هفته اي پر از فكر و تصميم

فعلا از اين هفته استخر را تعطيل كردم. از ترس وبا. گرچه كلر براي وبا مجال نميدهد ولي خيالم راحت تر است و از استرس دور ميشم. به جاش چند تا كتاب خوب خريدم كه ميشينم ميخونم حداقل ۳ ساعت زمانه. حيفه همينطوري بگذره

ديروز جلسه اي با يكي از بدهكاران داشتم. مبلغ ۳ ميليون تومان بدهكارند. گرچه مبلغ زيادي نيست ولي عدم اقدام آنان من را مجبور كرد كه قاطع تر باهاشون صحبت كنم. اونطور كه از حرفهاشون بر ميومد دچار مشكل مالي هستند و يا احتمالا اينطور ادعا ميكردند. الان نزديك به يك سال و نيمه كه اين طلب همينطور معلق مونده. با توجه به اينكه در طول صحبتها من احساس تعهد به پرداخت رو در اين فرد نديدم فكر ميكنم دو راه بيشتر ندارم. يكي اينكه با توجه به اينكه ممكنه اونا بر اثر سوء مديريتشون خودشون از پا در بيان بهتره من هيچ كاري نكنم كه بعدا نگن من باعث بدبختي شون شدم و از خير پول بگذرم. يا اينكه بيام اقدام كنم و پول رو ازشون بگيرم. به هر قيمتي. شايد به گوش ديگران هم برسه. من چيز زيادي طلب نميكنم. پول كالاهايي كه در آن زمان خريدند را به همان قيمت ازشون ميخوام درسته كه ممكنه عذاب وجدان هم داشته باشم ولي بهتر از سو استفاده افراد از منه. حداقل خيالم راحته كه اجازه ندادم از من سو استفاده بيشتري بشه. گرچه من وقتي به كسي لطف ميكنم طرفم خيال ميكنه خوب خامم كرده. شايد يك وكيل بگيرم و كارا رو بسپرم بهش و خودم زياد وقت صرف نكنم گرچه من پيشنهاد ديگري هم دادم و آن اينكه باتوجه به ادعاشون مبني بر توليد كننده بودن بيايند بعنوان يكي از تامين كنندگان ما اقلامي رو كه لازم داريم برامون انجام بدن. يك هفته هم وقت دادم كه خوب روي پيدا كردن روش پرداخت پول فكر كنند و گرنه بايد منتظر اقدامات من باشند اميدوارم همه چيز به خوبي و بدون مشكل سپري بشه

دارم كتاب سيستم توليد تويوتا رو ميخونم. قبلا كتابي با همين عنوان رو كه آقاي تائيچي اونو (پدر سيستم توليد تويوتا و كانبان) نوشته بودند رو خوندم ولي اين كتاب رو خود تويوتا به زبان ساده براي درك سيستم توليد تويوتا براي تامين كنندگان منتشر كرده كه ايران خودرو هم تو ايران ترجمه اون رو چاپ كرده. چيز بسيار جالب اين سيستم تمركز روي كاهش اتلاف هاست. كاهش اتلاف كاركنان (بيكاري) كاهش اتلاف ماشين (خالي از توليد بودن) و كاهش اتلاف مواد. اتلاف مواد يعني اينكه نبايد قطعه اي كه براي تراش كاري رفته منتظر بمونه كه اپراتور قطعه دوم را هم تراش داده و سپس هر دو را با هم به قسمت بعدي تحويل دهد. در طول مدتي كه قطعه دوم در حال تراشكاري است قطعه اول معطل مانده است. وقتي تمومش كردم بيشتر خواهم نوشت

ويزيتورمون امروز بعد از ظهر باهام جلسه داشت و از يكي از شهر ها بر ميگشت. خبرهاي خيلي خوبي در خصوص اعتبار ناممان و انتظار فروشندگان از محصولاتمان و اينكه اكثرا ميگفتند كه آينده مال رادان خواهد بود رو بهمن داد. يعني اكثرا متفق القول بودند كه نام رادان به اعتبار و كيفيت مشهور شده است. شنيدن اين خبر برايم خيلي خوشحال كننده بود چرا كه نشان دهنده اين بود كه تلاشي كه در جهت رعايت نكات ضروري براي خوش نامي بك نام تجاري در طول اين مدت انجام داده ام به بار نشسته است اميدوارم بتونم اين اعتبار رو حفظ كنم و سعتش بدم

دارم روي سرويس ضمانت نامه محصولاتمون هم كار ميكنم. ميخوام اين سرويس رو از سرويس ضمانت كيفيت مبني بر اينكه كيفيت ما بي نقص خواهد بود ارتقا بدم به تضمين رضايت مشتري و اينكه خريدار از خريدش راضي خواهد بود رو تضمين كنم. كار بزرگيه و خيلي هم كار ميبره. تو هر قدمش كه دارم پيش ميرم مجبور ميشم سيستمهاي ديگه اي كه به نوعي از راههاي اصلي و يا فرعي با اين سيستم در ارتباط هستند رو تغيير بدم و هماهنگ كنم. ولي در عوض ميدونم كار بسيار مهمي خواهد بود. سخت ترين قسمت كار مربوط به فروشگاههاي در ارتباط با مشترياني است كه از اين سرويس استفاده خواهند كرد. سيستم بايد به قدري ساده و روان و در عين حال محكم و قوي باشه كه بدون هيچگونه معطلي سيستم يا معطلي مشتري كارش رو به خوبي و در كمترين زمان انجام بده. بايد سيستم ضمانت نامه فعلي موجود در سايت رو هم تغيير بديم و بايد بعد از اتمام برنامه نويسي ها سيستم رو تست و بعدش هم جاري كنيم يك تغيير عمده هم مجبورم در سيستم تجميع خريد بدم

وضع بازار اين روزا خيلي خرابه. از طرفي هزينه هاي جاري شركت داره اتفاق مي افته بدون اينكه درآمدها افزايش پيدا كرده باشند. باز پرداخت پول خريداران كالاهايمان با تاخير زيادي صورت ميگيره و همين درآمدهاي ما رو ميخوره. وضع اقتصادي همه خرابه. همه به هم مرتبط هستيم. نميتونيم زياد فشار بياريم. ظاهرا همه صنفها دچار مشكلات اقتصادي و ركود هستند
مسائل مربوط به روابط ايران و اروپا درباره انرژي هسته اي و نيز افزايش قيمت نفت به مشكلات داخلي مثل مشخص نبودن كابينه و سياستهاي اقتصادي رئيس جمهور جديد اضافه شده تا همه اقتصاد در حالت دفاعي قرار بگيره. ما خودمون دقيقا در حالت دفاعي و تعاملي هستيم. نا خواسته اينطور شديم. من از اين حالت به شدت بدم مياد. اميدوارم بتونم بعد از شهريور ماه كه تقريبا برنامه هاي اقتصادي كشور مشخص ميشه يك برنامه ريزي هرچند خيلي كوتاه مدت براي شش ماهه دوم سال داشته باشيم. شرايط بر طبق انتظارات پيش نميره و مجبور به انتظار و تماشا كردن كردن هستيم. مثل اينكه تو يه قايق بدون پارو وسط اقيانوس شناور بشي. و اين خيلي خسته كننده است.
توي ايران مديريت كردن به مراتب سخت تر از مديريت تو هر جاي ديگه دنياست. شدت تاثير عوامل محيطي بر روي شركتهاي ايراني به مراتب بيشتر از جاهاي ديگه دنياست در حاليكه در كشورهاي ديگه شما ميتوانيد روي سيستم اقتصادي و قوانين ثابت و نواسانات كم برابري نرخ ارزهاي خارجي حساب كنيد برنامه ريزي بلند مدت داشته باشيد و حداقلش اينكه به جاي حالت دفاعي استراتژي هاي تهاجمي پياده كنيد


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *