مدیریت دولت

به چند آمار توجه کنید – منبع نشریات اقتصادی و مباحث آقای حسن آبادی یکی از مشاوران سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور – مدرس درس مسائل روز کلاس آمادگی کنکور کارشناسی ارشد:
رشد اقتصادی کشور در سال ۸۲ ۶.۷% بوده است. طبق برنامه چهارم توسعه باید ۵.۵% در سرمایه گذاری و ۲.۵% در بهره وری رشد داشته باشیم.
نسبت هزینه های دولت به تولید ناخالص داخلی در ایران ۷۰% بوده است. تولید ناخالص داخلی سرانه ایران ۷۰۰۰ دلار است(سال ۲۰۰۳) دلار منظور دلار ۸۰۰ تومانی نیست بلکه هر دلاری که قدرت خریدش در تمام دنیا یکسان است یعنی همان دلاری که قدرت خریدش در آمریکا و ایران برابر است. نرخ ۸۰۰ تومان یا ۸۷۰ تومان ساختگی است و هیج رابطه پولی بین ریال و دلار در بازار ایران وجود ندارد چون دولت در این وسط کار را کنترل میکند.نسبت هزینه دولت به تولید ناخالص داخلی در آمریکا ۳۰% است.
به شاخص دوم توجه کنید: نسبت کل شاغلین بخش عمومی به کل شاغلین کشور در حدود ۳۳% است.
با این دو شاخص به این نتیجه میرسیم که دولت ایران دولت بزرگی است و بزرگی دولتها مانع توسعه است. مانع رشد اقتصادی ، بهره وری و اشتغال. تعداد کارمندان دولت ۲,۳۰۰,۰۰۰ نفر است.جالب تر آنکه دولت خودش آمار دقیق شرکتها و موسسات دولتی را ندارد!! راستی بدون آمار و اطلاعات میشه برنامه ریزی کرد؟ حالا برنامه ریزی هم کردیم آیا برنامه ریزی ما میتواند ما را به هدف برساند؟ راستی هدف را چطوری تعریف کرده ایم؟ بر مبنای کدام چشم انداز؟ اینکه میگوییم چشم انداز ایران سال ۱۴۰۴ راستی در تعیین اهدافمان دنیای ۱۴۰۴ را چطوری دیده ایم؟


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *