تعاوني مسكن كاركنان

این پست رو با استفاده از add-inخود بلاگر از داخل word مینویسم. اولین تجربه است و نمیدونم چي از آب در مياد.
از امروز براي مدتی تنها هستم. خانومم و دخترم رفتند مدتی رو پیش پدر و مادر خانومم بمانند و دیدار تازه کنند و استراحتي. متاسفانه من نتونستم برم. توی راه فرودگاه بارون خوبی بارید و خيلي هوا خوب شد.

دیروز يكي از نمایندگان فروش مان در يكي از شهرها برای صحبت در خصوص مسائل جاری به شرکت آمده بود.
از ساعت ۱۱ تا آخر وقت با هم بودیم.ناهار رو هم رفتیم يكي از رستورانهای نزديك خوردیم.
در خلال اطلاعات مختلف مفیدی كه به دست آوردم يك چيز تازه اي هم ياد گرفتم كه بد نيست شما هم بدانيد و اگر اطلاعات مناسبي در اين خصوص داريد به من و دوستامون اطلاع بدهيد.
ايشون ميگفتند كه من ميتوانم يك شركت تعاوني به اسم مثلا شركت تعاوني كاركنان رادان تحرير ثبت كنم. اعضاي اين نعاوني كاركنان شركت و يا هر كس ديگري كه دوست داشتيم خواهند بود.
بعد از انجام مراحل قانوني ميتوانيم به بانك مسكن مراجعه كنيم و بگوييم كه ميخواهيم براي اعضای تعاونی مسكن بسازيم. آنان زميني را با توافق ما خريداري ميكنند و به پيمانكاران طرف قرار داد خود میسپارند و ساختمان در تعداد واحدهاي مورد نظر ما ساخته ميشود. پس از تكميل آن با معرفي شركت تعاوني اعضا ميتواند بدون اينكه وجهي را براي مدتي در اين بانك سپرده گذاري كرده باشند صاحب خانه شوند و از زمان تحويل مسكن اقساط آن را به بانك پرداخت نمايند.
اگر همه كار همين باشه و شركت بدون سرمايه گذاري بتونه اين كار رو براي كاركنانش بكنه خيلي عاليه ولي به نظرم كمي بعيد مياد
تازه تا اونجاكه ميدونم شركتهاي تعاوني ضوابطي دارند و البته مزايايي هم دارند كه بي اطلاع هستم و بايد در موردش بررسي كنم. هم بايد در مورد شركتهاي تعاوني و امتيازات و دردسرهايشان ياد بگيرم هم در مورد نحوه عملكرد بانك مسكن در اين خصوص.
اگر از دوستان كسي چيزي ميدونه لطفا راهنمايي كنه. من هم وقتي سوال كردم و چيزي دستگيرم شد حتما تو همين جا با خبرتون ميكنم


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

يك دونه ۱۰۰ تومني يا ۱۰۰ تا يك تومني!؟

ديروز وقتي ويزيتورمون رفت فكر من روي پيشنهادي كه مطرح بود دور ميزد.
در يكي از شهرها يكي از بزرگترين فروشندگان لوازم اداري اون شهر كه خيلي وقت بود دلمون ميخواست با ما كار كنه با توجه به كلاسورهاي بايگانيمون كه محصول جديدي هستش باب گفتگو و مذاكره تجاري دوباره با او براي ما باز شده است.
با توجه به كيفيت و قيمت مناسب كالاي ما او اظهار تمايل كرده است كه روي محصول ما بطور گسترده در آن شهر كار كند و با توجه به اينكه تقريبا ۸۰ درصد بازار آن شهر و مغازه هايش را پوشش ميدهد ميدانيم كه فروش خوبي خواهيم داشت
خواسته او تخفيفي بيش از تخفيف عرف شركت است. او ميخواهد مطابق با شرايط ما و به قيمت ما بفروشد ولي حداقل ۱۰ درصد برايش سود بماند.
در بازار محصولات ما اين رقم سود رقم بسيار خوبي است. (نميدونم چرا انشاي من اينجوري از آب در مياد. ميخواستم روان تر بنويسم ولي نميدونم چرا اينجوري شد!) ‌حالا من با يك مشكل مواجه هستم و بايد روش خوب فكر كنم.
يا بايد اين محصول رو در تعداد بالا ولي با سود بسيار ناچيز به او بفروشم چرا كه به هر حال حداقل يك سال بعد سهم قابل توجهي در بازار آنجا بدست آورده و حداكثر يك سال بعد رقباي من وارد رقابت جدي در آن محل خواهند شد گرچه سود من در فروش يك واحد كاهش خواهد يافت و ممكن است در فروش تيراژ بالا در نهايت به سود خوبي برسيم. در كنار سهم بازار خوب و جدي شدن رقابت.

يا اينكه با توجه به اينكه دارم منابعم را (از قبيل انرژي و نيروي كار و مواد و نقدينگي و فضاي كار) صرف كاري با سود كم ميكنم و احتمالا منابع زيادي رو هم صرف اين كار خواهم كرد از فروش به او صرف نظر كنم تا بتوانم منابعم را آزاد كرده و صرف فروش هاي با حاشيه سود بيشتري بكنم
تا شنبه تصميم خودم را بايد بگيرم
هر كدام از اين راهها محاسن و معايب خاص خودشان را دارند
بايد ديد كه در افق چه ديده ميشود
نبايد تصميم اشتباه بگيرم. متاسفانه يا خوشبختانه ميهمان عزيز هم در منزل داريم كه نميتونم از وقت آزادم در منزل براي فكر كردن استفاده كنم. در گيري هاي داخل شركت و محيط كار هم كه خودشون به حد كافي اونقدر پراكنده و مختلف هستند كه فكر و انرژي رو از من بگيرند
اگر شما ها نظري داريد بنويسيد.
در نهايت شما را از تصميمم و دلايلش آگاه خواهم كرد.
لطفا سعي كنيد به محض خواندن نظرتان را بنويسيد. چون بعدا ممكنه تنبلي كنيد


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

خلاصي از فيلتر بلاگ رولينگ

بالاخره مجبور شديم از اين RSS استفاده كنم
با توجه به اينكه بلاگ رولينك فيلتر شده ليست لينكهام ديده نميشوند
من مثل بيشتر ايراني ها بيشتر از آن براي اطلاع از به روز شدن وبلاگ دوستانم استفاده ميكردم تا با صرف وقت كمتري مطالب جديدشان را بخوانم
ولي اين RSS عجب نعمتي بوده و ما از آن بي بهره
در حال حاضر همه وبلاگها بجز پرشين بلاگ از آن پشتيباني ميكنند. بلاگ فا و بلاگر و موييل تايپ وغيره همه و همه به راحتي مطالب شما رو به نرم افزارها و سايتهاي مختلف RSS خوان ارسال ميكنند
من از BLOGLINES استفاده ميكنم
حتي ميتوانيد از MY Yahoo! نيز استفاده كنيد. ميتوانيد تنظيم كنيد كه كل مطلب را بخوانيد يا فقط تيتر ها را كه اگر دوست داشتيد با يك كليك به خود وبلاگ برسيد

اميدوارم پرشين بلاگ هم اين سرويس رو در اختيار وبلاگ نويسانش قرار دهد. شايد خود وبلاگ نويسان بايد فشارشان را روي مسئولان پرشين بلاگ افزايش دهند

با اين روش حتي وبلاگهاي فيلتر شده هم قابل دسترسي هستند

البته پيام ايرانيان و جناب منيري عزيز هم راهنمايي هايي رو كردند كه بد نيست بخوانيد. البته آقاي سعيد حاتمي راه حل عملي رو پيش پاي همه گذاشتند كه همين جا از ايشون تشكر ميكنم.
من خودم از روش اول ايشون استفاده كردم

فعلا از دوستان پرشين بلاگي ميخوام كه با مسئولان سايتشون حرف بزنن تا اين سرويس براي اونها هم ايجاد بشه


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

شباهت دیدگاههای ماتسوشیتا

امروز دعوت نامه و بروشور هفتمین کنفرانس بین المللی مدیران کیفیت که تیر ماه سال بعد در تهران برگزار خواهد شد و دعوت نامه و بروشور چهاردهمین همایش بین المللی جایزه کیفیت اروپا EFQM Forum 2005 که ۱۱ الی ۱۳ مهر امسال در شهر کاردیف ولز برگزار خواهد شد به دستم رسیدند.
هزینه شرکت در کنفرانس ولز خیلی زیاده و فعلا برایم با ارزش تر از پولی که باید بپردازم نیست. گرچه بازدیدهای خوبی از شرکتهای معتبر را نیز به همراه دارد. فعلا با این بدهی ها به آدم نمیچسبه چنین هزینه هایی رو انجام بده. انشاا… سال بعد. ولی محورهای هفتمین کنفرانس بر خلاف ششمین کنفرانس مدیران کیفیت برایم جالب بود و شاید بخوام برم چیزهایی یاد بگیرم. هنوز فرصت برای تصمیم گیری دارم.
سومین کنفرانس مدیریت نیز در راه است

امشب کتاب دیدگاههای من نوشته آقای ماتسوشیتا (بنیانگذار شرکت ماتسوشیتا الکتریک مالک نامهای تجاری پاناسونیک و ناسیونال) را شروع کردم. یک فصل از کتاب رو خوندم و بسیار از اینکه دیدگاههای من بسیار به دیدگاههای او نزدیک است متعجب شدم.
در جایی نوشته است:

با گسترش حوزه فعالیت شرکت، من مسئولیت تعداد بیشتر و بیشتری از خانواده های کارکنان ، تامین کنندگان مواد اولیه و کارکنانشان، عمده فروشان و خرده فروشان و مصرف کنندگان را عهده دار میشدم. به تدریج در میافتم که این شرکت فقط متعلق به من نیست و برای سود دهی به تمامی افرادی که ذکر کردم و تمامی افراد جامعه دایر شده است

جای دیگری از نگرش مثبت خودش نسبت به افراد گفته است. همان چیزی که مرا همیشه دچار مشکلات کرده است چرا که من خودم همیشه در اولین دیدار به افراد مثبت مینگرم و آنان را مثبت میدانم و خطای آنان را به حساب نادانی و کم توجهی آنان به آن امر میدانم مگر اینکه خلاف آنرا ببینم. آقای ماتسوشیتا در جای دیگری مینویسد:

افرادی که نسبت به خداوند، نعمتهای طبیعت، همسایگان و اجداد خویش احساس حق شناسی دارند، از امتیاز احساس لذت حقیق در زندگی و کار در این جهان برخوردار شده اند. وقتی که مهربانی را ارج مینهند قطعا مفهوم برادری جهانی را نیز درک میکنند. فرض کنیم کسی از شما بخواهد که برایش کاری انجام دهید. اگر شما در شرایط مساعدی نباشید ممکن است بگویید که گرفتارید و چرا او از دیگری چنین درخواستی را مطرح نمیکند؟ اما حق شناسانه تر آن است که فکر کنیم او میتوانست از دیگری بخواهد ولی لطف کرد و از من خواست و این دلیل نیک خواهی اوست. در حقیقت همه عوامل به به نوع برداشت شما بستگی خواهد داشت. اگر سپاسگزار باشید از کمک به دیگران لذت خواهید برد و خوشنود میشوید. اظهار قدر دانی به شادمانی و احساسی عکس آن به ناراحتی می انجامد. فقط همین

برای خود من خیلی جالب بود.
ظاهرا کمی دچار سرما خوردگی شدم. سر درد شدید و عطسه به سراغم آمده. باید کمتر کار کنم تا زودتر خوب بشم
از طرفی دوباره بلاگ رولینگ بسته شده. تکنوراتی هم همینطور. برخی از وبلاگها هم همچنان بسته هستند
برایم جالب است بدانم پن لاگ برای این وبلاگهایی که فیلتر شده اند چه اقدام عملی صورت خواهد داد
شور فیلترینگ دارد در می آید.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

وبلاگم روی موبایل رفت

از امروز اونایی که موبایلشون سرویس دیتا داره و یا دستگاه PDAدارند میتونند مطالب وبلاگم رو توی گوشی موبایلشون بخونن
آدرسم هم فعلا اینه winksite.com/mojahedi/mojahedi
تا اینکه بعدا یاد بگیرم و تغییرش بدم. فعلا با خیلی از انتخابها آشنا نیستم و تا بازدید کنندگان ازش استفاده نکنن فکر کردن برای توسعه اون زیاد عاقلانه نخواهد بود

این کار از طریق سایت WINKSITE قابل انجام و بلاگری ها رو خیلی خوب پشتیبانی میکنه چرا که اساسا با RSS کار میکنه
گرچه فونتهای فارسی اساسا مشکل دارند ولی باز کاچی بهتر از هیچی هستش
این سرویس ربطی به Mobile Blogging نداره چرا که اون برای ارسال مطلب از موبایل به وبلاگ خوبه که باز بدلیل گرانی سرویس دیتا در ایران زیاد قابل استفاده ما ایرانی ها نیست
به هر حال شاید با موبایلم یه روز یک Voice Bloging انجام بدم

امیدوارم به زودی همه ما بتونیم با نرخ مناسب و کیفیت بالا از موبایلهامون به اینترنت وصل بشیم


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

ثبت نام كرديم تموم شد يا شروع شد؟

ديروز تا ظهر كارهاي مربوط به ثبت نام رو انجام دادم. حالا ديگه رسما دانشجو شدم. دوره دهم. تقريبا ۲۰ روز ديگه جلسه اي هستش كه قراره اطلاعات بيشتر در مورد برنامه ها و … به ما داده بشه. تو برگه انتخاب واحد تا اينجا سه شنبه ها و چهارشنبه ها و پنجشنبه ها رو برامون برنامه گذاشتند. سه شنبه صبح تا عصريم و بقيه رو تا ظهر البته چون خيلي از واحدهاي دروس پيش نياز رو من قبلا تو دوره كارشناسي خوندم احتمال اينكه بتونم اونها رو حذف كنم زياده. اين پيش نياز براي رشته هاي غير مديريتي خوبه ولي براي من تكرار مطالعه چيزهاي ابتدايي زياد خوشايند نيست
با حذف اين درسها كه تقريبا بيشتر دروس اين ترم رو شامل ميشه وقت من بيشتر ازاد ميشه ولي چون اولين ترم هستش نميتونم جاش درسهاي ديگه اي بردارم
به هر دانشجو هم باكسي اختصاص ميدن كه مجلات و نامه هاي هر دانشجو اونجا قرار ميگيره. كارت براي استفاده از كتابخانه و اينترنت و … هم خواهد بود كه همه رو تو اون جلسه خواهند گفت. توكل به خدا. اميدوارم موفقيتهاي بيشتري رو برام به ارمغان بياره و باعث بشه با مهارت بيشتري كسب و كارم رو اداره كنم. خوب ميدونم كه اگر خوب حركت نكنم روزهاي ۵ سال آينده به مراتب مشكل تر از ايام امروز است

يك عكس امروز به زمينه كامپيوترم گذاشتم كه تصوير يك شاتل از روبروست كه تصوير قسمتي از سطح زمين در پشتش ديده ميشه. چند تا شهر و يك درياچه كاملا مشخص هستند. با خودم فكر كردم كاش الان اونجا بودم. توي اون فاصله آدم از همه دغدغه هاي زمين به دورهنه ايميل نه اينترنت نه تلفن نه هيچ چيز ديگه اي تو رو به هيچ كسي وصل نميكنه. ديگه اين مشكلات رو ازش كاملا بي خبريم و تازه ميدونيم كه هيچ كاري هم از دستمون براي دوستامون بر نمياد. پس راحت ميتونيم فقط و فقط تماشا كنيم. البته شايد سكوتش ترسناك باشه
همين كه ببيني يه شاتل جلوي تو ايستاده و توش چند تا بشر هستند كه دارند كار ميكنند آرامش رو به هم ميزنه.
بعد هم فكر ميكني كاش با اونا برگردم زمين.
پيش عزيزانم و دوستام. سكوت خسته كننده است. معلق موندن هم همينطور. بي وزني رو ميگم. پيش مشكلات و دردسر هايي كه ازشون ميخواستم فرار كنم. انگار جنگ بهتر از فراره. وقتي جنگ ميكني فكر ميكني. فكر كه ميكني يعني زنده هستي. يعني نفس ميكشي. يعني باز هم فكر ميكني و دنبال راه ميگردي. نتيجه عملت رو همون جا ميبيني. اين خيلي مهمه. ياد چرخه دمينگ افتادم. زندگي همش همينه ولي به شرطي كه فيدبك رو ببيني و اصلاح كني.
ميجنگي و ميجنگي و بدون اينكه خستگي رو احساس كني داري از پا در مياي. فقط اميد به پيروزي تو رو سرپا نگه داشته و خودت هم نميدوني كه چقدر خسته اي. به هر حال وقتي به هدفت ميرسي و ميبيني كه پيروز شدي تازه همه خستگي هاي بدنت رو احساس ميكني و چون سرعت گردش خون بالا ميره فكر ميكني كه خستگي ها از بدنت در اومدن. و البته اين فكر هستش كه چنين چيزي رو بهت ميگه. هر چي كه هست توي اين فكر و مغز ما اتفاق مي افته. اگر از بالا نبينيم فكرمون نميتونه چيزاي زيادي رو توليد كنه. نا اميدي فكر رو ميبنده
ولي اگر شكست بخوري همه خستگي ها مثل كوهي روي پاهات سنگيني ميكنه
توي اون لحظه به چي فكر ميكنيد؟ اگر به چيزي غير از حمله مجدد فكر كني زير همون كوه له ميشي. همون اميد به پيروزي مجدد كمك ميكنه با اون پاهاي خسته همون كوه رو نگه داري. پس بايد دوباره از فكر نيرو گرفتاميدتون رو از دست ندين. هميشه خوش بين باشين. بدبيني و ياس و نا اميدي هيچ كاري براي نجات شما انجام نميدن و باعث ميشن كه سستي و رخوت مانع از حركت كردن شما بشهكتاب چه كسي پنير مرا جابه جا كرد رو حتما بخونين. يكي از قهرمانان داستان به همين ترتيب دچار مشكل شد.
خوب نگاه كنين. همه چيز دست ماها نيست. همه چيز هم قرار نيست اونطور كه دلمون ميخواد اتفاق بيفته.
اين عكس يك چيز ديگه اي كه براي من داره اينه كه از بالا به زمين نگاه ميكنه. من هميشه اينطور نگاه كردم. به كسب و كار خودم به فعاليت خودم. شايد براي همين از شطرنج خوشم مياد.
هيچ وقت تو مبارزه فكر نكردم كه از رقيبم زياد عقبم. يه چيزي ديدم كه دارم و اونا ندارن و همين به من نيروي مبارزه داده. هميشه هم ازشون ياد گرفتم. دنبال ياد گرفتن بودم از هر كسي از هر اتفاقي.
اين عكس يه جورايي منو جذب كرده. به من نيرو ميده. هر چي باشه داره از بالا نگاه ميكنه.
برم يه خورده نگاه كنم برگردم. انگار يكي از رقبا داره يه كارايي ميكنه.

راستي اگر شما هم دوست داريد كره زمين رو از ارتفاع و از توي ماهواره نگاه كنين به اين آدرس برين و برنامه كوچيكش رو نصب كنين و بعد كه به اينترنت وصل شدين همه جاي دنيا رو از بالا خوب نگاه كنيد


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

هفته اي پر از فكر و تصميم

فعلا از اين هفته استخر را تعطيل كردم. از ترس وبا. گرچه كلر براي وبا مجال نميدهد ولي خيالم راحت تر است و از استرس دور ميشم. به جاش چند تا كتاب خوب خريدم كه ميشينم ميخونم حداقل ۳ ساعت زمانه. حيفه همينطوري بگذره

ديروز جلسه اي با يكي از بدهكاران داشتم. مبلغ ۳ ميليون تومان بدهكارند. گرچه مبلغ زيادي نيست ولي عدم اقدام آنان من را مجبور كرد كه قاطع تر باهاشون صحبت كنم. اونطور كه از حرفهاشون بر ميومد دچار مشكل مالي هستند و يا احتمالا اينطور ادعا ميكردند. الان نزديك به يك سال و نيمه كه اين طلب همينطور معلق مونده. با توجه به اينكه در طول صحبتها من احساس تعهد به پرداخت رو در اين فرد نديدم فكر ميكنم دو راه بيشتر ندارم. يكي اينكه با توجه به اينكه ممكنه اونا بر اثر سوء مديريتشون خودشون از پا در بيان بهتره من هيچ كاري نكنم كه بعدا نگن من باعث بدبختي شون شدم و از خير پول بگذرم. يا اينكه بيام اقدام كنم و پول رو ازشون بگيرم. به هر قيمتي. شايد به گوش ديگران هم برسه. من چيز زيادي طلب نميكنم. پول كالاهايي كه در آن زمان خريدند را به همان قيمت ازشون ميخوام درسته كه ممكنه عذاب وجدان هم داشته باشم ولي بهتر از سو استفاده افراد از منه. حداقل خيالم راحته كه اجازه ندادم از من سو استفاده بيشتري بشه. گرچه من وقتي به كسي لطف ميكنم طرفم خيال ميكنه خوب خامم كرده. شايد يك وكيل بگيرم و كارا رو بسپرم بهش و خودم زياد وقت صرف نكنم گرچه من پيشنهاد ديگري هم دادم و آن اينكه باتوجه به ادعاشون مبني بر توليد كننده بودن بيايند بعنوان يكي از تامين كنندگان ما اقلامي رو كه لازم داريم برامون انجام بدن. يك هفته هم وقت دادم كه خوب روي پيدا كردن روش پرداخت پول فكر كنند و گرنه بايد منتظر اقدامات من باشند اميدوارم همه چيز به خوبي و بدون مشكل سپري بشه

دارم كتاب سيستم توليد تويوتا رو ميخونم. قبلا كتابي با همين عنوان رو كه آقاي تائيچي اونو (پدر سيستم توليد تويوتا و كانبان) نوشته بودند رو خوندم ولي اين كتاب رو خود تويوتا به زبان ساده براي درك سيستم توليد تويوتا براي تامين كنندگان منتشر كرده كه ايران خودرو هم تو ايران ترجمه اون رو چاپ كرده. چيز بسيار جالب اين سيستم تمركز روي كاهش اتلاف هاست. كاهش اتلاف كاركنان (بيكاري) كاهش اتلاف ماشين (خالي از توليد بودن) و كاهش اتلاف مواد. اتلاف مواد يعني اينكه نبايد قطعه اي كه براي تراش كاري رفته منتظر بمونه كه اپراتور قطعه دوم را هم تراش داده و سپس هر دو را با هم به قسمت بعدي تحويل دهد. در طول مدتي كه قطعه دوم در حال تراشكاري است قطعه اول معطل مانده است. وقتي تمومش كردم بيشتر خواهم نوشت

ويزيتورمون امروز بعد از ظهر باهام جلسه داشت و از يكي از شهر ها بر ميگشت. خبرهاي خيلي خوبي در خصوص اعتبار ناممان و انتظار فروشندگان از محصولاتمان و اينكه اكثرا ميگفتند كه آينده مال رادان خواهد بود رو بهمن داد. يعني اكثرا متفق القول بودند كه نام رادان به اعتبار و كيفيت مشهور شده است. شنيدن اين خبر برايم خيلي خوشحال كننده بود چرا كه نشان دهنده اين بود كه تلاشي كه در جهت رعايت نكات ضروري براي خوش نامي بك نام تجاري در طول اين مدت انجام داده ام به بار نشسته است اميدوارم بتونم اين اعتبار رو حفظ كنم و سعتش بدم

دارم روي سرويس ضمانت نامه محصولاتمون هم كار ميكنم. ميخوام اين سرويس رو از سرويس ضمانت كيفيت مبني بر اينكه كيفيت ما بي نقص خواهد بود ارتقا بدم به تضمين رضايت مشتري و اينكه خريدار از خريدش راضي خواهد بود رو تضمين كنم. كار بزرگيه و خيلي هم كار ميبره. تو هر قدمش كه دارم پيش ميرم مجبور ميشم سيستمهاي ديگه اي كه به نوعي از راههاي اصلي و يا فرعي با اين سيستم در ارتباط هستند رو تغيير بدم و هماهنگ كنم. ولي در عوض ميدونم كار بسيار مهمي خواهد بود. سخت ترين قسمت كار مربوط به فروشگاههاي در ارتباط با مشترياني است كه از اين سرويس استفاده خواهند كرد. سيستم بايد به قدري ساده و روان و در عين حال محكم و قوي باشه كه بدون هيچگونه معطلي سيستم يا معطلي مشتري كارش رو به خوبي و در كمترين زمان انجام بده. بايد سيستم ضمانت نامه فعلي موجود در سايت رو هم تغيير بديم و بايد بعد از اتمام برنامه نويسي ها سيستم رو تست و بعدش هم جاري كنيم يك تغيير عمده هم مجبورم در سيستم تجميع خريد بدم

وضع بازار اين روزا خيلي خرابه. از طرفي هزينه هاي جاري شركت داره اتفاق مي افته بدون اينكه درآمدها افزايش پيدا كرده باشند. باز پرداخت پول خريداران كالاهايمان با تاخير زيادي صورت ميگيره و همين درآمدهاي ما رو ميخوره. وضع اقتصادي همه خرابه. همه به هم مرتبط هستيم. نميتونيم زياد فشار بياريم. ظاهرا همه صنفها دچار مشكلات اقتصادي و ركود هستند
مسائل مربوط به روابط ايران و اروپا درباره انرژي هسته اي و نيز افزايش قيمت نفت به مشكلات داخلي مثل مشخص نبودن كابينه و سياستهاي اقتصادي رئيس جمهور جديد اضافه شده تا همه اقتصاد در حالت دفاعي قرار بگيره. ما خودمون دقيقا در حالت دفاعي و تعاملي هستيم. نا خواسته اينطور شديم. من از اين حالت به شدت بدم مياد. اميدوارم بتونم بعد از شهريور ماه كه تقريبا برنامه هاي اقتصادي كشور مشخص ميشه يك برنامه ريزي هرچند خيلي كوتاه مدت براي شش ماهه دوم سال داشته باشيم. شرايط بر طبق انتظارات پيش نميره و مجبور به انتظار و تماشا كردن كردن هستيم. مثل اينكه تو يه قايق بدون پارو وسط اقيانوس شناور بشي. و اين خيلي خسته كننده است.
توي ايران مديريت كردن به مراتب سخت تر از مديريت تو هر جاي ديگه دنياست. شدت تاثير عوامل محيطي بر روي شركتهاي ايراني به مراتب بيشتر از جاهاي ديگه دنياست در حاليكه در كشورهاي ديگه شما ميتوانيد روي سيستم اقتصادي و قوانين ثابت و نواسانات كم برابري نرخ ارزهاي خارجي حساب كنيد برنامه ريزي بلند مدت داشته باشيد و حداقلش اينكه به جاي حالت دفاعي استراتژي هاي تهاجمي پياده كنيد


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

التـــور یا وبا

التور يكي‌ از بيماري هاي ‌اسهالي ‌است‌ كه ‌گاه ‌بصورت‌ حاد و شديد ظاهر ميشود. عامل ‌آن‌ ميكروب‌ وبا (ويبريوكلرا) است. علائم ‌بيماري‌ التور مربوط‌ به‌ سمي است كه‌ توسط ‌ميكروب‌‌ در روده‌ باريك افراد بيمار ترشح ميشود. در ايران ‌زمان ‌شيوع بيماري‌ از ارديبهشت تا آبان ماه بوده ‌اما امكان ‌وقوع ‌همه‌گيري ‌درتمام ‌طول‌ سال حتي فصول سرد وجود دارد.

علائم بيماري :
پس ‌از طي‌ دوره كمون ( دوره پنهاني ) كه از چند ساعت ‌تا ۵ روز ( بطور معمول۲ –۱ روز ) بطول ‌مي انجامد بيماري ‌اغلب ‌بصورت‌ اسهال‌ حاد آبكي ، با حجم ‌زياد ، بدون‌ درد شكم ، بدون ‌تب‌ و همراه ‌با استفراغ ‌بدون‌ حالت‌ تهوع‌ بروز مينمايد. غالبا بيمار ابتدا دچار اسهال ‌و سپس‌ دچار استفراغ ‌مي شود. از علائم ديگر بيماري عطش فراوان ‌و بي قراري مي باشد. در برخي ‌از موارد بيمار دچار اسهال ‌شديد همراه‌ يا بدون‌ استفراغ شده ، از دست‌‌رفتن‌ آب ‌و ‌املاح ‌‌مي تواند ‌بسرعت‌ در ظرف ‌۴-۳ ساعت ‌سبب ‌كم‌آبي ‌شديد بدن‌ و مرگ‌ شود ، بويژه اگر آب‌ و املاح از دست‌ داده‌ شده ‌جبران ‌نشود. بيماري تقريبا در۸۰% موارد بدون علامت است.
انسان ‌تنها مخزن‌ شناخته‌شده ‌عفونت وبايي است كه‌ ميتواند بصورت بيمار يا حامل ميكروب باشد.

عامل بيماري :
ميكروب ‌وبا ( ويبريوكلرا ) بطور شايع ‌از راه ‌مدفوع ‌افراد مبتلا يا آلوده وارد طبيعت‌ ميشود ولي ‌تحمل ‌چنداني ‌به خشكي ‌و نور آفتاب‌ ندارد. عامل ‌بيماري درگرماي ۵۶ درجه بمدت۳۰ دقيقه و در آبجوش ظرف‌ چند ثانيه‌ از بين‌ ميرود. اكثر مواد ضدعفوني كننده به آساني آنرا از بين مي برند.
ميكروب ‌وبا يك‌ باسيل‌ بوده ‌كه‌ داراي‌ حركت‌ نيز ميباشد. مناسبترين محيط‌ براي ‌اين ميكروب محيط‌ سرد ، قليايي‌ و داراي‌ نمك ‌مختصر ميباشد. عامل ‌بيماري ‌در يخ بمدت ۶-۴هفته ؛ در آب‌ كمي ‌شور ۳ هفته ؛ آب ، ميوه ها ، سبزيجات ، گوشت ، تا يك هفته ؛ مواد مرطوب و البسه ۱-۳ روز زنده ‌ميماند.

راه انتقال :
شايعترين ‌راه ‌گسترش‌ ‌بيماري ‌در جوامع‌ انساني ‌در درجه‌ نخست آلودگي آب و در مراتب بعد آلودگي غذا ميباشد.

تماس مستقیم:
بيماري ‌ميتواندازطريق‌ دستهاي‌ آلوده ، تماس‎ بامواد دفعي ‌و استفراغ ‌بيماران ، ملافه‌ها ولوازم ‌آلوده ‌نيزايجاد شود.
تماس غير مستقيم:
ـ آب‌ آلوده ‌به ‌مدفوع ، منابع ‌آب‌ حفاظت نشده‌ مانند چاهها ، درياچه‌ها ، استخرها ، جويبارها و…
ـ نوشيدني و خوراكيهاي ‌آلوده : تغذيه ‌كودكان‌ و ‌نوزادان ‌بابطري ‌يك عامل‌ خطر چشمگير براي شيرخواران است.
ـ سبزيها و ميوه‌هاي ‌خام‌آلوده : و يا شسته‌شده ‌با آب‌ آلوده ‌غذاي‌ پخته‌ هم‌ ممكن‌ است‌ پس ‌از تهيه بوسيله دست يا مگس آلوده شده باشد.
ـ تهيه غذاي سرد با آب آلوده
ـ شيرآلوده و بستني : كه از منابع غيرمطمئن تهيه شده باشد
ـ استحمام در آب آلوده

اقدامات درماني :
ـ ارزيابي ميزان ازدست دادن آب
ـ جبران‌آب‌واملاح ازدست‌رفته‌دراولين زمان‌ممكن
ـ شروع نمودن درمان آنتي بيوتيكي با نظرپزشك
ـ برقراري تغذيه بيمار

پيشگيري و مبارزه :
ـ رعايت بهداشت فردي بويژه شستشوي ‌دست ‌با آب ‌و صابون ‌بعد از اجابت‌ مزاج و قبل ‌از تهيه ‌و خوردن ‌غذا
ـ استفاده ‌از آب‌ آشاميدني ‌سالم ( جوشاندن ‌يا ضد عفوني‌ كردن باكلر ) ضروري است
ـ شير بايستي‌ به صورت‌ پاستوريزه ‌و يا پس‌ از‌ جوشاندن‌ بمدت ‌يك‌ دقيقه‌ مصرف گردد
ـ دقت نظر در رعايت‌ بهداشت در مسافرت‌ها و مراسم
ـ مصرف‌غذاي‌ پخته ‌سرد شده ، بايد پس‌ از گرم شدن‌ صورت گيرد
ـ جلوگيري ‌از ورود حشرات ‌در محيط مسكوني و دورنگه‌ داشتن ‌مواد غذائي ‌از مگس ‌و آلودگي‌هاي‌ ديگر
ـ ضدعفوني‌ سبزيجات ‌و ميوه‌جات‌ با پركلرين
ـ ‌خودداري‌كردن‌ از مصرف ‌نوشيدني‌هاي ( شربت ، آبميوه و خوراكيهاي يخي ) غيرقابل اطمينان

روش سالم سازي سبزيجات :
براي‌ جلوگيري‌ از ابتلا به ‌بيماري هاي‌ روده اي و انگلي‌ بايستي‌ سبزيجات ‌خام ‌به ‌روش‌ زير سالمسازي و سپس مصرف گردد:
مرحله يك ؛ پاكسازي: ابتدا سبزيجات را بخوبي پاك ‌كرده ، با آب تميز شستشو مي دهيم تا مـواد زائد و گل و لاي آن برطرف گردد.
مرحله دوم ؛ انگل زدائي: سپس‌ آنرا در يك ظرف ۵ ليتري‌ پر از آب ريخته و به ‌ازاء هر ليتر ۳-۵ قطره مايع ‌ظرف شوئي به آن ‌اضافه ‌مي‌كنيم وقدري‌ بهم ميزنيم سپس تمام سبزيجات را‌داخل ‌آن قرارميدهيم. بعداز ۵ دقيقه سبزيجات ‌را از ‌جمع آوري نموده و با آب سالم شستشو ميدهيم‌ تا تخم انگلها و باقيمانده مايع ظرفشوئي پاك شود.
مرحله سوم ؛ ضدغفوني: براي ضد عفوني و از بين بردن ميكروب ها يك گرم (نصف‌ قاشق ‌چايخوري) پودر پركلرين در ظرف ۵ ليتر آب ريخته ،كاملا حل ميكنيم. سبزي انگل زدائي شده را بمدت ۵ دقيقه در محلول قرار داده ‌و آبكشي مي كنيم ( از ساير مواد ضدعفوني كننده مجاز ديگر هم مي توانيد استفاده كنيد).
مرحله چهارم ؛ شستشو: سبزي ضدعفوني شده را مجددا با آب‌ سـالم مي شوئيم تا باقيمانده كلر پاك شود و سپس مصرف مي كنيم.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

بازديد از پاكسان

امروز صبح ساعت ۸ بايد خودم رو به انجمن مديريت ايران ميرسوندم چون من هم جزو افرادي بودم كه براي بازديد از پاكسان دعوت شده بودند

چه خوب شد كه شيريني قبولي را برده بودم چون يكي از مسئولان با خبر شده بود (از كجا رو ديگه نميدونم) و خطر از بيخ گوشم گذشت.
مسئولان انجمن خيلي خوشحال شدند و به من تبريك گفتند

از خود پاكسان اتوبوس فرستاده بودند. حركت كرديم و ۹:۳۰ اونجا بوديم
طبق روال هميشه بعد از اينكه تو اتاق كنفرانس همه به هم معرفي شدند بازديد از قسمتهاي مختلف كارخانه شروع شد. سيستمهاي توليدي مختلف كارخانه كه به نوعي خودشان تامين كننده و توليد كننده مواد اوليه شان بودند جالب بود. محصولاتشان هم به ۲۹ كشور صادر ميشد كه البته در دو كشور سرمايه گذاري مستقيم و احداث كارخانه داشتند
از نكات جالبي كه برايم خيلي با ارزش بود اين بود كه همه مديران به بنيانگذار و مالك قبلي اين كارخانه كه در دوران انقلاب ناچارا كارخانه را رها كرده بود و بعد كارخانه مصادره شده بود ميگفتند مرحوم لاجوردي يا اون خدا بيامرز

همه با احترام از او ياد ميكردند درحاليكه بيشترشان او را نديده بودند. پيش خودم فكر ميكردم كه الان بايد از ديدن اين امكانات بزرگ توليد خوشحال باشم ولي در عوض دلم از اينكه مردان بزرگي مثل مرحوم لاجوردي ها و آقاي دكثر خسروشاهي ها و … را از دست داديم غمگين بودم. اينان افرادي متدين ، خوش فكر و كارآفريني بودند كه با زحمت خود كشور را با ايجاد چنين صنايعي ميساختند

چيز ديگري كه توجهم را جلب ميكرد و البته تكراري شده بود عدم پايبندي شركتها به استانداردها بود. همه اين استانداردهاي ايزو و غيره را ميگيرند كه پز بدهند. هيچ كسي به آنها عمل نميكند. وقتي از مسئول يكي از سالنها در خصوص اينكه محلول آب و صابون كف سالن ممكن است براي كاركنان خطرناك باشد و سالن واقعا لغزنده است و چه فكري كرده ايد سوال كردم شروع كرد به شمردن اينكه ما فلان استانداردها را رعايت ميكنيم و به كارگران آموزش داده شده است و اين قدر ساعت آموزشي داريم و … كه مجبور شدم متاسفانه با كنايه هم كه شده به او بگويم همه اينها را داريد ولي الان كه من ميبينم كف اينجا خطر ناك است. همه اين استانداردها در اين خصوص به شما راهنمايي هاي كرده اند و خود شما هم اعتراف ميكنيد كه آن استاندارد ها را داريد ولي در عمل نتيجه آن چيزي است كه من اكنون ميبينم

به هر حال اين مسئله در تمامي كارخانجات ايران ديده ميشود. مسئله ديگر عدم توجه به هزينه ها در كارخانجات دولتي است. اصلا برايشان مهم نيست كه چند عدد كارتن خالي در روز خراب ميشود يا چقدر ميتوان با تغيير خيلي ساده در چيدن ماشين آلات در هزينه ها صرفه جويي كرد. استفاده از پوكا يوكه پيش كش. اصلا تو اين باغها نيستيم. گرچه كم كم پز شش سيگما بعد از مدل تعالي سازماني دارد همه گير ميشود!!!

از اينها بگذريم سيستم اتوماتيك بسته بندي شان برايم جالب و جديد بود. مشابه اين سيستم را در صنايع ديگر هم ديده بودم ولي سرعت سيستم اين شركت جالب بود. اين شركت همچنين مجهز به ماشين هاي چاپ و ساخت جعبه بود كه با سرعت زيادي انجام ميشد. البته باتوجه به تعداد زياد نام تجاري اين شركت و تنوع محصولات سرمايه گذاري در اين زمينه لازم به نظر ميرسد

مشكل ديگري كه در آنجا عنوان ميشد اين بود كه سازمان بازرسي و نظارت قيمت محصولات را تعيين ميكرد و دولت سوبسيد پرداخت ميكند. همين مسئله باعث مشد كه نتوانند محصولاتي با كيفيت برتر عرضه كنند چرا كه بايد قيمت را در همان حد حفظ كنند و دولت سوبسيد بيشتري پرداخت نميكند. به نظر من اگر ميخواهيم خودمان را براي رويارويي با محصولات دنيا آماده كنيم بايد نظارتهاي محدود كننده دولتي را برداريم. شركتها بايد بتوانند روي پاي خود ايستادن را ياد بگيرند. گرچه همين شركت در حال توسعه بازار خود در ساير كشورهاست و قطعا نيازي به كنترلها و احيانا حمايتهاي دولتي ندارد

ناهار را هم ميهمانشان بوديم و در پايان هم چند نمونه از محصولات را در اتوبوس برايمان تدارك ديده بودند كه كلي شرمنده مان كردند.

اميدوارم همه سروراني كه در راه آباداني كشور با سرمايه گذاري هر چند اندك خود در اشتغال زايي و افزايش توان صنعتي كشور تلاش ميكنند همواره و روز به روز پيشرفت كنند و از نتيجه كارشان لذت ببرند


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

اينترنت و ارتباط با مشتري

برقراري ارتباط با مشتري و ديدار با او هيچ وقت مثل امروز سهل و آسان نبوده و هرگز شركت و مشتري اينقدر به هم نزديك نبوده اند. گرچه فردا باز هم نزديكتر و پس فردا از آن هم نزديكتر خواهند شد

اكنون فاصله شما و مشتري از طريف اينترنت فقط در حد چند ثانيه است
اينترنت به ما كمك كرده است كه اين فاصله را برداشته و دوشادوش مشتري قرار بگيريم

اين امكان به ما اجازه ميدهد تا با استفاده از وب بتوانيم تمام نيازهاي مشتري را پس از شناسايي از آن طريق مرتفع كنيم.
همانطوري كه در دو پست قبلي به اهميت يك حسابدار در شركت اشاره كرده بودم بايد بگويم كه نفر دومي كه بايد در شركت شما استخدام شود يك برنامه نويس روي وب است
فردي خلاق و آشنا به تكنيكها و نرم افزارهاي روي براي ايجاد وب سايتي كه بتواند نيازهاي مشتري را تماما برطرف كند. از سفارش دادن كه ديگر خيلي وقت است پيش پا افتاده شده است تا انجام هر كار ديگر اعم از مرجوع نمودن محصول معيوب و استفاده از هزاران خدمات ديگري كه يك شركت در اختيار مشتريانش قرار داده است.

ديگر E-Commerce را فراموش كنيد. تجارت الكترونيكي ديگر به يك الزام تبدل شده است و قدرت اختيار نداريد كه آنرا در سايت خود داشته باشيد يا خير. امروز بحث E-Business است. يعني الكترونيكي كردن كسب و كارتان. يعني اينكه همه آنچه را كه در ساعت حضور خود در شركت انجام ميدهيد را بايد بتوانيد از طريق اينترنت انجام دهيد. در مورد مشتري بايد به اين نكته فكر كنيد كه يك مشتري به چه دليلي نياز به تماس يا مراجعه حضوري با ما خواهد داشت؟ براي سفارش دادن؟ براي دريافت اطلاعات؟ براي بدست آوردن يك كالاي سفارشي؟ براي مرجوع نمودن و شكايت كردن؟ يابراي استفاده از خدمات ما؟ همه اينها عللي هستند كه مشتري را دوباره به سمت شركت مي آورند
مشكل اصلي اينجا ايجاد ميشود و آن هنگامي است كه مشتري براي انجام هر يك از اين كارها معطل شده و انتظار بكشد و آن وقت است كه يك مشتري راضي از خريد محصول شما كه براي پرداخت پول به ازاي دريافت يك خدمت از شركت شما با شما تماس گرفته و يا مراجعه كرده است تبديل به يك مشتري ناراضي ميگردد

اينترنت به شما كمك ميكند تا با الكترونيكي كردن كسب و كار خود به مشتري اجازه دهيد تا خودش كار خودش را از طريق سايت شما راه بياندازد
اين كر علاوه بر كاهش زمان انتظار مشتري و افزايش رضايت او موجب صرفه جويي و كاهش هزينهاي جاري شركت ميگردد و شما قادر ميشويد با هزينه كمتري محصول و خدمات خود را عرضه كنيد و باز هم مشتريتان را راضي تر كنيد

الان كه اين متن رو نوشتم نزديك به يك هفته است كه Blogrolling فيلتر شده و من دسترسي به وبلاگهايي كه تو ليست لينكهام بدوند ندارم


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید