نروژ الگويي براي ايران

با وجودي كه نبايد خود را كم بشماريم، ولي دلمان ميسوزد اگر سرمان را مثل كبك در برف فرو بريم. بياييد موفقيتهاي نروژ را با عملكرد خودمان مقايسه كنيد: شاخص توسعه انساني در حال پسرفت است! درآمد سرانه با آنكه در حال افزايش است، ولي وجود معضلات تورم، بيكاري و بهره وري نازل، اثرات آن را خنثي ميكند.

سي سال پيش اولين چاه نفتي نروژ در فلات قاره، در درياي شمال به نفت رسيد. امروز، نروژ در صدر جدول بين المللي شاخص توسعه انساني سازمان ملل قرار گرفته و داراي يكي از بالاترين درآمدهاي سرانه دنيا – با حدود ۳۸ هزار دلار براي هر نروژي- است. در نروژ، دانشگاه و بيمارستان براي تمامي شهروندان رايگان است. در مقابل، مالياتها تمام و كمال و با انضباط خاصي اخذ مي شوند. در حقيقت، توزيع درآمد در نروژ بسيار متعادل و از اين لحاظ يكي از عادلانه ترين كشورهاست. اما با آنكه بسياري از خدمات رايگان هستند، نروژ – مثل ما – منابع نفت خود را هدر نميدهد. از سوي ديگر قيمت بنزين و ساير محصولات نفتي در سطح جهاني، نسبتاً گران است. نروژي ها نيز بزرگترين مصرف كننده انرژي در سراسر دنيا به صورت سرانه هستند، ولي نرخهاي انرژي در اين كشور طوري تعيين شده اند كه مردم را به انضباط در مصرف تشويق كرده و آنها را از حيف و ميل برحذر ميدارد. به علاوه، نروژ تنها ۵درصد نفت و ۷درصد گاز توليدي خود را مصرف كرده و بقيه را به خارج صادر مي كند. به اين ترتيب، با ايجاد صندوق نفت، از سال ۱۹۹۶ تا به حال ۱۲۰ ميليارد دلار ارز ذخيره كرده است. اين پس انداز عظيم را با وضعيت ضعيف صندوق ذخيره ارزي كشورمان مقايسه كنيد- كه بر سر چندرغاز آن هم كشمكش است-. هدف ۵/۲ درصدي تورم در نروژ توسط وزارت دارايي و بانك مركزي اين كشور دنبال و هميشه محقق شده است. البته رشد جمعيت نروژ بسيار پايين است و موجب شده هرم سني متوازن و درآمد سرانه ۶/۲ درصد سالانه رشد كند و به مقام اول جهان برسد. به هر حال، نروژ امروز سومين صادركننده نفت دنياست و جالب آنكه از اين نظر در سال ۲۰۰۳ از ايران سبقت گرفته است. بر اساس معيارهاي پاكيزگي، نروژ داراي پاكترين محيط زيست دنياست. به عنوان مثال، سهم آلودگي دي اكسيدكربن آن ۲/۰ درصد از كل آلودگي دنياست (ايران ۳/۱ ميباشد). با آنكه نروژ يكي از امنترين كشورهاي دنيا -در داخل و خارج- است، يكي از كوچكترين ارتشهاي دنيا را دارد (۲۷ هزار نفر). به راستي، از اين نظر در نروژ چگونه به چنين شرايط مناسب رشد اقتصادي، رفاه، عدالت اجتماعي و امنيت داخلي و بين المللي دست يافته است؟

مال مردم، براي مردم
در نروژ، يك ذهنيت واحد و مشخص و يك هدف والا در بين نمايندگان پارلمان، وزراي نفت و دارايي و ساير وزارتخانه ها، سازمانهاي مديريت و نظارت بر نفت، بانك مركزي و غيره وجود دارد و آن اينكه: “نفت متعلق به مردم نروژ است و بايد براي آنها – حاضرين و آيندگان – صرف و مديريت شود، و ارزش حال و آينده آن نيز به حداكثر برسد. “ولي متأسفانه اين هدف و ذهنيت در كشور ما به طور كامل پذيرفته نشده است. به نظر ميرسد لازم است كه از اين ذهنيت در سطح مسؤولان و مردم يادگيري كنيم. دوم آنكه، صنعت نفت و گاز نروژ، مديريت منابع حاصل ازآن، نظارت، ايمني، مديريت منابع مالي، مديريت سهم دولت، مديريت شركتهاي دولتي، خطوط لوله و…. در بين وزارتخانه ها و نهادهاي منضبط دولتي پخش، تفكيك و توزيع شده اند. پارلمان، وزارت نفت، وزارت دارايي، وزارت بازرگاني و صنايع و نهادها و شركتهاي مستقل و دولتي مشتركاً مديريت نفت و گاز و منافع و منابع آن را به صورتي غير متمركز – و البته دمكراتيك و مردمي تر- به عهده دارند. نروژ هرگز از خارجيها نهراسيده است، ولي هميشه يادگيري از خارجيها تمام و كمال مدّ نظر بوده است. اولين قراردادهاي نفتي با شركتهاي خارجي بر اساس اعتماد متقابل منعقد شدند، اما به موازات، توسعه توان شركتهاي داخلي هميشه مدنظر نروژ بوده است. به علاوه، سعي شده تا اين همكاريها در چارچوبهاي حقوقي شفاف و منظم و با اُفقهاي بلندمدت و مستمر شكل بگيرند. اصول قراردادهاي نفتي نروژ بسيار ساده است و ۷۵ درصد ماليات بر درآمد از هر دو نوع شركتهاي داخلي و خارجي براي اكتشاف نفت و گاز در فلات قاره اخذ ميشود. به علاوه، قراردادهاي نروژ مشوق سرمايه گذاري، انتقال تكنولوژي، حفظ محيط زيست، احترام به عزت و امنيت نيروي انساني و انضباط مالي شركتها هستند. جالب آنكه، نروژ در همان اوايل اكتشاف نفت، درياي شمال را با همسايگان خود، انگلستان و دانمارك، با همكاري متقابل و با حسن نيت مرزبندي نمود. با آنكه بيش از نروژ و ساير كشورها از عدالت اجتماعي و رفاه عمومي دم ميزنيم، اما توزيع درآمد در كشورمان بسيار نامتعادل بوده و و تورمهاي گزاف وضع را وخيمتر كرده است. شفافيت و رفتار قانونمند مسؤولان صنعت نفت و گاز نروژ را با “وزارت بسته نفت” كشور خودمان مقايسه كنيد. به ياد آوريم نوع نگرش ما به شركتهاي خارجي و نگرش آنها به ما؛ هر دو آشفته و بدبينانه اند

آينده ماو آينده نروژ
با آنكه صنعت نفت نروژ باعث رشد اقتصادي بي نظير، شكوفايي ساير بخشهاي اقتصادي، اشتغال زايي مستقيم و غيرمستقيم و بهبود بي سابقه نظام تأمين اجتماعي، پاكيزگي محيط زيست، امنيت و ساير كيفيتهاي مادي و معنوي شده است و با آنكه تنها ۳۰ درصد ذخاير نفت و گاز استخراج شده اند (هنوز ۷۰ درصد در زيرزمين هستند)، سياست نروژ آن است كه به تدريج از فعاليت صنعت نفت خود بكاهد. اين سياست بسيار جالبي است كه تا به حال در كشورمان به آن توجه نكرده ايم. نسل حاضر ايران نيز عليرغم وابستگي زندگيشان به نفت، دل خوشي از تحولات و تبعاتش ندارند، چه رسد به آيندگان كه امروز هيچ بسترسازي برايشان انجام نمي شود. هيچ كس نمي انديشد كه در صورت تداوم سياستهاي امروز كشور، چه بر سر فرزندان و نوادگان ما خواهد آمد. به علاوه، در كشورمان تصور غالب آن است كه نفت و اقتصاد تك محصولي ريشه تمام نابساماني هاي ما – از استعمار گرفته تا تورم – مي باشد. در حاليكه اين ديد صحيح نيست. استعمر را منكر نميشوم ولي قبول كنيم كه از ماست كه بر ماست


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *