هدفمند سازی یارانه ها واقعا فرصت است یا تهدید؟

قبل از آنکه بخواهم در خصوص عنوانی که نوشته ام بنویسم اجازه دهید مجددا اعتراضی بکنم به وضع پست کشور.
همچنان که نامه های عادی بای دیفالت!(خارجی شد ببخشید) به دست گیرنده نمیرسند نامه های پیشتاز هم به بهانه های جالبی برگشت میخورند. این اواخر به دلیلی مجبور بودیم تعداد زیادی نامه همزمان به مخاطبانمان بفرستیم. دلایل برخی مرجوعی ها بسیار جالب بود. مثلا روی یکی نوشته بودند “زنگ نداشت” یا “فاقد پلاک” یا “عدم حضور” و … که واقعا شک کردم نکند در مبدا اینها را نوشته اند.
بگذریم از اینکه من هنوز منطق عدم قبول پاکتهای پنجره دار (پاکتهایی که قسمتی از آن طلق شفافی دارد تا با چاپ آدرس در بالای متن نامه نیازی به درج آدرس اختصاصی هر نامه روی پاکت نباشد و در زمان کمتری نامه های بسیار زیادی آماده ارسال شوند) را نفهمیده ام. در همه جای دنیا از این پاکتها برای ارسال انبوه نامه ها و جلوگیری از ارسال نامه ها به مخاطبان اشتباه استفاده میکنند و حالا این پاکتها چرا نباید در کشورمان قبول شوند بسیار برایم تعجب آور است.
از اینها که بگذریم در داستان تمدید صندوق پستی باز ماجرای پارسال تکرار شد. برای تمدید صندوق پستی ۱۰ هزار تومانی باید ۳۰ هزار تومان تمبر سفارش دهید تا برایتان چاپ شود!!! “آرم یا عکستان را کنار تمبری چاپ میکنیم و اگر نخواهید صندوقتان باطل میشود” خیلی مسخره است که به زور جنسی را بفروشند و حق اعتراض هم نداشته باشی.

برویم سر ماجراهای پر ابهام هدفمند سازی یارانه ها که ذهن بسیاری از مدیران صنایع را درگیر کرده است.
من شخصا معتقدم که حذف شدن یارانه ها از کل اقتصاد کاملا خوب است و اقتصاد ما را کاملا رقابتی میکند. یک تحول واقعی در اقتصاد ما برای رقابتی شدن کالای ایرانی. شرکتهای ایرانی مجبور خواهند بود تولید مقرون به صرفه و با راندمان بالا را مورد توجه جدی قرار دهند.
ولی باز به نظرم این فقط یک بعد قضیه است. و فقط با حذف یارانه ها نه تنها این اتفاق نمی افتد بلکه بر عکس بازارمان را از تولید کننده داخلی گرفته و دو دستی تقدیم وارد کننده میکنیم.
چرا که با حذف کردن یارانه ها علاوه بر آنکه افزایش بهای انرژی چه به طور مستقیم به خاطر تاثیرش در مصرف ماشین آلات تولید و سیستمهای برودتی و حرارتی و یا غیر مستقیم مثل افزایش هزینه های حمل و نقل، افزایش هزینه های زندگی و معیشت کارکنان و … و حتی در کالاهایی که به عنوان مواد اولیه یا تکمیل کننده محصولمان خریداری میکنیم بهای تمام شده را بالا میرود در برخی صنایع حتی محاسباتی را که هنگام سرمایه گذاری مثلا خرید دستگاههای برقی را نسبت به دستگاههای گاز سوز توجیه پذیر کرده بود را کاملا تغییر داده اینک از نظر اقتصادی غیر قابل توجیه میکند که هیچ بلکه خود تولید آن محصول در ایران را غیر اقتصادی میکند.

پایین نگه داشته شدن نرخ ارز باز یکی دیگر از عواملی است که مانع از آن میشود که اهرمهای عرضه و تقاضا خوب کار کنند. شاید امروزه به دلایلی چون تحریمها نیازمند این باشیم که با واردات بیشتر وفور کالا ایجاد کنیم ولی از بین رفتن صنایع و ایجاد بیکاری و به طبع آن نا امید شدن جوانان به این راحتی جبران نمیشود و شاید گرانتر هم تمام شود.

از طرفی دیگر همزمان باید قانونهای کار و نظام تعرفه ای نیز اصلاح شود. چرا که وقتی به یکباره قرار است صنایع در شرایط جدیدی قرار بگیرند (هر چند وعده هایی در خصوص بسته های حمایتی داده میشود و اگر ارقام پیشنهادی را به تعداد واحدها و یا نسبت سرمایه در گردش آنها تقسیم کنید می بینید که رقم قابل توجهی نیست که البته خود آن هم باز نوعی دیگری از یارانه است و فساد دیگری را ایجاد میکند از این لحاظ که شرکتی که یارانه بیشتری (ببخشید حمایت بیشتری) نصیبش شود با رقبایش نامهربان تر خواهد بود یا حداقلش اینکه دیرتر از رقبایش از پای در می آید) و باید شرایط برای کسب آمادگی نیز فراهم شود. چطور که وقتی حرف از پیوستن به WTO میشود صحبت از مهلتهای ۱۰ ساله برای تغییر در عملکرد است بدون آنکه جامعه دچار شوک شود ولی اکنون قرار است یک شبه جراحی پلاستیک شویم؟!

از همه مهمتر بهتر است هم اکنون به جای آنکه ادوات بگیر و ببند را افزایش دهند و بحث بر سر افزایش آرام آرام مالیات ارزش افزوده و برخورد تعزیراتی و افزایش مالیات و … باشد بیایند نظام مالیاتی را اصلاح کنند. نظام بازرسی قیمتها را کلا حذف کنند. عرضه و تقاضا خودش نرخ کالا را تعیین خواهد کرد. اگر کسی گران فروشی کند لطمه به بازار خودش زده و مردم از رقیبش خرید میکنند و یا اگر بتواند با ایجاد تمایز کالایش را بهتر کرده و به واسطه کیفیت بالاتر کالایش را ارزانتر ولی با قیمت بالاتر بفروشد (بالاتر بودن قیمت دلیل بر گرانتر بودن کالا نیست – کالایی میتواند قیمت بالایی داشته باشد ولی مقرون به صرفه تر و ارزانتر از کالایی که قیمتش پایین تر بود باشد) که جای تقدیر هم دارد. در مقابل مراکز عرضه ای مشابه میادین میوه و تره بار رقبای خوبی برای کنترل بازار هستند.
نظام مالیاتی که هنوز مودی را متهم و دروغگو میبیند و به ندرت پیش می آید که اگر سه نفر رقم مالیات یک شرکت را برآورد کنند رقمهایشان با واقعیت مالیات پرداختی به یکی از آنها نزدیک باشد را باید اصلاح کرد. راه حل، حسابرسی مالیاتی و ایجاد هزینه های اضافی برای شرکتها نیست. اگر نظام مالیاتی کاملا قابل محاسبه باشد و هزینه های شرکتها پذیرفته شده و نیازی نباشد که شرکتی از ترس رد شدن هزینه هایش (وقتی ممیز مالیاتی هزینه ای را رد میکند عین آن رقم به عنوان فروش مشمول مالیات میشود) آنها را ابراز نکند و در نتجه فروشش را هم متناسب با آن کتمان نکند دیگر ترسی از بابت اجرای مالیات ارزش افزوده ها و کنترلهای جانبی پنهان و آشکار عملکرد برای پرداخت مالیات وجود نخواهد داشت. اگر مالیات دهنده بداند که مالیات دادن یعنی افزایش زیر ساختهایی که هزینه هایش را کاهش و قدرت رقابتش را با همتای خارجی افزایش خواهد داد دیگر اعتصاب برای قبول نکردن مالیات ارزش افزوده و یا تهدید توسط دولت برای انجام نشدن آن بی معنی میشود.

در همین وضع فعلی بسیاری از واحدهای تولیدی و خدماتی با خطر تعطیلی کامل مواجهند. خود این تهدیدی است برای بانکها چون نخواهند توانست مطالباتشان را از محل قسط وامها وصول کنند و دچار بحران میشوند چرا که کارخانجات بر اساس نرخهای انرژی طراحی شده اند و راندمان پایین نیروگاهها و نرخ بالای انرژی که با راندمان پایین تولید شده است به آنها تحمیل میشود آنها را غیر رقابتی کرده و ناچار به تعطیلی میکند و به نظر من اصلا منطقی نیست که دولت حمایتشان کند. همان بهتر که در عرصه ای از زمان و تاریخ اقتصادی کشورمان بنگاههای فاقد بهره وری حذف شده و بنگاههای بهره ور به شرط حذف واقعی رانتخواری و حمایتهای خاص و … و ایجاد شرایط کاملا مساوی و فضای رقابتی به جای آنها در اقتصادمان متولد شده و رشد کنند. چرا که حمایتهای دولتی جز برای صادرات تولیدات کشورمان خود یارانه دادن و حیف و میل کردن سرمایه برای سرپا نگه داشتن بنگاههای با بهره وری پایین است. در عوض بستر برای سرمایه گذاری فراهم تر شود. عوامل فرار مالیاتی را کاهش دهند. صادرات و تولید را حمایت کنند. با پایین نگه داشتن نرخ دلار واردات حمایت میشود نه صادرات.

آرزو میکنم همه صنعتگران کشورمان با حساب و کتاب دینار به دینار راندمان در فضای باز رقابتی سالم و بدون هر نوع رانت و حمایتها و دخالتهای دولتی مشغول فعالیت بوده و تمام فکر و ذکرشان رقابت در بازارهای بین المللی برای کسب سهم بیشتری از رقبای خارجی شان باشد.
راهی جز خارج کردن نفت ازاقتصاد نداریم. بدتر از آلمان و ژاپن جنگ زده و ورشکسته بعد از جنگ جهانی دوم و ترکیه فعلی بدون نفت که نیستیم.
اگر همه چرخ دنده ها خوب تنظیم شوند فرصت خوبی برای اقتصادمان خواهد بود که از مزیتهای واقعی تولید و مزیتهای نسبی کشورمان برای تولید و تامین بازار دنیا بهتر و بیشتر استفاده کنیم. ولی اگر یکی از چرخها خوب نچرخد کل سیستم از حرکت باز می ایستد. ولی باز هم تکرار میکنم که همه عوامل باید با هم و در تعامل با هم تنظیم شوند.
همه چیز باید بهمدیگر جور بشوند. نمیتوان موتور تراکتور را در شاسی سواری نصب کرد.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *