تعيين مجدد قيمت محصولات

ديروز بكوب روي اسلايدهاي پاور پوينت براي كنفرانس شش سيگما كار كردم و امروز صبح هم براشون ايميل كردم.
فرصت زيادي ندارم براي همين مجبور بودم ضربتي كار كنم
بايد از همه وقتهاي آزادم براي امتحانات استفاده كنم
تازه فكرم از تعيين شرابط جديد و تعيين قيمتهاي جديد اول مرداد آزاد شده بود كه تغيير دوباره قيمتها مجبورم كرد دوباره به فكرش باشم.
قيمتهاي جديد را بايد بااحتياط تعيين كنم. از طرفي ممكن است دوباره افزايش قيمت در كاغذ داشته باشيم چون به فصل توليد دفاتر مدارس هم نزديك ميشويم (گرچه كاغذهاي مورد استفاده ما با كاغذهاي دفاتر و كتب مدارس فرق داره ولي موج تقاضا به هر حال اثر ميگذاره) از طرفي بايد حواسم به قيمت رقبايم هم باشد
اينطور كه به نظر ميرسد يكي از رقباي اصلي حتي قيمتش را پايين تر آورده است. فردا ليست قيمتش به دستم ميرسد. اگر صحت داشته باشد يعني اينكه ميخواهد دامپينگ كند. در آن صورت شايد بتوانم با راهكارهايي برنده شوم. اول بايد مطمئن بشوم
وصول برخي صورتحسابهايمان نيز باتاخير مواجه شده است.
زمان زيادي ندارم. فردا بايد ليست جديد را تنظيم و منتشر كنم.

امتحان روز سه شنبه هم به سرعت نزديك ميشود.
براي نوشتن مطلب خاصي فعلا نه فكرم آزاد است و نه فرصتش را ميكنم.
طلب شما از من. بنويسيد به حساب.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

آغاز امتحانات

امتحانات را با امتحان اقتصاد شروع كرديم. دو ساعت امتحان انفرادي و سه ساعت امتحان گروهي كه بايد تحليلمان را با استفاده از كتابخانه و اينترنت و … به موقع تحويل ميداديم
تجربه جالبي بود. در دقايق پاياني كار را رسانديم و نفس راحتي كشيديم
فرصت زيادي ندارم. مجبورم در فرصتي كه براي امتحان بعدي دارم پاورپونت اسلايدهايم را براي كنفرانس شش سيگما آماده كنم
به احتمال خيلي زياد در سالن اصلي ارائه خواهم كرد.

فعلا كه فكرم درگير تغييرات قيمتي كاغذ است. ليست جديدمان را كه به تاريخ اول مرداد منتشر كرده بوديم و شايد هنوز از طريق پست به دست خيلي ها نرسيده از اعتبار افتاد. قيمت كاغذ ظرف مدت بسيار كوتاهي رشد داشته است. صبح كيلويي ۹۶۰ تومان بود الان ۹۷۵ تومان شده است.
خيلي ها فكر ميكنند اين وضع به نفع كاغذ فروشهاست ولي كاملا برعكس است
از يك طرف قدرت خريد مشتريانمان به شدت كم ميشود و چون اكثرا طبق بودجه از پيش تعيين شده خريد ميكنند لذا مجبورند تعداد واحد خريدشان را كاهش دهند
از طرف ديگر وقتي پول حاصل از فروش ۱۰ واحد كالاهايمان را ميبريم تا خريد كنيم عملا بايد همه سودمان را روي بهاي تمام شده بگذاريم و تازه ۹ واحد كالا تهيه كنيم.
عملا به نوعي با آنكه حجم پولمان بيشتر ميشود ولي از نظر سرمايه فقير تر ميشويم
به هر حال ظاهرا اين نوسان ادامه خواهد داشت
مجبوريم فعلا انتشار ليست قيمت را عقب بياندازيم و تلفني به سفارش دهندگان قيمت بدهيم تا اگر توافق داشتند خريد قطعي را انجام دهند
شرط Booking كه پارسال برقرار كرده بودم اينجا به درد ميخورد. فقط مشترياني كه نقدي يا با پيش پرداخت نقدي سفارش دهند سفارشاتشان به نرخ زمان سفارش محاسبه خواهد شد و بقيه كساني كه سفارش ميدهند سفارشاتشان به نرخ روز فاكتور ميشود. اين به خاطر تاخيري است كه از زمان وصول سفارش تا ارسال و تحويل كالا با آن مواجه ميشوند.

وضعيت تغيير دائمي قيمت كاغذ برايمان خسته كننده است و انرژي زيادي را صرف ميكند


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

مقاله ام در اولين كنفرانس بين المللي شش سيگما

مقاله ام را با عنوان اهميت وجود رويكرد سيستمي در به كارگيري شش سيگما به كنفرانس فرستادم و امروز در ليست مقالات ارسالي منتظر تاييد قرار گرفته است.

وبلاگ تخصصي متدلوژي شش سيگما نيز اخبار اين كنفرانس را به اطلاع ميرساند.

پادكستها و كتب مفيدي نيز در خصوص شش سيگما در اين آدرس قرار دارد كه به رايگان ميتوانيد دريافت نماييد.

اين كنفرانس در تاريخ ۲۵ و ۲۶ مرداد در دو روز پياپي برگزار ميگردد. اطلاعات بيشتر را در سايتشان ميتوانيد پيدا كنيد


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

هفتمين كنفرانس بين المللي مديران كيفيت

ديروز دوره اول كنفرانس دو روزه بين المللي مديران كيفيت پايان يافت.

حضورم در اين كنفرانس سه نكته بسيار مثبت براي من داشت.
اول اينكه از سخنان اساتيد برجسته بين المللي مثل پروفسرو هرينگتون، پروفسور گاچاليان(برجسته ترين شخصيت زن در حرفه كيفيت در جهان با ۳۸ مدال و لوح افتخارملي و بين المللي و بنيانگذار و طراح جايزه سالانه زن سال فعال در زمينه كيفيت)، پروفسور اسيير و پروفسور آن ويل بسيار استفاده كردم.

دوم آنكه با توجه به سطح كيفي سخنراني اساتيد برجسته ايراني و نيز سوالات بسيار ابتدايي حضار در برخي از نشستها به يك خود باوري بزرگي رسيدم كه عزم مرا براي بيدار كردن اذهان مديران و دادن بينش به آنها از طريق نوشتن كتاب، مقالات مختلف در مجلات و ارائه آنها در كنفرانسهاي مختلف و نيز طراحي كلاسها و دوره هاي آموزشي كاربردي بسيار بسيار راسخ كرد.

سوم آنكه افتخار يافتم از نزديك با پروفسور هرينگتون گفتگو و ملاقات داشته باشم و با هم عكسي به يادگاري بياندازيم.
موقعي كه اين عكس را به يادگاري با ايشان مي انداختم ايشان براي اميد بخشيدن به من (كه معمولا خصلت چنين افرادي است) فرمودند كه: “در چشمانت مردي را ميبينم كه آينده خوبي را براي كيفيت دنيا رقم خواهد زد”

ايشان بعد از ۴۰ سال كار در شركت آي بي ام در زمينه مديريت كيفيت و ترويج آن فعاليتهاي بسيار چشمگيري داشته اند كه به برخي از آنها اشاره ميكنم:

– طراحي و برگزاري جايزه كيفيتي با همكاري پروفسور ايشي كاوا و پروفسور گاچاليان تحت عنوان جايزه هرينگتون ايشيگاوا
– رئيس بنياد والتر هورد و رئيس كميته جايزه بين المللي كيفيت آسيا و اقيانوسيه
– عضو موسس و مشاور عالي سازمان كيفيت آسيا و اقيانوسيه
– رئيس هيئت مديره دانشگاه e-TQM
– مدير عامل موسسه هرينگتون و رئيس هيئت مديره گروه هرينگتون آمريكا
– مشاور افتخاري كيفيت در چين
– و … كه بقيه را ميتوانيد در اينجا .بخوانيد معرفي سوابق ايشان همه را به وجد آورده بود

البته با افراد ديگري از جمله پروفسور Frank R Steer مدير كل موسسه تضمين كيفيت انگلستان (كه از بحث ديروز من با ايشان در خصوص مشتري محوري خوشش آمده بود) و پروفسور Pal Molnar مدير ارشد سازمان كيفيت اروپا كه از من دعوت كرد در اجلاس سالانه آنها شركت كنم(گرچه فقط يك تعارف بود) نيز عكسي به يادگار انداختم كه در سايتم قرار خواهم داد

همچنين ملاقات كوتاهي نيز با دوست اينترنتي جناب دكتر مصدق راد كه در انگلستان در سطح دكترا مشغول تحصيل هستند داشتم.

جناب آقايي را نيز در قرفه زيباي اولين كنفرانس شش سيگما ملاقات كردم كه آن قدر اصرار فرمودند كه حتما بايد براي كنفرانسشان مقاله بدهم كه تصميم گرفتم در مدت كوتاهي كه باقي است و از زمانم براي امتحانات هفته بعد استفاده ميكنم تلاش كنم چكيده اي را برايشان آماده كنم تا به موقع آنرا براي كنفرانس تكميل كنم.

ايميل جالبي نيز از سرور گرامي جناب حسن اطاعت گرفتم كه مرا به پستي كه در مورد BBS ها و بخصوص BBSLIST من نوشته بود دعوت ميكرد. ياد آن روزها به خير. پست خواندني ايشان را در اينجا بخوانيد

در مورد سايت پرداخت نيز ديروز از شوراي حل اختلاف انجمن شركتهاي انفورماتيك (كميته استان اصفهان) فاكسي فرستاده بودند كه از من دعوت ميكردند براي رسيدگي به شكايتم روز پنجشنبه آنجا باشم كه با توجه به قولهاي سايت پرداخت مبني بر جبران موضوع را به آنها اطلاع دادم و موضوع حل شد.

فكر ميكنم حجم و تنوع مطالب اين پستم كمي عقب افتادن از به روز كردن وبلاگم را جبران كند


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

دور زدن زنجيره فروش!؟

اين پست ماهان عزيز در من انگيزه اي ايجاد كرد كه اين مطلب رو بنويسم.
درج شماره يا آدرس تماس با شركت توليد كننده كالا در ايران داستاني دارد.
زماني كه براي اولين بار در ايران كاغذهاي كامپيوتر شركت من با كارتنهاي آرم دار بيرون آمد سر و صداي زيادي بر پا شد.
منظورم اين نيست كه همه خوشحال شوند. نه اتفاقا فروشندگان ميگفتند با اين كار مشتري شركت را ميشناسد و ميرود خودش ميخرد و … !!! و از اين قبيل موضوعات.
و به سختي قانع شدند ولي به اين شرط كه هيچ آدرس و نشاني از شركت بر روي جعبه ها نباشد.
چاره اي نبود و قبول كرديم.
امروز از آن زمان سالها ميگذرد و به مرور زمان اين اعتماد را در فروشندگان جلب كرديم كه نه تنها بودن آدرس و شماره تماس دليل بر دور زدن شما ها و دسترسي و ارتباط مستقيم با مشتري به منظور فروش نيست بلكه با برقراري كانال ارتباطي مشتري با شركت بسياري از مشكلات شما حل ميشود و عملا با ارجاع دادن مشترياني كه مستقيما با ما تماس داشتند به نزديكترين فروشنده اين اعتماد را جلب كرديم و اينك تمامي محصولات ما با كارتهاي گارنتي و برچسبهاي مشخصات كه تمامي آدرس و نشاني هاي ما در آن درج شده است عرضه ميگردد و آب هم از آب تكان نميخورد.
مشكل از آنجا ناشي ميشود كه نه توليد كننده ما شبكه توزيع را ميشناسد و نه افرادي كه در اين شبكه قرار ميگيرند به وظايف خود آشنا هستند. همان قضيه اول به دنيا آمدن مرغ و تخم مرغ است. بالاخره كداميك علت و عامل بوده است؟ فروشنده يا توليد كننده؟
از طرفي بسياري از فروشندگان كالاها كه يكي از اعضاي شبكه توزيع هستند تصوير ميكنند بايد دنبال اخذ نمايندگي انحصاري كالايي باشند تا توزيع و فروش آن كالا در محل فعاليتشان فقط توسط آنان صورت گيرد و آنان از اين طريق منفعت بيشتر و قدرت رقابت با ديگران پيدا كنند و بقاي خود را تضمين كنند. در حاليكه كوچكترين فعاليتي در راستاي بازار داري و مديريت محصول نه بلدند انجام دهند و نه تمايل به انجامش دارند.
اكثر مغازه داران و بنك داران سنتي كشور عادت دارند در مغازه خود بنشينند تا مشتري به سراغشان بياييد و حتي از اينكه شركت رقيب در فروشگاههاي همسايگي اش چه فعاليتي ميكند بي خبرند.
همين مسئله باعث ميشود توليد كننده منتظر فعاليت فروشنده بماند.
از طرفي توليد كنندگان نيز كه با شبكه توزيع آشنا نيستند و تصور ميكنند فروشندگان بيخود و بيجهت دارند از فروش محصولات اينها سود ميبرند و چيزي عايدشان نميشود (چون از ابتدا سيستم فروش و توزيع براي محصولشان طراحي نميكنند) گاها به منظور كسب سود بيشتر عرضه كنندگانشان را دور ميزنند و با برقراري تماس مستقيم با خريدار سعي ميكنند از اختلاف قيمت فروش به خريدار نهايي و عرضه كننده بيشتر بهره ببرند در حاليكه با اين سود كوتاه مدت خود ريشه سود بلند مدت خودشان را كه از طريق توزيع كنندگان بدست مي آيد را خشك ميكنند

نقش توليد كننده در ايجاد اعتماد و آرامش در شبكه توزيع بسيار مهم است. بديهي است كه سود توليد كننده در فروش به اولين واحد شبكه توزيع (عمده فروش يا بنكدار) بسيار كمتر از سود فروش هر واحد مغازه دار به مصرف كننده است ولي سود اصلي در تعداد بالاي فروش تامين ميشود
البته روند اعتماد دارد كم كم شكل ميگيرد و روز به روز محصولات بيشتري با مشخصات كامل توليد كننده عرضه ميگردند كه البته دسترسي سريع و آسان از طريق اينترنت نيز كمك زيادي به اين موضوع كرده است

خاكستر گل سرخ ترجمه كتاب پر فروش رمز داوينچي رو اينجا گذاشته كه حتما بريد بگيريد


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

عذر خواهي و اقدام سايت پرداخت براي جبران

امروز بعد از ظهر نزديك به نيم ساعت مدير سايت پرداخت با من تلفني صحبت كردند و ابهامات رفع شد.
ظاهرا بدليل برخي نقل و انتقالات و برخوردهاي شخصي برخي پرسنل با مسئله موضوع به اطلاع مديريت شركت نرسيده بود و براي همين مسئله بيخ پيدا كرده بود.
شايد اگر از همان ابتدا كانالهاي ارتباطي خوبي براي اين منظور در آن شركت طراحي ميشد شركتشان سريعتر ميتوانست نسبت به مشكلات من يا هر مشتري ديگري اقدام نمايد.
به هر حال مدير شركت امروز بعد از مطالعه نامه اخير من زحمت كشيدند و با من تماس گرفتند و ضمن عذر خواهي به خاطر مشكلي كه برايم پيش آمده بود و شرح دلايل قانع كننده فرمودند كه ضمن جبران خسارات نسبت به برقراري خدماتي براي جلب رضايت بيشتر اقدام خواهند نمود و قرار شد پاسخ كتبي خود را نيز در اين خصوص برايم ارسال نمايند.
تماس تلفني نيم ساعته ايشان نشان از اهميتي است كه مديريت اين شركت نسبت به رضايت مشتريانش قائل است و اميدوارم با درايت ايشان ساير كاركنان نيز به اين مهم واقف گردند.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

رابطه امضاء و شخصيت افراد

در كلاس مديريت منابع انساني برخي خصوصيات فيزيكي و رابطه آن با شخصيت افراد بررسي شد كه جالب بود كه همه آنها به درستي ارتباط داشت. گرچه هر گز نميتوان از روي اين علائم نظر قطعي داد چون افراد روي برخي از اين ويژگي ها كنترل دارند و ميتوانند شما را فريب دهند.
يكي از اين پارامترها گروه خوني افراد است كه در پست ديگري به آن خواهم پرداخت ولي در اين پست به مشخصات امضاها ميپردازم. جا دارد از همكلاسي عزيزم جناب قندچي عزيز نيز تشكر كنم كه تايپش فرموده بودند.
انواع امضاها وخصوصيات افراد صاحب امضاء به شرح زير ميباشد:

۱-کساني که به طرف عقربه هاي ساعت امضاء مي کنند، انسانهاي منطقي هستند.
۲- کساني که بر عکس عقربه هاي ساعت امضاء مي کنند، دير منطق را قبول مي کنند و معمولاً غير منطقي هستند.
۳- کساني که از خطوط عمودي استفاده مي کنند لجاجت و پافشاري در امور دارند.
۴-کساني که از خطوط افقي استفاده مي کنند انسانهاي منظمي هستند.
۵- کساني که با فشارامضاء مي کنند، در کودکي سختي کشيده اند.
۶- کساني که پيچيده امضاء مي کنند آدمهاي شکاکي هستند

امضاء خودتان را با خصوصيات فوق مقايسه كنيد. شبيه هستيد نه؟

نوت بوك رايگان از ايسر ميخواهيد؟ اينجا برويد و در قسمت register كليك كنيد و مشخصاتتان را ثبت كنيد و سپس لينكي كه در آخر در اختيارتان قرار ميگيرد را در اختيار ۱۸ نفر قرار دهيد تا كامپيوترتان را از نمايندگي ايران دريافت نماييد. به امتحانش مي ارزد

لينك جالب ديگري از يكي از دوستان به دستم رسيد كه بد نيست خودتان ببينيد و چند تا پنالتي بزنيد


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

مكاتباتي براي اطلاع رساني در خصوص تخلف سايت پرداخت

امروز با استفاده از راهنمايي هاي دوست عزيز جناب آقاي مسعود نامه اي با تعيين ضرب العجل يك هفته اي براي شركت رهنما كاميابان (صاحب امتياز سايت پرداخت) نوشتم و از آنان خواستم يا هزينه هايم به همراه مبالغ فروش كتبم را به من برگردانند و يا كتبا دليل تخلف از قرارداد را به من بفرستند(چون فقط در تلفن ابراز ميدارند كه اگر دوست نداري قرار داد را باطل كن و ما نميتوانيم به اين شرايط عمل كنيم) و گرنه از آنان به مراجع مختلف شكايت خواهم كرد
رونوشتي از نامه را هم به سازمانهاي مختلف از قبيل شوراي عالي انفورماتيك، قسمت تجارت الكترونيك وزارت بازرگاني، سازمان نظام صنفي رايانه اي كل كشور، سازمان نظام صنفي اصفهان (چون دفتر مركزي آنها در اصفهان واقع است) شوراي انتظامي نظام صنف و همچنين اداره كل پست مستقيم كه قرارداد اداره پست را با آنان از طريق اين اداره انجام شده است و تمام نشريات و مجلات كامپيوتري كشور ارسال كردم
هدف عمده من درگير شدن با اين شركت و احقاق حق خودم نيست. شايد كل طلب من به ۲۵۰ هزار تومان هم نرسد ولي آنچه مهم است احقاق حقوق مصرف كننده است.
راستي مصرف كننده گفتم يادم افتاد به سازمان حمايت از مصرف كننده نيز نامه اي بفرستم.
از دوستاني كه در وبلاگها و وبسايتهايشان از من حمايت كردند و رفتار ناپسند اين شركت را تقبيح فرمودند بينهايت سپاسگزارم.
از ساير دوستان نيز خواهشمندم از كنار اين مسئله به راحتي نگذرند. شايد همين اتفاق در جايي ديگر بر سر كس ديگري تكرار شود و ما بايد هر چه زودتر جلوي آنرا بگيريم و هر چقدر اين اطلاع رساني گسترده تر باشد، ساير شركتها نيز از انجام چنين تخلفاتي پرهيز خواهند نمود چون از عواقب آن مطلع گرديده اند
تنها حسن اين نوشته هايم اين است كه چند نفر ديگر ياد ميگيرند كه اگر چنين مشكلي برايشان پيش آمده از چه كانالهايي ميتوانند موضوع را پيگيري كنند. جا دارد همين جا مجددا از راهنماي هاي جناب مسعود سپاسگزاري كنم.

اكنون با يكي از دوستانم كه وكيل است صحبت ميكردم. به من پيشنهاد داد فعلا موضوع را به جرايد نكشانم. براي همين از خير اين قسمت گذشتم.

توضيح:
در تاريخ ۲۰/۰۴/۸۵ مدير اين شركت در تماسي ضمن عذر خواهي، علت نواقصات فوق را ناشي از برخي نقل و انتقالات و برخوردهاي شخصي برخي پرسنل ذكر كرد كه موضوع به موقع به اطلاع مديريت شركت نرسيده بود و بيان نمودند بلافاصله در خصوص جبران اقداماتي را انجام خواهند داد
كه در اينجا نوشتم. آخر اين پست را هم بخوانيد


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

راه حل براي مسئله

آقاى جك، رفته بود استخدام بشود . صورتش را شش تيغه كرده بود و كراوات تازه اش را به گردنش بسته بود و لباس پلو خورى اش را پوشيده بود و حاضر شده بود تا به پرسش هاى مدير شركت جواب بدهد .
آقاى مدير شركت، بجاى اينكه مثل نكير و منكر از آقاى جك سين جيم بكند، يك ورقه كاغذ گذاشت جلوش و از او خواست تنها به يك سئوال پاسخ بدهد . سئوال اين بود :
“شما در يك شب بسيار سرد و طوفانى، در جاده اى خلوت رانندگى ميكنيد، ناگهان متوجه ميشويد كه سه نفر در ايستگاه اتوبوس، به انتظار رسيدن اتوبوس، اين پا و آن پا ميكنند و در آن باد و باران و طوفان چشم براه معجزه اى هستند .يكى از آنها پير زن بيمارى است كه اگر هر چه زود تر كمكى به او نشود ممكن است همانجا در ايستگاه اتوبوس غزل خداحافظى را بخواند . دومين نفر، صميمى ترين و قديمى ترين دوست شماست كه حتى يك بار شما را از مرگ نجات داده است . و نفر سوم، دختر خانم بسيار زيبايى است كه زن رويايى شماست و شما همواره آرزو داشته ايد او را در كنار خود داشته باشيد . اگر اتومبيل شما فقط يك جاى خالى داشته باشد، شما از ميان اين سه نفر كداميك را سوار ماشين تان مى كنيد؟؟ پيرزن بيمار؟؟ دوست قديمى؟؟ يا آن دختر زيبا را؟؟ جوابى كه آقاى جك به مدير شركت داد، سبب شد تا از ميان دويست نفر متقاضى، برنده شود و به استخدام شركت در آيد.
راستى، ميدانيد آقاى جك چه جوابى داد ؟؟ اگر شما جاى او بوديد چه كار ميكرديد ؟؟

و اما پاسخ آقاى جك :
آقاى جك گفت : من سويچ ماشينم را ميدهم به آن دوست قديمى ام تا پير زن بيمار را به بيمارستان برساند، و خود من با آن دختر خانم زيبا در ايستگاه اتوبوس ميمانم تا اتوبوس از راه برسد و ما را سوار كند

يك مثال جالب ديگري را هم در راهكار مديريت خواندم. مشكل جوهر خودكار و ناسا و راه حلي كه روسها داشتند به خواندنش مي ارزد. در اينجا بخوانيد.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

هوا بس ناجوانمردانه گرم است

داشتم با خودم فكر ميكردم به آيا به عنوان فردي كه هم يك مدير عامل است و هم يك سرمايه گذار آيا بازدهي خوبي عايدم ميشود؟

شايد تنها عشق به كار و ارائه محصول و خدماتي كه ذره اي دل استفاده كنندگانش را شاد كند مرا وادار به ادامه كار ميكند و گرنه جذابيت مادي بسيار كم شده است.
با خودم كه خوب فكر ميكنم ميبينم با توجه به اينكه شرايط كسب و كار بدليل وجود رانتهايي كه خود دولت به آن اعتراف ميكند و تلاش ميكند جلويش را بگيرد كمي تا قسمتي عادلانه نيست و برخي با استفاده از آنها ميتوانند همه را دور بزنند، اگر سرمايه ام را در بانك ميگذاشتم سود بيشتري عايدم ميشد.
هزينه ها از طرفي دارد افزايش پيدا ميكند و از طرفي مجبوري با قيمت پايين تلاش كني. هر چقدر هم كالايت را متمايز تر و ناهمگن تر بكني باز هم سقفي براي اين كار وجود دارد چون بالاخره تمايزهاي مختلف هزينه بر هستند و قيمت فروش بايد بتواند رقابتي باشد

از طرفي ديگر اگر كمي احساس مسئوليت داشته باشيم ميبينيم كه واقعا اين حقوقها براي كاركنان كم هستند و اگر بخواهي يك زندگي راحت با حداقل امكانات براي كاركنان و خانواده هايشان تامين كني حداقل بايد روي ۵۰۰ هزار تومان بپردازي ولي درآمد فروش اين اجازه را نميدهد

درست است كه بازار ظرفيت فروش بيشتر را دارد ولي بهره برداري از اين ظرفيت يعني فروش بيشتر كه آن هم يعني سرمايه در گردش بيشتر و آن هم يعني سرمايه گذاري بيشتر و بيشتر و افزايش بيشتر و بيشتر ريسك سوخت شدن سرمايه و مطالبات بدليل ضعف سيستم بانكي و صدور دسته چكهاي مختلف بي پشتوانه و سو استفاده متخلفان از زياد بودن پرونده هاي قضايي كشور و … كه نهايتا به اينجا ميرسي كه با همه اين زحمتها و تلاشها و كم خوابيها و فشارهاي عصبي و زخم معده و درگيري شبانه روزي فكر و ذكر آدم با مسائل مختلفي كه اغلب در كمتر كشوري تا به اين حد ذهن مديران را مشغول ميكند، سود حاصله از اين همه سرمايه گذاري (كه ميتوانستي خيلي راحت به جاي سرمايه گذاري همه درآمدهاي حاصله در شركت براي گسترش كار، آنرا در بخشهاي ديگر سرمايه گذاري كني (مثلا ماشين يا مسكن يا طلا و موبايل و …)و بيشتر كسب منفعت كني (كه از نشانه هاي بارز بيماريهاي اقتصاد است))، خيلي كمتر از بهره اي است كه از سرمايه گذاري در فلان بانك گيرت مي آمد.

از طرف ديگر با خودم حساب ميكنم اگر من كه مثلا فوق ليسانس مديريت ميخوانم و توانايي مديريت اجرايي خوبي نيز در طول سالهايي كه تجربه اندوخته ام بدست آورده ام در جايي كار ميكردم شايد در داخل كشور چيزي بيش از ۲ ميليون و در خارج از كشور چيزي بيش از ۸ ميليون (ميتوانيد مطالعه كنيد. اين رقم ها حداقل حقوقي است كه براي كسي در موقعيت من پيشنهاد ميشود) گيرم مي آمد و دردسرهاي عذاب وجدان ناشي از تامين نشدن زندگي كاركنان و مسائل مختلف اجتماعي خانواده هاي آنان هم گريبانگيرم نميشد.

فقط عشق به گرداندن زندگي چند خانواده اعم از كاركنان و تامين كنندگان و افزايش توليد ناخالص كشور و حس مسئوليت اجتماعي است كه وادارت ميكند ادامه بدهي. و اين به تنهايي مسكني است كه فقط تا موعد مقرر ميتواند دردت را تسكين دهد.

از اتفاقات مهمي كه اخيرا رخ داده است تاكيد بر اجراي اصل ۴۴ قانون اساسي است ولي اينكه اصل ۴۴ قانون اساسي واقعا براي اجراي كاملش به چه زير بناهايي نياز دارد و آن زير بناها چقدر فراهم شده اند و چقدر زمان ميبرد كه فراهم شوند و بعد از آن چقدر زمان ميبرد كه كاملا اجرا شود و آيا اجراي اين اصل به تنهايي كافي است يا خير و تو چقدر ميتواني تحمل كني خود حديث ديگري است.
اين پست هم از آن پستهايي است كه ميخواستم چندين چيز را يكجا و بطور سرپوشيده و خلاصه بنويسم و براي همين اينطور گنگ از آب در آمد و معمولا نيز اينگونه ميشود

فعلا براي تنوع هم كه شده به اين سايت سري بزنيد. با اين سايت ميتوانيد از راه دور با دوستانتان در ترسيم مشاركت كنيد


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید