیزها بود.
خنثی باشید. حرص نخورید. فقط تماشا کنید. اجازه دهید کمی ذهنتان بدون استرس باشد. کسی جلوی شما پیچید فقط تماشا کنید. تلاش کنید هیچ چیزی فشار خونتان را بالا نبرد.
به همسرتان که با همه تنگناها و مشکلات جاری در کنار شماست محبت کنید و با مهربانی خطابش کنید، فرزندتان را نوازش کنید و…
اینها حداقلهایی است که بیشترین شادی را برای شما به ارمغان می آورند.
شادی را به خانه ببرید و هر روز بر میزانش بیفزایید.
مشکلات را پشت در بگذارید بمانند و با لبخند وارد شوید.
به همه شان بگویید که نگران چیزی نباشند چون شما را دارند و شما مثل کوه پشتشان هستید. کسی را از جیب خالیتان با خبر نکنید.
شما که بلرزید همه میلرزند. شما محکم باشید همه به پشتوانه شما محکمند.
اگر کارفرما و کارآفرین باشید که دیگر فقط خانواده خودتان نیست. یک جامعه پشتش به پشتوانه شما گرم است. همه هم میدانند که چقدر در اذیت و سختی هستید. امروزه همه میدانند.
در منزل یا در محل کار کارهایی که اغلب با دست راست انجام میدادید را گاها با دست چپ انجام دهید تا مغزتان تمرین کند. مثلا اگر راست دست هستید با دست چپ مسواک بزنید.
باید به روان و  ذهنتان کمک کنید.
اوضاع همیشه بر این منوال نمی ماند.
باید برای بعد از تغییر همچنان سالم و با نشاط بمانید تا بتوانید مسیرتان را ادامه دهید.
برخی تحمل زمان رسیدن تغییر را ندارند و خودشان جابجا میشوند. این کار خیلی هم عالی است.
اگر میشود در شهر دیگری ساکن شد و راحت تر زندگی کرد چرا که نه؟
اگر میتوانید به کشور دیگری مهاجرت کرده و راحت تر زندگی کنید چرا که نه؟
اگر میشود شغلتان را عوض کنید و راحت تر زندگی کنید چرا فردا؟
اگر ایده ای دارید که میتواند کار کند و حداقلش این است که شما را امیدوار به موفقیت، در تلاش نگه میدارد چرا به آن نپردازید؟
اگر هم که هیچکدام از اینها برای شما صادق نیست، پس خودتان را برای شرایط بعد از تغییر سالم و سرحال نگه دارید
نگذارید نا امیدی همه قدرت فکر و ذهن و جسم شما را از بین ببرد.
اوضاع همیشه بر این منوال نمی ماند.
اگر مسئولی بی کفایت است، بدانید که هیچ میزی به صاحبش وفا نکرده. او نیز میرود.
مهم آن است که روح و روان و جسمتان سالم باشد

by علیرضا مجاهدی via Dr. Alireza Mojahedi

نظر سنجی کانال تلگرامم

سلام

در کانال تلگرامم یک نظر سنجی درج کرده ام https://t.me/alirezamojahedi/559

ممنون میشوم حتما در آن شرکت کنید

با سپاس


by علیرضا مجاهدی via Dr. Alireza Mojahedi

دنیای فیلنسرها

فریلنسری چیست؟ فریلنسر کیست؟
دنیای ابزارهای دیجیتال مردم دنیا را به هم نزدیک کرده است
امروزه خیلی راحت و ارزان میتوانیم با دوستانمان در هر کجای دنیا ارتباط ویدئویی برقرار کنیم، با طرفهای تجاری مذاکره کنیم، اسناد و مدارک را به هم بفرستیم، روی پروژه ای مشترک از چند نقطه دنیا با همدیگر کار کنیم و …
پس چرا نتونیم از راه دور برای شرکتی در گوشه دیگر دنیا کار کنیم؟
تازه اصلا نیازی هم نیست در استخدامشان باشیم! و یا حتما در آن کشور اقامت کنیم.
به این کار میگویند فریلنسری و افرادی که کاری از دستشان بر می آید که میتوانند از این طریق آنرا به دیگران عرضه کنند میگویند فیلنسر.
مثلا اگر شما گرافیست خوبی هستید، تایپ خوبی دارید، بلد هستید با اکسل کار کنید یا حتی در ورد صفحه بندی کتاب انجام دهید و میتوانید از زبانی به زبان دیگر ترجمه کنید (حتی برخی شرکتهای خارجی نیاز دارند بروشور فارسی درست کنند و به کسی نیاز دارند آنرا به فارسی ترجمه کند) اگر برنامه نویسی برای کامپیوتر یا موبایل بلد هستید و اگر…
خلاصه هر کاری که دیگران ممکن است به آن نیاز داشته باشند را بلد هستید میتوانید وارد دنیای فریلنسرها شوید
کارهای فریلنسری به صورت پروژه ای هستند و یکبار که انجام شد تمام میشود. مثل مثلا تایپ چند صفحه از روی عکس یک متن.
ولی ممکن است طرف از کار شما راضی باشد و بخواهد باز هم به شما سفارش کار بدهد.
در ایران هم سایتهای زیادی داریم که میتوانید با آنها تجربه فریلنسری را شروع کنید و اطلاعاتتان را در این حوزه زیادتر کنید. مثل پونیشا ponisha.ir  در اینترنت به فارسی سرچ کنید چیزهای زیادی پیدا میکنید
اصلا حتی اگر کاری دارید که نیاز دارید یکی برایتان انجام دهد هم میتوانید از این طریق سفارش بدهید با قیمت مناسب کسی در منزلش در گوشه دیگری از این آب و خاک آنرا برایتان انجام دهد.
به همین راحتی
حسن دیگرش آن است که با گران شدن دلار ما ایرانی ها نیروی ارزان قیمتی برای دنیا محسوب میشویم. فرض کنید اگر شما روزی ۱۰۰ هزار تومان میگرفتید که کاری برای کسی انجام دهید با دلار ۴۲۰۰ تومان (حالا ۴ هزار تومان بگیریم که رند شود) میشد ۲۵۰۰ دلار . الان با دلار ۱۰ هزار تومانی میشود ۱۰ دلار! یعنی شما همان فرد هستید و همان کار را اینبار با ۱۰ دلار انجام میدهید.
این یعنی اینکه مشتری خارجی بیشتری به سراغتان خواهد آمد و عملا کسی را توانایی رقابت بر سر قیمت با شما نیست!
میماند مشکل دریافت وجه که برای آن هم سایتهایی در کشورمان با دریافت کمیسیون راه حلهایی را به شما ارائه میکنند. (هر کدامشان پول بیشتری داد اینجا معرفی اش میکنم! 😄)
و اما مشکل اصلی دیگری که شاید به ذهنتان برسد رابطه مرغ و تخم مرغی دریافت و پرداخت پول است. به هر حال آمدیم پول دادیم طرف کارش را تحویل نداد یا درست تحویل نداد. یا برایش کار کردیم و پول ما را نداد. تکلیف چیست؟
راه حل خیلی ساده است. سایتهایی که کارفرما را به پیمانکار (فریلنسر) متصل میکنند نقش واسط را بازی میکنند و پول توافق شده را از سفارش دهنده کار دریافت کرده و نگهداری میکنند و وقتی سفارش تحویل شد و کارفرما راضی بود پول فریلنسر را آزاد میکنند.
به همین راحتی.
نمونه های ایرانی را با سرچ فارسی بررسی کنید.
در زیر هم چند نمونه خارجی مشهور را معرفی میکنم. بررسی کنید و بعد از کسب تجربه در یک فریلنسر ایرانی در این بازار بزرگ جهانی دست بکار شوید و درآمد ارزی ایجاد کنید:
این سایتها بازیکنان بزرگ دنیا در این کار در حوزه های عمومی هستند.
خود عبارت را سرچ کنید باز هم سایتهای بیشتری پیدا میکنید.  بخصوص که برخی اصلا فقط تخصصی در یک حوزه خاص کار میکنند.
من هم بعدا میام کمیسیونم رو از شما میگیرم 💐😄
پ.ن.:
پیامی از طرف یکی از اعضای کانال:
“در مورد فریلنسینگ و ارتباط با سایتهای مرتبط خارجی یک چالش بزرگ در واقع احراز هویت در این سایت هاست. اخیرا مکانیزمی برای احراز هویت در نظر گرفته اند که یکی از ارکان آن داشتن کارت هویتی معتبر و البته کارت هویتی از کشورهایی غیر از ایران و چند کشور دیگر است که کار را دشوار ساخته. حتی برخی به داشتن تصویر کارت هویتی هم بسنده نکرده و تصویری از خود صاحب کارت از چند جهت درخواست می کنند که کار را دوچندان سخت می کند.
به ویژه این اتفاق در مورد سایت هایی که پایه امریکایی دارند، به شدت سخت گیرانه تر است”
با سپاس از دوست عزیزمان که لطف کردند و سریعا توضیحات تکمیلی شان را در اختیارمان قرار دادند باید عرض کنم با توجه به تعداد بسیار زیاد این سایتها، حتما که راهی برای موفقیت شما دیده خواهد شد. نگران نباشید. تلاشتان را بکنید. شرایط هم همیشه اینگونه نخواهد بود

by علیرضا مجاهدی via Dr. Alireza Mojahedi

نظر سنجی کانال تلگرامم

سلام

در کانال تلگرامم یک نظر سنجی درج کرده ام https://t.me/alirezamojahedi/559

ممنون میشوم حتما در آن شرکت کنید

با سپاس

دنیای فیلنسرها

فریلنسری چیست؟ فریلنسر کیست؟
دنیای ابزارهای دیجیتال مردم دنیا را به هم نزدیک کرده است
امروزه خیلی راحت و ارزان میتوانیم با دوستانمان در هر کجای دنیا ارتباط ویدئویی برقرار کنیم، با طرفهای تجاری مذاکره کنیم، اسناد و مدارک را به هم بفرستیم، روی پروژه ای مشترک از چند نقطه دنیا با همدیگر کار کنیم و …
پس چرا نتونیم از راه دور برای شرکتی در گوشه دیگر دنیا کار کنیم؟
تازه اصلا نیازی هم نیست در استخدامشان باشیم! و یا حتما در آن کشور اقامت کنیم.
به این کار میگویند فریلنسری و افرادی که کاری از دستشان بر می آید که میتوانند از این طریق آنرا به دیگران عرضه کنند میگویند فیلنسر.
مثلا اگر شما گرافیست خوبی هستید، تایپ خوبی دارید، بلد هستید با اکسل کار کنید یا حتی در ورد صفحه بندی کتاب انجام دهید و میتوانید از زبانی به زبان دیگر ترجمه کنید (حتی برخی شرکتهای خارجی نیاز دارند بروشور فارسی درست کنند و به کسی نیاز دارند آنرا به فارسی ترجمه کند) اگر برنامه نویسی برای کامپیوتر یا موبایل بلد هستید و اگر…
خلاصه هر کاری که دیگران ممکن است به آن نیاز داشته باشند را بلد هستید میتوانید وارد دنیای فریلنسرها شوید
کارهای فریلنسری به صورت پروژه ای هستند و یکبار که انجام شد تمام میشود. مثل مثلا تایپ چند صفحه از روی عکس یک متن.
ولی ممکن است طرف از کار شما راضی باشد و بخواهد باز هم به شما سفارش کار بدهد.
در ایران هم سایتهای زیادی داریم که میتوانید با آنها تجربه فریلنسری را شروع کنید و اطلاعاتتان را در این حوزه زیادتر کنید. مثل پونیشا ponisha.ir  در اینترنت به فارسی سرچ کنید چیزهای زیادی پیدا میکنید
اصلا حتی اگر کاری دارید که نیاز دارید یکی برایتان انجام دهد هم میتوانید از این طریق سفارش بدهید با قیمت مناسب کسی در منزلش در گوشه دیگری از این آب و خاک آنرا برایتان انجام دهد.
به همین راحتی
حسن دیگرش آن است که با گران شدن دلار ما ایرانی ها نیروی ارزان قیمتی برای دنیا محسوب میشویم. فرض کنید اگر شما روزی ۱۰۰ هزار تومان میگرفتید که کاری برای کسی انجام دهید با دلار ۴۲۰۰ تومان (حالا ۴ هزار تومان بگیریم که رند شود) میشد ۲۵۰۰ دلار . الان با دلار ۱۰ هزار تومانی میشود ۱۰ دلار! یعنی شما همان فرد هستید و همان کار را اینبار با ۱۰ دلار انجام میدهید.
این یعنی اینکه مشتری خارجی بیشتری به سراغتان خواهد آمد و عملا کسی را توانایی رقابت بر سر قیمت با شما نیست!
میماند مشکل دریافت وجه که برای آن هم سایتهایی در کشورمان با دریافت کمیسیون راه حلهایی را به شما ارائه میکنند. (هر کدامشان پول بیشتری داد اینجا معرفی اش میکنم! 😄)
و اما مشکل اصلی دیگری که شاید به ذهنتان برسد رابطه مرغ و تخم مرغی دریافت و پرداخت پول است. به هر حال آمدیم پول دادیم طرف کارش را تحویل نداد یا درست تحویل نداد. یا برایش کار کردیم و پول ما را نداد. تکلیف چیست؟
راه حل خیلی ساده است. سایتهایی که کارفرما را به پیمانکار (فریلنسر) متصل میکنند نقش واسط را بازی میکنند و پول توافق شده را از سفارش دهنده کار دریافت کرده و نگهداری میکنند و وقتی سفارش تحویل شد و کارفرما راضی بود پول فریلنسر را آزاد میکنند.
به همین راحتی.
نمونه های ایرانی را با سرچ فارسی بررسی کنید.
در زیر هم چند نمونه خارجی مشهور را معرفی میکنم. بررسی کنید و بعد از کسب تجربه در یک فریلنسر ایرانی در این بازار بزرگ جهانی دست بکار شوید و درآمد ارزی ایجاد کنید:
این سایتها بازیکنان بزرگ دنیا در این کار در حوزه های عمومی هستند.
خود عبارت را سرچ کنید باز هم سایتهای بیشتری پیدا میکنید.  بخصوص که برخی اصلا فقط تخصصی در یک حوزه خاص کار میکنند.
من هم بعدا میام کمیسیونم رو از شما میگیرم 💐😄
پ.ن.:
پیامی از طرف یکی از اعضای کانال:
“در مورد فریلنسینگ و ارتباط با سایتهای مرتبط خارجی یک چالش بزرگ در واقع احراز هویت در این سایت هاست. اخیرا مکانیزمی برای احراز هویت در نظر گرفته اند که یکی از ارکان آن داشتن کارت هویتی معتبر و البته کارت هویتی از کشورهایی غیر از ایران و چند کشور دیگر است که کار را دشوار ساخته. حتی برخی به داشتن تصویر کارت هویتی هم بسنده نکرده و تصویری از خود صاحب کارت از چند جهت درخواست می کنند که کار را دوچندان سخت می کند.
به ویژه این اتفاق در مورد سایت هایی که پایه امریکایی دارند، به شدت سخت گیرانه تر است”
با سپاس از دوست عزیزمان که لطف کردند و سریعا توضیحات تکمیلی شان را در اختیارمان قرار دادند باید عرض کنم با توجه به تعداد بسیار زیاد این سایتها، حتما که راهی برای موفقیت شما دیده خواهد شد. نگران نباشید. تلاشتان را بکنید. شرایط هم همیشه اینگونه نخواهد بود

راههای ارتباطی با دکتر علیرضا مجاهدی

🔗 همه راههای ارتباطی با دکتر علیرضا مجاهدی:

به منظور ارتباط مستقیم و استمرار ارتباط و برای اینکه بتوانم به سوالات شما پاسخ بدهم، تالار گفتگویی ویژه پرسش و پاسخ کاربران کانال ایجاد گردیده است که از طریق لینک زیر در دسترس است:
Discussion Forum: http://www.mojahedi.ir/?forum=ebiz-telegram
چنانچه در مورد مباحث مطرح شده با سوالی مواجه شدید میتوانید از طریق تالار گفتگو آنرا مطرح نموده و پاسختان را نیز در همانجا دریافت کنید.

در صورت نیاز به مشاوره هم میتوانید فرم مشاوره را از وب سایتم تکمیل فرمایید:
http://www.mojahedi.ir/?page_id=1512

اگر هم مایل هستید در لیست ایمیلی من عضو شوید میتوانید از طریق لینک زیر یا فرم مندرج در پایین صفحه وب سایتم اقدام کنید:
Mailing List: http://eepurl.com/drbifH

اگر دریافت پیامک را مسدود نکرده و تمایل دارید در سامانه پیامکی ام نیز عضو شوید عدد ۱۱ را به شماره ۵۰۰۰۴۱۵۰۶۸۶۸ ارسال کنید. فقط در اطلاع رسانی خاص ارسال میشود
SMS List: 500041506868

چنانچه مایل هستید اسلایدهای آموزشی که در دوره های آموزشی ام ارائه میکنم را مرور کنید از سایت اسلایدشیر به نشانی زیر میتوانید اقدام نمایید:
Slideshare: http://slideshare.net/alirezamojahedi

اگر مایل هستید ویدئو های آموزشی ام را مرور کنید به کانالهای ویدئویی من در یوتیوب و آپارات مراجعه کنید:
Youtube: http://www.youtube.com/AlirezaMojahedi
Aparat: http://www.aparat.com/AlirezaMojahedi

اگر مایل هستید فایلهای صوتی آموزشی ام را گوش دهید به کانال من در سایت شنوتو به نشانی زیر مراجعه کنید:
Shenoto: http://shenoto.com/alirezamojahedi

کانال تلگرام eBiz دکتر علیرضا مجاهدی نیز به نشانی زیر در دسترس است:
Telegram: http://www.telegram.me/AlirezaMojahedi

راههای دسترسی در شبکه های اجتماعی به شرح زیر است که در کارت ویزیت نیز درج شده است.
برای ارتباط مستقیم از طریق تلگرام میتوانید از طریق آی دی @DrAlirezaMojahedi  در تماس باشید:

eMail: alirezamojahedi @ gmail.com
Web: http://www.Mojahedi.ir
Instagram: http://www.instagram.com/AlirezaMojahedi
Telegram: http://www.telegram.me/DrAlirezaMojahedi
Linkedin: http://www.linkedin.com/in/AlirezaMojahedi
Facebook: http://www.facebook.com/AlirezaMojahedi
Twitter: http://www.twitter.com/AlirezaMojahedi
G+: http://plus.google.com/+AlirezaMojahedi

اولین پست کانال تلگرامی من به نام eBiz

منتشر شده در کانال تلگرامی ام eBiz به نشانی http://www.t.me/AlirezaMojahedi

در آستانه ورود به ۲۵ سالگی حضورم در فضای مجازی و وب در حالیکه اینترنت در ایران از زمانی که از دو سه دانشگاه فراتر رفت و نقطه ایران ثبت شد هنوز ۲۴ ساله است.
از روزهایی که در سالهای اول دهه هفتاد که اینترنت نبود و با مودمهای دایال آپ و BBS ها تبادل دانش و اطلاعات میکردیم، روزهایی که میگفتیم “یک بیت بفرست یک بایت بگیر”، و چقدر خوشحال بودیم که آدرس ایمیل دار شدیم، روزهایی که با ایمیل محتوای یک صفحه وب سایتی را زیپ شده میگرفتیم تا از کد نویسی ایجاد صفحات وب سر در بیاوریم، و اینکه مجله شبکه در اولین شماره انتشارش در سال ۱۳۷۵ مصاحبه ای با من چاپ کرده بود با موضوع اولین طراحان وب در ایران!
همه اینها خاطره است.
در طول این مدت، تجربیات بسیاری در دنیای تجارت الکترونیکی و کسب و کار الکترونیکی آموخته ام که ترکیب آنها با دانش و تحصیلات آکادمیک و مطالعات آزادم و نیز آموخته هایم در دنیای کسب و کار و مدیریت و رهبری، مجموعه ای حاصل شده است که برای برخی از کمپانی های بین المللی منطقه به قدری جذاب بود که مرا برای پستهایی چون Vice President eCommerce، Head of eCommerce ، eCommerce Manager مناطق META, EMEA, MENA,MENAP دعوت به همکاری نمودند
حال که این ترکیب ارزشمند شده است مایل هستم از طریق این کانال و سایر رسانه های اجتماعی، تجارب و دانشم را در قالب فایلهای تصویری، ویدئویی و صوتی با شما به اشتراک بگذارم
باشد که منشا اثر باشد و بتواند به تجارت الکترونیکی کسب و کار شما کمک نماید
بی شک همراهی شما عزیزان با اظهار نظرها، طرح پرسشها، نقدها و … به من کمک خواهد نمود تا بیشتر و بهتر مطالب را با نیازهای شما منطبق نمایم

مطالب علاوه بر آنکه تجربه محور هستند تماما کاربردی بوده و مبتنی بر دانش و تئوری های علمی روز دنیا خواهند بود.
یعنی فاصله شما با مثلا ایکامرس پپسی کو در حد چند ساعت خواهد بود
با من همراه باشید