تبلیغات صوتی!

دستگاه پخش صوت ماشین من چون قابلیت پخش فایلهای MP3 رو نداره از یک وسیله کوچکی که روی جا فندکی نصب میشود و از طریق موج اف ام فایلهای موزیک را به گیرنده رادیو ماشین میفرستد استفاده میکنم.
در یکی از ترافیکهای سنگین یکی از بزرگراههای تهران گیر افتاده بودم. به فکرم زد که آهنگی گوش کنم. چون طول موجش یادم نبود رادیو را زدم تا برایم جستجو کند.
جالب اینجا بود که سرچ رادیو پر بود از آهنگهای مختلفی که توسط ماشینهای اطراف از طریق همین وسیله ها پخش میشدند.
اولا برایم جالب بود که چقدر تونستم آهنگ مفتی (نیست به بقیه اهنگهای دستگاه خودم پول داده بودم!) گوش بدهم و با سلایق مختلف مردم آشنا بشم.
دوما اینکه برایم جالب بود که این وسیله ها چقدر زیاد هستند و تقریبا هر ماشینی یکی داشت! برخی هم روی یک طول موج پخش میکردند و صدا پارازیت دار به گوش میرسید.

همینطور که مشغول فیض بردن از انواع و اقسام آهنگها بودم با خودم فکر کردم راستی چقدر خوبه که از این وسیله برای تبلیغات استفاده کرد.
یعنی صوت تبلیغاتی رو ضبط کرده و از طریق همین فرستنده های کوچک به گوش ماشینهای اطراف رساند.
بخصوص در ترافیک!
علاوه بر ایراد محدودیت شعاع تحت پوشش، ایراد کار اینجاست که چون همه ماشینها دائما فرکانسهای رادیویی رو سرچ نمیکنند پس احتمال پیدا شدن تبلیغات هم کم خواهد بود. مگر آنکه دائما در هر دور تبلیغ طول موج فرستنده را عوض کنید که در آن صورت اگر شانس بیاوریم و با طول موج ماشین شنونده تداخل کند تازه باز هم صدا به گوش کسی نخواهد رسید.
شاید روزی تنوع رادیویی هم علاوه بر مشکل الودگی صوتی! و مزاحمت رادیویی! دردسری شود برای خودش.

تماس تلفنی فردی که خودش را خواننده وبلاگم معرفی میکرد و سوالی در مورد گواهینامه ایزو ۹۰۰۰ شرکت ما میپرسید یادم انداخت که موضوع جالبی را با شما مطرح کنم. داستانی شبیه به فعالیت دوو موتورز در ارگ جدید کرمان که بعدها با خریداری شدن توسط جنرال موتورز آمریکا قراردادشان را با ایران به طور یکطرفه فسخ کردند، برای ما هم اتفاق افتاده است.
مدتها قبل شرکت صادر کننده گواهینامه ایزو۹۰۰۰ ما که آلمانی بود توسط یک شرکت آمریکایی خریداری شد و نامش از TUV Management Services تغییر کرد به TUV America.
متعاقب آن این شرکت دیگر نمیبایستی به شرکتهای ایرانی سرویس دهد.
ما هم همینطور بلاتکلیف بودیم که بالاخره ممیزی سالیانه ما چه خواهد شد.
این سوال دوست ما یادم انداخت که مدتی است این موضوع را پیگیری نکرده ام. امروز که به روابط عمومی شان ایمیل و زدم و پیگیر کار شدم بلافاصله گفتند از طریق سایر نمایندگی های TUV که در ایران شعبه دارند خدمات دهی به شرکت ما نیز به زودی انجام خواهد شد.
کار ما به هر حال انجام میشود ولی خریداری شدن شرکتها و مدیریت روابط مشتریان شرکت خریداری شده به نظرم جزو مباحثی است که باید در موردش بیشتر مطالعه کنم و شاید مبحث جالبی باشد که در دوره های مدیریت خدماتم به آن نیز بپردازم.

راستی فیس بوک فیلتر شده؟


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

سعی کنید عادت نکنید

به دنبال تغییر قیمتها در فرمهای بهم پیوسته خوشبختانه برخی مسائل فنی و کیفی محصولاتمان به ما کمک کرده است تا در گسترش سهم بازار بهتر برنامه هایمان را پیش ببریم. تمایز امتیاز بزرگی است که در طول سالیان گذشته برایش بهای زیادی پرداخته ایم و اینک بیش از گذشته به کارمان می آید. خوشبختانه در بازار کاغذ ایران “برند” شناخته شده ایرانی خیلی کم داریم و این به ما کمک میکند با سهولت بیشتری از برتری برند رادان نسبت به سایر برندها و یا محصولات بی نام استفاده نموده و در بازار پیش برویم.
این سهولت به این معنا نیست که مانند یک لیوان آب خوردن و یا در یک چشم بر هم زدن به همه هدفهایمان برسیم بلکه منظور من این است که با هزینه و زمان کمتری خواهیم توانست هدفمان را محقق کنیم.
از طرفی چون تنها شرکتی هستیم که در چند گروه محصول کاغذهای اداری فعالیت میکند باید حواسم را به چند بخش مختلف متمرکز کنم که انرژی زیادی میطلبد. من هم که عاشق کار هستم. کاری که نتیجه مورد انتظارم را بدهد هیچ وقت خسته ام نمیکند.
کسب و کار همیشه جدی است خصوصا زمانی که رقیبی یا برای حفظ بقاء و یا برای تهدید بقای دیگران دست به اقدامات تحریک آمیزی بزند.

گاها با خودم فکر میکنم این وبلاگ اگر توسط رقبا رصد میشد چقدر وسیله خوبی بود که گرای اشتباهی با آنها بدهم.

به دنبال تغییرات قیمت در ایام اخیر خوشبختانه بسیاری از رقبای ضعیف به دام کاهش قیمت به شرط کاهش کیفیت دچار شده اند و این بسیار برایمان مغتنم و مبارک است!!
یکی از مشکلاتی که در حال حاضر سرعت ما را کند کرده است نبود ابزار اطلاع رسانی سریع و مناسب است که البته برای همه ما و رقبایمان عمومیت دارد.
قریب ۹۸ درصد مخاطبین فروشندگان مجدد (فروشگاههای عرضه کننده) در سراسر کشور ایمیل ندارند و بیش از ۶۰ درصد آنها به سراغ اینترنت نمیروند!! و ترجیح میدهند لیستهای جدید قیمت و یا هر خبر دیگری به صورت مکتوب و حاضر و آماده به دستشان برسد. نسبت به فکس هم تمایل زیادی ندارند چون کیفیت فکسها همیشه ۱۰۰% نیست و به کار مراسلات چند صفحه ای نمیخورد و اگر سطری به دلیلی ناخوانا باشد درخواست ارسال پستی آنرا میکنند. سرویس تلفن و فکس گویا ما با همین مشکل مواجه شد.
با پیام کوتاه هم که نمیتوان اطلاع رسانی کرد و فقط میتوان با خبرشان کرد!
میماند سرویس قدیمی که همان پست است. پست هم خوب از این آب گل آلود ماهی میگیرد. برای پستهای عادی هیچ تظمینی برای وصول مراسالات وجود ندارد و باید دست به دامن پست پیشتاز ۳۰۰ تومانی یا پیشتاز دو قبضه ۱۰۰۰ تومانی شد که هزینه زیادی برای اطلاع رسانی انبوه و مکرر میباشد.
در هر حال فعلا با همین ابزارها پیش میرویم تا بعد از فعال شدن پورتال خاص اینترنتی مان آنها را مجبور کنیم به خاطر منافع خودشان هم که شده از آن استفاده کنند.
تا اینکه فرصتی پیدا کنیم و طرحی در این خصوص بیاندیشیم.

اینکه استاندارد خودرو یکسال عقب افتاد خیلی برایم عجیب بود.
آن هم در کشوری که بالاترین نرخ تصادفات رانندگی را دارد. در شرایطی که بسیاری از کالاهایی که تاثیر کمتری در به خطر افتادن جان انسانها دارد مشمول استانداردهایی هستند که گاها حتی با توقف تولید جهت انتظار اخذ نشان استاندارد نیز مواجه شده اند.
بخصوص اینکه در رسانه ها اعلام شد که حتی سیلندرهای گاز خودروهای گاز سوز نیز استاندارد ندارد! که بیشتر برایم عجیب بود.

چند وقتی است PDA مدل جسجار که داشتم دیگه کاملا از کار افتاده و لنگم گذاشته است.
اگر تجربه استفاده از کامپیوترهای جیبی را داشته باشید و از آن کار کشیده باشید میدانید که نمیتوانید آنرا به بهترین گوشیهای موبایل هم ترجیح دهید.
برای همین به بررسی مدلهای مختلف HTC پرداختم ولی هنوز نتوانستم یکی را انتخاب کنم چون قیمت مدلی که صفحه نمایش مناسبی داشت و شبیه آی فون هم بود حدود ۸۰۰ هزار تومان است که البته صفحه کلید هم ندارد و مدلهای دیگر صفحه نمایش بسیار کوچکی دارند که به کار من نمی آید.
راهی که به نظرم رسید جدا کردن موبایل از PDA است و تهیه یک PDA که قابلیت تلفن همراه را ندارد و قیمتش با مشخصات فنی مورد انتظارم نصف قیمت مشابه تلفن دار آن است. اکثر PocketPC های مدل HP (Ipaq سابق) چنین هستند.
اما ایراد کار این است که باید دو وسیله همراه داشته باشم.
یک راهش هم این است که الگوی مصرفم را اطلاح کنم و کلا از راه حل دیگری استفاده کنم.
اگر از شما دوستان کسی در این خصوص تجربه و یا اطلاعاتی دارد و یا شناختی از قابلیتهای وسایل مختلف دارید(بخصوص انواع فاقد قابلیت تلفن همراه) که میتواند مرا کمک کند ممنون میشوم راهنمای کنید. (سایتهایشان را دیده ام. دنبال تجربه ایرانیان میگردم(


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

کتب انتشارات رادان تحریر با تخفیف ویژه

به مناسبت بیست و دومین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران انتشارات رادان تحریر کتب منتشر شده زیر را با ۴۰% تخفیف در اختیار علاقمندان قرار میدهد.
این تخفیف فقط در طول ایام برگزاری نمایشگاه برقرار میباشد.
برای سفارش تلفنی هر یک از کتب با شماره تلفن ۸-۸۸۹۱۷۱۳۸ انتشارات رادان تحریر تماس بگیرید.
ضمن آنکه امکان سفارش و خرید آنلاین کتب از طریق سایت آدینه نیز فراهم است.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

قانون سوم نیوتن

بعد از آنکه یکی از شرکتهای رقیب (اسمش را میگذاریم شرکت ایکس) اقدام به آغاز جنگ قیمتها نمود بر خلاف روال گذشته برخی از رقبای قوی آنها به نوعی قوای متفقین را بر علیه آن شرکت شکل داده اند.
یکی از انگیزه های اصلی آنان مبارزه و حذف برخورداری شرکت ایکس از برخی حمایتهای انحصاری در کاغذ است که سالها از آن بهره میبرده است.
ماجرا از این قرار است که شرکت مادر که محصولاتش را به صورت رول به بازار عرضه میکند، محصولات تولید و نهایی شده را به نرخی در اختیار شرکت ایکس قرار میداد که قیمت فروشش به بازار با قیمت تمام شده شرکتهای امثال ما که از همان شرکت مادر رول میخریدیم و آنرا تبدیل به محصول نهایی میکردیم تقریبا گرانتر هم بود.
از این رو قیمت همه شرکتها کمی بالاتر از قیمت شرکت ایکس بود.
شرکت مادر از حمایتهای بازرگانی تولید داخلی در مقابل واردات برخوردار بود و لذا واردات محصولات برای رقابت با این رفتار انحصاری مقرون به صرفه نبود.
همین مسئله باعث شده بود که دمپینگ اخیر شرکت ایکس مانند بمبی عمل کند و بهانه ای باشد برای تحریم شرکت مادر به منظور تنبیه شرکت ایکس و نیز تامین تمام رولهای مورد نیاز از کانال واردات تا شاید انحصار بشکند.
برای همین هم بسیاری از شرکتهای بزرگ رقیب شرکت ایکس به صورت متفق (قوای متفقین!) تصمیم به برخورد با این رفتار را اتخاذ نموده اند.
شرکت مادر هر نوع ایجاد فرصت رقابتی بیشتر برای شرکت ایکس را تکذیب نموده است تا بازار فروشش به همین شرکتهای متفقین دچار تزلزل نشود.
به همین منظور از یک سو اقدامات قانونی در خصوص اقدام برای ایجاد بازار انحصاری و نیز دمپینگ بر علیه شرکت ایکس و شرکت مادر آغاز شده است که در آن صورت حمایتهای تعرفه ای از شرکت مادر حذف شده و واردات و یا تولید آن نوع کاغذ در داخل کشور مقرون به صرفه شده و با تعدد عرضه کنندگان تعادل در بازار شکل میگیرد.
از سویی دیگر ما هم به همراه برخی از رقبا (رقبای سابق، متفقین فعلی) اکنون توانستیم با دستیابی به منابع تامین ارزانتر کاغذ وارداتی، زودتر از بقیه قیمتهایمان را نسبت به محصولات شرکت ایکس با توجه به تمامی مزیتها و ارزشهای افزوده ای که توسط نام تجاری مان برای مشتریان ایجاد نموده ایم، تا یک سطح کاملا رقابتی کاهش دهیم. ضمن آنکه شرکت ایکس کم فروشی را نیز چاشنی فعالیت خود نموده است و این خود به ما بسیار کمک خواهد نمود تا بهتر در بازار نفوذ کنیم.
همچنین در گسترش سهم بازار و بخصوص جذب بخشهایی از سهم بازار شرکت ایکس موفقیتهای خوبی کسب نموده ایم که البته با توجه به اینکه حرکت خود را تازه آغاز نموده ایم تا حصول نتیجه مورد نظر و هدف تعیین شده زمان بیشتری نیاز خواهیم داشت ولی با توجه به سیگنالهای بازار به نظر میرسد رفتار اخیر شرکت ایکس تسهیل گر فعالیت ما باشد و زودتر از آنچه انتظار داریم اهدافمان تحقق یابد.
من خودم از اینکه ناچار شدیم به خاطر این رفتار شرکت ایکس (نماینده انحصاری شرکت مادر) اقداماتی را چه خودمان و چه به همراه سایر متفقین صورت دهیم که در اصل دود آن به چشم شرکت مادر که شرکتی ایرانی است و کارگران ایرانی از آن راه نان در می آورند خواهد رفت بسیار متاسفم.
ولی کسب و کار و دنیای رقابت، کسب و کار و دنیای رقابت است. به قولی Business is Business و من اعتقاد عمیق دارم که کسب و کار و دنیای رقابت کاملا جدی است و باید شش دانگ و بدون احساسات و سهل انگاری و سستی، گامها را حساب شده برداشت و هیچ فرصتی برای لحظه ای درنگ یا سهل انگاری وجود ندارد.
و چاره ای هم نداریم. برای بقا باید نزاع کرد. در عوض با افزایش سهم بازارمان توانایی توسعه فعالیت و ایجاد اشتغال برای عده دیگری را فراهم خواهیم نمود.

شاید خود شرکت ایکس که به نظر من قصد داشت با کاهش حاشیه سود جذابیت بازار را برای وارد کنندگان و سایر رقبای تولید کننده از بین ببرد و سهم بازار خود را افزایش دهد هرگز فکر نمیکرد با این کارش تعداد بسیاری از رقبای اصلی خود را در کنار هم قرار دهد و مجبور شود یک تنه با آنها مبارزه کند. حرکت اشتباهی که نه تنها توان رقابتی شرکت ایکس را افزایش نداد بلکه با عکس العمل سریع و متقابلی که ایجاد شده است بقا و ادامه حرکت آن را با تهدید جدی مواجه نموده است.
من فکر میکنم اکنون که با تدابیری توانسته ایم دمپینگ رقیب را خنثی کنیم، فرصت خوبی داریم تا با گسترش فعالیتهایمان به سرعت از ناامن شدن تجارت نحصولات رقیبمان به نفع خودمان که برندی خوشنام و معتبر هستیم استفاده کنیم. بر حسب اقبال سبد محصولاتمان در سال ۸۸ پرتر و رقابتی تر است.
امیدوارم به یاری خدا همه چیز آنطور که من پیش بینی کرده ام برایم پیش بیاید و بتوانیم به سرعت در جایگاهی بالاتر از آنچه در آن قرار داشتیم قرار بگیریم.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید