گره. دست یا دندان؟

در این ایام حوصله چندانی برای نوشتن ندارم. احساس میکنم از هر چه بنویسم ربط پیدا میکند به سیاست و بعد ممکن است سوء تفاهماتی ایجاد شود که دردسر رفع آنها بیشتر باعث
ناراحتی شود.
منطقا بعید هم میدانم با توجه به حجم خبرهای وقایع اخیر و هیجانات این ایام کسی به دنبال مطالب تخصصی و یا حتی غیر تخصصی مدیریتی باشد و یا بخواهد نوشته های یک مدیر را دنبال کند.

بر حسب تصادف این مطلب وبلاگم را در اینجا دیدم.
اینکه محبت کرده بودند و بنده را استاد خطاب کرده بودند محبت آنها را میرساند. اما مسئله اینجا بود که به اشتباه آدرس وبلاگ مرا چیز دیگری درج کرده اند و اتفاقا آن آدرس واقعا وبلاگی است از بلاگفا که مطالبش هم به روز میشود و به نام فامیلی بنده است.
در هر حال خواستم به عرضتان برسانم که بنده به جز این وبلاگ و سایتم هیچ وبلاگ ثانویه و … دیگری ندارم و آن وبلاگ متعلق به اینجانب نیست.
البته از آن سایت درخواست کردم که آدرس را اصلاح کنند و امیدوارم زودتر این اتفاق رخ دهد.

در خصوص اتفاقات اخیر به نظر من نیازی به شدت عمل نبود و جریان میتوانست خیلی آرامتر هدایت شود و اصلا کار به اینجاها نمیکشید و همین الان هم حتی میتوان به خواست مردم اهمیت بیشتری داد و اعتراضات خاتمه یابد.
خوب گوش کردن و اهمیت دادن از نکاتی است که در همه مباحث مدیریتی به آن اشاره میشود. اگر زودتر گوش کنیم نیازی نخواهد بود که با صدای بلندتری پیام را بفرستند.
گرهی که با دست باز میشود را با دندان باز نمیکنند.
فقط امیدوارم که این ایام کمترین خسارت جانی و مالی را برای مردم در پی داشته باشد.
فعلا هم که نه به تویترم میتوانم بروم و نه فیس بوک.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *