جنگ قیمتها

پیرو حمله مستقیم ما به سهم بازار برخی رقبا یکی از رقبای اصلی ما در یک اقدام اشتباه آغازگر جنگ قیمتها شد.
این اقدام بسیار مرا خوشحال کرد چرا که نشان میدهد اقداماتم موثر بوده و درست جهت گیری کرده ام.
اجازه دهید به این بهانه اشاره ای به تعاریفی که اغلب در دوره روشهای قیمت گذاری حتما به آنها اشاره میکنم و همه شما بزرگواران به خوبی با آن آشنا هستید داشته باشم:

جنگ قيمتها عبارت است از :
كاهش قيمتها از سوي يك فروشنده با هدف از ميدان به در كردن ساير رقبا به منظور كسب سود در بلند مدت.
اما دامپينگ به مفهوم عرضه كالا پايين تر از بهاي تمام شده طبق قانون تجارت و قوانين سازمان تجارت جهاني WTO به دليل ايجاد بيكاري ممنوع است. همان مباحثی که همه شما اخیرا در پی بحران اقتصادی جهانی از زبان دولت مردان اقتصاد و بازرگانی شنیده اید که در تلاش هستند دامپینگهای خارجی را شناسایی کنند.
همانگونه که در تعاریف فوق ملاحظه میکنید این دو تعریف با هم تفاوت فنی دارند. اما شباهت عمده آنها که در تعاریف نهفته است ایجاد انحصار در بازار است.

عوامل متعددي منجر به بروز جنگ قيمتها ميشوند كه برخي از آنها عبارتند از:

  • عوامل مربوط به بازار (نظير وجود ظرفيت مازاد توليد در صنعت همانند شرایط اوضاع اقتصادی اخیر حاکم بر بسیاری از صنایع در اکثر کشورها)
  • عوامل مربوط به شركت (نظير بالا بودن موانع خروج از صنعت و وخيم شدن وضعيت مالي شركت)
  • عوامل مربوط به محصول (نظير اهميت استراتژيك محصول براي شركت)
  • عوامل مربوط به مشتري (نظير بالا بودن حساسيت قيمتي و پايين بودن وفاداري مشتريان نسبت به برند)

خوشبختانه عوامل اصلی فوق برای شرکت رقیب مصداق دارد. بخصوص ردیف آخر که بیصدا آغاز شده است و به سرعت پیش میرود.
با توجه به موارد فوق من معتقدم رقیب ما در وضعیت مطلوبی نیست و برای زنده ماندن سعی در ناامن کردن حاشیه سود در بازار و جلوگیری از فعالیت بیشتر رقبای فعلی میکند تا از این طریق ضمن محدود کردن رشد فعالیت رقبا فرصتی برای دوام خود بدست آورد.
از طرفی در زمان بسیار بدی که بحران اقتصادی دامان بسیاری از صنایع در جهان را گرفته است این اقدام میتواند بهانه و ابزار خوبی برای دامپینگ را به سایر رقبا بخصوص رقبایی که دست قوی در واردات دارند و شاید هرگز به فکر این کار هم نبودند را فراهم نماید (که در رایزنی هایی که با مدیران برخی از رقبا داشتم متوجه شدم همینطور هم شده است) و به دلیل اقدام جهت ایجاد انحصار در بازار، حمایتهای دولتی برای جلوگیری از واردات را نیز از دست بدهد.

آغاز جنگ قیمتها در این زمان و این شرایط حتی میتواند بسیار زودتر از زمان قبول رقابت و مبارزه در شرایط رقابتی، شرکت رقیبمان را از دور رقابت خارج کند.

خوشبختانه من از قبل فکر این موضوع را کرده بودم و سناریوهایی از پیش برایش تدارک دیده ام. تنها چیزی که بیش از حد به آن احتیاج دارم اطلاعاتی از علل و اوضاع شرکت آغازگر این بازی است تا بر اساس آن گامهای بعدی خود را در زمان مناسبتری بردارم.
شما را در جریان اخبار این جنگ قرار خواهم داد. اکنون باید کمی صبر کرد.
گرچه آثار و تبعات این اقدام نسنجیده ما را هم تحت تاثیر قرار خواهد داد ولی میدانم که اگر همه چیز آنگونه که من فکر میکنم پیش برود این اقدام رقیب وضعیت بسیار با ثباتی را برای ما در طول سال فراهم خواهد نمود و چه بسا سرعت رشدمان را افزایش داده و برندمان را معتبر تر سازد.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

آیا دستمزدها در ایران بالاست؟

بالاخره بعد از مدتها تونستم به بلاگر بیام. نمیدانم مشکل از سرویس دهنده های اینترنت بود یا جای دیگر که نمیتوانستم وارد بلاگر شوم. خوشبختانه مشکل رفع شده ولی در فکر تدارک راه حلهایی برای به روز کردن بلاگ از طریق دیگر هستم.
وقتی بین پستها فاصله می افتد یعنی اینکه مطالب زیادی روی هم جمع میشوند و حتی به مرور تاریخ مصرف انتشار آنها خاتمه میابد.
با خودم فکر میکردم به راستی هزینه نیروی انسانی در ایران برای شرکتها چقدر است؟ چرا هم کارفرما و هم حقوق بگیر ناراضی هستند؟

ناراضی بودن حقوق بگیر ممکن است ناشی از عدم تناسب درآمد و هزینه های زندگی باشد.
اما اگر حقوق دریافتی او کم است پس چرا کارفرما هم ناراضی است؟
یکبار یکی از دوستان در لابلای صحبتهایش مطرح کرد که برای هر یک از پرسنلش در طول سال معادل ۱۷ ماه حقوق پرداخت میکند.
بهانه ای شد که برای خودم حساب کنم که واقعا حقوق پرداختی چقدر است.
به طور معمول ۱۲ ماه سال که باید حقوق پرداخت کنیم.
پایان هر سال نیز معادل ۶۰ روز (۲ ماه) حقوق به عنوان عیدی پرداخت میشود.
کارکنانی که بیش از یکسال سابقه کار داشته باشند معادل ۱ ماه نیز به عنوان حق سنوات دریافت میکنند.
کارکنان متاهل دارای فرزند نیز در طول سال معادل یک ماه حقوق به عنوان حق اولاد تا ۳ فرزند دریافت میکنند. که اگر فرض کنیم فقط یک فرزند داشته باشد تا اینجا برای هر کارمند متاهل داراری یک فرزند در مجموع در طول سال ۱۶ ماه حقوق پرداخت میشود.
حدود ۲۳ درصد درآمد هر فرد را نیز کارفرما به عنوان حق بیمه سهم کارفرما باید ماهیانه به سازمان تامین اجتماعی پرداخت کند. به عبارتی اگر آنرا با سایر هزینه های خرد و ریز مثل حق بن و ایاب و ذهاب و … گرد کنیم و ۲۵ درصد در نظر بگیریم هر ۴ ماه یکبار معادل یک ماه حقوق هر نفر به عنوان حق بیمه پرداخت میشود. یعنی ۳ ماه حقوق در سال.
با توجه به اینکه مالیات حقوق و ۷% حق بیمه سهم کارمند از حقوق دریافتی هر کس کسر میگردد و باری بر دوش کارفرما نیست (مگر جریمه دیرکرد در پرداخت به موقع آن) هر کارمند معادل ۱۹ ماه حقوق در طول سال دریافت میکند.
روزنامه جام جم مثل بقیه رسانه ها به نقل از ایرنا نوشته بود:
.

” نگاهي گذرا به تقويم سال ۱۳۸۸ نشان مي‌دهد تعطيلات رسمي امسال بيش از ۲۵ روز است و علاوه بر آن ۵۲ روز تعطيلات جمعه در تقويم هر ايراني ثبت شده است که به اين ترتيب از ۳۶۵ روز امسال ۷۷ روز آن تعطيل است. “

یعنی پرداخت ۱۹ ماه حقوق برای نه و نیم ماه کار در سال ۸۸. البته بر اساس گزارش فوق شانس آورده ایم در سال ۸۸ بین التعطیلی کم است و گرنه آنرا هم باید در محاسبات تعداد تعطیلات اضافه کنیم.
درست دو برابر. تازه اگر فرض کنیم راندمان و بهره وری نیروی کار در وضعیت بسیار مطلوبی قرار گرفته باشد. در صورتیکه طبق قانون کار هر فرد حق دارد ۳۰ روز (یک ماه) در طول سال از مرخصی استفاده نماید و به فرض محال در محاسبات من کسی به مرخصی نرفته باشد.
به همه این هزینه ها باید هزینه های پشتیبانی نیروی کار را نیز اضافه کنیم از قبیل نرخ استهلاک ملزومات اداری و تجهیزات رفاهی و ناهار و … که شرکتها برای انجام امور ضرورت دارد فراهم کنند و در بسیاری موارد این هزینه ها رابطه مستقیم با تعداد پرسنل دارد (هزینه هایی مانند فضای کار و میز اداری و کامپیوتر و شبکه و تلفن سانترال و …) که البته مورد اخیر کاملا با درصد فاصله جزئی نسبت به سایر رقبای داخلی و خارجی برابری میکند.
برای همین نرخ دستمزد نیروی انسانی ایرانی برای کارفرما بسیار بالاست و توان رقابت با رقبایی که در تلاش برای رشد بهره وری و کاهش هزینه ها در حد صدم درصد میباشند از شرکتهای ایرانی خارج میشود و بازار سرمایه گذاری برای واردات همچنان پر رونق تر بازار تولید است.
این در حالی است که هزینه دستمزد طبق اصول حسابداری صنعتی و بهای تمام شده تنها یکی از ۳ عامل اصلی بهای تمام شده یعنی مواد، دستمزد و سربار است.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

سال ۸۸، سالی که منتظرش بودم…

کردار بیار و گرد گفتار مگرد
چون کرده شود، کار بگوید که، که کرد

از عدد ۸ خوشم میاد و خیلی دلم میخواست سال ۸۸ رو ببینم و وقتی ۱۱ سال پیش شرکتم را تاسیس کردم دوست داشتم در سال ۸۸ شکوفایی و عظمتش را ببینم.
احساس درونیم این است که در سال ۱۳۸۸ موفقیتهای بسیاری را برای شرکتم بدست خواهم آورد.
تجارب بسیار خوبی اندوخته ام که همه را به کار خواهم بست تا بزرگترین سهم بازار کاغذهای اداری را متعلق به “رادان” باشد.
از طرفی مصادف شدن اولین روز سال با روز شنبه، که اتفاقا اولین روز کاریش بعد از تعطیلات نوروز باز هم شنبه است و از همه مهمتر مصادف شدن ولادت حضرت امام رضا (ع) با تاریخ ۸۸/۸/۸ در این سال را به فال نیک میگیرم.
ایام تعطیلات نوروزی فرصت خوبی بود تا بازنگری کاملی در برنامه هایی که روی کاغذ برای فتح بازار ترسیم کرده ام را مرور کنم تا به یاری خداوند متعال و مهیا ساختن وسیله های اجرایی نمودن آنها، همه را عملی کنم.
در سالهای قبل به حدی در زمینه ارتقائ کیفیت محصولاتمان موفق بودیم که به هدف اصلی مان که همان شناخته شدن برندمان به عنوان مرغوبترین کاغذ اداری ایران بود دست یافته ایم.
اکنون که بسیاری از رقبا گریبانگیر مشکلات متعدد بوده و استفاده از هر ترفندی حتی خرج کردن از کیفیت به منظور دستیابی به سهم فروش بیشتر را پیش گرفته اند، فرصت خوبی است تا با کیفیت ممتاز محصولاتمان بخش بزرگی از بازار رقبایمان را هدف قرار دهیم.
افزایش فروش قطعا نیاز ما را به تامین کنندگان بیشتر خواهد نمود و قصد دارم از مدل خودم برای مدیریت تامین کنندگان و برون سپاری ها استفاده نمایم.
فقط امیدوارم همه چیز طبق برنامه هایم پیش برود. تجارب گذشته شاید پیش بینی هایم را دقیقتر کرده باشد.

بعد از آنکه عرضه رایگان نسخه الکترونیکی کتابم را از طریق تویتر اعلام کردم عده زیادی آنرا دانلود کرده اند. به هر حال فقط تا پایان ایام تعطیلات این نسخه به طور رایگان قابل دریافت خواهد بود. ضمنا اگر کسی ابزاری برای موبایلی کردن آن میشناسد به من معرفی کند.
از امسال تویتر و دلیشز مکمل وبلاگم خواهند بود.
البته لازم به ذکر هستش که چون مطالبی که در فهرست دلیشز من دیده میشوند نوشته های خود من نیست لزوما مشاهده آن لینکها دلیلی بر تایید و موافقت یا مخالفت من نیز نمیباشد و صرفا چون مطلب به نظرم خواندنی می آید در آنجا قرار خواهم داد. در ستون دوم وبلاگم میتوانید آخرین لینکهای دلیشز و مطالب تویترم را بخوانید

توکل به خدا. انیدوارم در سال جدید همه شما به اهدافی که در سر دارید برسید و در پیاده سازی برنامه هایتان موفق شوید.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید