يكي از تفاوتهاي ديد سيستمي و سيستماتيك

در ديد سيستمي متغيرات مستقل نيستند و ديناميك هستند يعني در طول زمان بايد ديده شوند. در ديد مكانيكال هر علتي يك معلول دارد و رابطه خطي است

علت —————> معلول
ولي ديد سيستمي اين مشكل را شلوغ ميكند و ميگويد همه با هم در تعاملند و برآيند وضع كل در اصل تعاملي است در يك زمان بلند تر

در ديد مكانيكال علت شرط لازم و كافي براي معلول است (مثلا درخت گردو معلول گردو است) ولي در ديد سيستمي كل كافي است و اجزا لازمند. (مثلا درخت گردو معلول گردو و آب و خاك و هوا و خيلي چيزهاي ديگر است) به عبارتي معتقد است عوامل مختلف فعل و انفعال ميكنند و يك نتيجه بيرون مي آيد كه اينها در اصل CoProducer هستند كه اين درخت گردو محصول هيچكدام آنها نيست بلكه ناشي از فعل و انفعالات همه آنهاست
در ديد مكانيكال سيگار براي قلب خوب نيست و رابطه عليت خطي (غير سيستميك) ميگويد پس سيگار نكشيد
ولي در ديد سيستمي به خاطر زمان فهم مداخله طور ديگري است. بين سيگار و قلب كلي داستانهاي ديگر هم هست كه اثر آنها بر يكديگر موجب ميشود ما معلولي را بشناسيم. مثل وزن كه سيگار براي وزن بد است چون آنرا كم ميكند ولي در دراز مدت كم شدن وزن براي سلامتي خوب است. يا مثلا تنش كه سيگار براي كاهش تنش خوب است

يا اينكه سيگار عروق را خشك ميكند پس براي سلامتي بد است.
همانطور كه ميبينيد در ديد سيستمي علتها لازمند ولي كافي نيستند. بلكه ما رابطه بين علت و عوامل متعدد في مابين و برآيند آنها را بايد در نظر داشته باشيم چرا كه در ديد سيستمي نتيجه به يكباره اتفاق نمي افتد.
ما يك زماني را سپري ميكنيم تا علت بر روي عوامل اثر بگذارد و اين زمان هم كوتاه مدت است و هم اثرش محسوس است. مثلا وقتي سيگار ميكشيم اثرش روي كاهش استرس يا ريه ها ظاهر ميگردد.
ولي برآيند فعل و انفعالات و تعاملات بين عوامل ما را به سمت زمان طولاني تري سوق ميدهد كه اثرش هم نامحسوس تر است.
وثتي سيگار ميكشيم بلافاصله با ايست قلبي مواجه نميشويم بلكه اثر سيگار بايد در يك لوپ كوتاه مدت و يك لوپ بلند مدت بررسي شود كه مثلا چطور روي عروق اثر ميگذارد و آنها را خشك ميكند و بدن كلسترول را بالا ميبرد تا عروق را اصطلاحا روغن كاري كند و باز سيگار همان روغنها را بر روي عروق مينشاند و موجب ميشود عروق تنگ تر شوند و بالاخره در يك زمان بلند مدت قلب جرياني را نميتواند ايجاد كند.

گاها در موسسات از ريزش نيرو به عنوان يكي از عوامل و ابزارهاي افزايش سود استفاده ميكنند در حاليكه شايد در لوپ كوتاه مدت سود را افزايش دهد ولي در لوپ بلند مدت موجب دلسردي و عدم اعتماد در كاركنان سازمان ميشود.نقاط مختلف سيستم واكنشش يك جور نيست. پس شناخت نقاط ورودي براي كنترل و تغيير و مديريت مهم است

حتما اين جمله را شنيده ايد كه: پروانه اي در چين بال ميزند و در آمريكا طوفاني برپا ميشود.
به دليلش فكر كرده ايد؟ دقيقا با همين ديد سيستمي ميتوان آنرا ثابت كرد چون رابطه و تعامل عوامل مختلف را باهم مي ببينيم

اين ديد هم بينش ما را در مورد مكان و زمان و هم قدرت مديريت ما را بر سيستم و تشخيص نقاط ورود به مساله و … را متفاوت ميسازد.
تشويق مديران پروژه و مديران ارشد پروژه هاي شش سيگما به ديد فراگير و فراسونگر جهت اصلي مقاله من در اولين كنفرانس بين المللي شش سيگما در تهران است


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *