يادبگيريم يادگيري مان را پاك كنيم

You have to learn to Unlearn

براي دست يافتن به نو آوري بايد فريم هاي ذهنمان را تخريب كنيم.

ذهنيتي كه در ما وجود داشته باشد مانع از دست يافتن به يك نو آوري جديد ميشود
همواره ذهنمان ما را به سمت همان چيزي كه وجود دارد ميبرد و فقط دوست داريم در آن چيزي كه هست تغييراتي را ايجاد كنيم
همين نكته را در تفكر سيستمي هم داريم. براي طراحي مجدد سيستم (منظور طراحي مجدد است نه مهندسي مجدد يعني Redesign به جاي Re engineering) بايد همه چيز را از كاغذ سفيد شروع كنيم با فرض اينكه همه چيز نابود شده است و چيزي از سيستم قبلي باقي نمانده است و بايد از نو چيزي را كه در ذهن براي رفع نيازهاي آينده طراحي ميكنيم يا سازماني كه قرار است در پارادايم بعدي فعاليت نمايد را تصور ميكنيم را بسازيم

حتما بارها برايتان پيش آمده كه خواسته ايد چيزي را تغيير دهيد.
به مراتب سخت تر از آن است كه بخواهيد آنرا از نو بسازيد. آن هم آنطوري كه خودتان ميخواهيد

و دقيقا به همين دليل است كه براي يك نو آوري نبايد به سراغ مشتريان رفت و از آنان خواست كه در اين خصوص نظر بدهند!! چرا كه آنان همواره با تصور محصول فعلي فقط چيزهايي را كه دوست دارند را به آن اضافه يا كم ميكنند چون خود مشتريان هم از نياز آتي خود خبر ندارند و فقط به نياز امروز خود مي انديشند كه با چه گزينه هايي اين محصول فعلي ميتواند نيازهاي بيشتري را براي آنان برطرف نمايد


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *