مديران اتوبوسي

شماره ۲۶۴ نشريه هفتگي كتاب هفته كه برامون پست ميشد چيز جالبي نوشته بود. با عوض شدن وزير ارشاد كل گروه كاركنان كتاب هفته هم رفتند تا گروه چديد سر كار بيايد!!!
زماني كه در دانشكده انواع مختلف تم هاي مديريتي را مثل مديريت اتوبوسي ميخوانديم با خودم فكر ميكردم كه اينها كه امروزه ديگر وجود ندارند جرا بايد بخوانيم!؟ در حاليكه اتفاق كتاب هفته يك نمونه بارز از سيستم مديريت اتوبوسي است.
اين را من خواندم و متوجه شدم ولي از اين ميترسم كه نمونه هاي مشابه اين در صدها شركت و وزارت خانه مختلف اتفاق بيفته كه به گوش كسي هم نميرسد
وقوع چنين اتفاقاتي نشان دهنده اين است كه اساسا وجود اداراتي مثل كتاب هفته ضروري نميباشد! و به راحتي ميتوان درب آن را تحته كرد. اگر چنين است چرا به آنها بودجه اختصاص داده ميشود؟
ولي اگر نه و واقعا لازمه كه چيزي شبيه كتاب هفته (نميشه بهش گفت سازمان يا اداره يا گروه) ايجاد بشه و اصولا بر اساس نياز بوده كه آن را ايجاد كرده اند و بودجه تخصيص داده شده و منابع و سرمايه و هزينه و وقت صرف كرده است آيا بايد به يكباره همه اعضاي آن را تعويض كرد؟
اين اتفاق از چند جنبه به ضرر جامعه است. يكي اينكه اگر واقعا كتاب هفته كار مهمي انجام نميدهد چرا بايد وجود داشته باشد و منابع ملي را مصرف كند؟
چرا نبايد عملكرد مديريان سابق ارزيابي شود تا مديران و مسئولان آنجا در خصوص عملكرد خود و منابع مصرفي خود پاسخگو باشند؟ مگر بودجه صرف شده طبق برنامه خاصي نبوده است؟ (كه نبوده است) پس چرا ميزان دست يابي به اهداف كتاب هفته بررسي نگرديده است؟
كاركنان آن چه بايد بكنند؟ گرچه بيشتر آنان ظاهرا در خود وزارت ارشاد شغلهايي هم داشته اند و همه يك گروه بوده اند. شايد اين طور تصور ميشوند كه بهتر است حالا عده ديگري از اين نعمت خداداد بهره مند شوند
اگر كتاب هفته در هيمن جا درش براي هميشه بسته ميشد جاي اميدواري بود ولي اگر قرار باشد مدير اتوبوسي ديگري از راه برسد و با نزديكان و اقوام و دوستان خود كار اداره كتاب هفته اي كه اساسا نه اهدافش و نه برنامه هايش و نه دست آوردهايش مورد ارزيابي قرار نميگيرند را بر عهده بگيرد اتفاق خاصي نيفتاده است و دور باطل همچنان ادامه دارد.
اگر هر مدير و مسئول امري از وزير و نماينده مجلس گرفته تا مسدول يك كار كم ارزش در يك گوشه از كشورمان نسبت به عملكرد خود و اقداماتي كه انجام ميدهد به كسي جوابگو نباشد و هيچ نهاد يا كسي عملكرد او را ارزيابي نكرده و از او در خصوص برنامه هايش و دلايل انتخاب اين برنامه سوال نكرده و نتايج را با برنامه هايش نسنجد نتيجه اش جز اين نخواهد شد.
حتما شنيده يا خوانده ايد كه رتبه كشور در زمينه فساد اداري ۱۰ رتبه بد تر شده است (از ۷۷ امين به ۸۸ امين رسيديم. پاكترينش فنلاند بوده كه رتبه ۱ داشته است). رتبه بهره وري ايران هم كه حديث مفصل خود را دارد.
فكر ميكنيد چرا وقتي انتخابات رياست جمهوري پيش آمد صدها نفر از مردمي كه نه سواد داشتند و نه تخصص و حتي با ريخت و قيافه هاي عجيب و غريب خود را كانديد رياست جمهوري كشور كردند؟ يا كانديد نماينده مجلس؟
جز اين است كه پاسخ گويي در جامعه در قبال عملكرد كمرنگ بوده و گاها وجود ندارد؟
كار سازمان بازرسي چيست؟ سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور كجاست؟
اگر واقعا من نوعي ببينم كه اگر نماينده مجلس شدم در طول دوره و در پايان دوره عملكرد من مورد سنجش قرار خواهد گرفت و در قبال مسئوليت سنگيني كه بر دوشم قرار ميگيرد توانايي من پاسخ گوي اين مسئوليت نيست آيا هرگر جرات ميكنم خود را كانديد كنم؟
وقتي رئيس مجلس در خصوص اينكه با وجود خالي بودن صحن مجلس چرا تعداد افراد كارت زده زياد است (آن هم در ايامي كه بحث تعيين صلاحيت وزيران است) نميتواند پاسخ قاطع بدهد چه بايد گفت؟ آيا سخنان او از رئيس و مسدول مجلس قابل قبول است؟
جملاتي مثل اينكه همه ما در مقابل مردم پاسخگو هستيم را همه ميگويند. همه دارند زيباتر حرف ميزنند. ولي فاصله حرف تا عمل واقعا بسيار است و جز مردان با اراده و سخت كوش كس ديگري نميتواند اين فاصله را از بين ببرد.
انتقادهايي كه از جانب رسانه ها مطرح ميشود توسط چه مرجعي رسيدگي ميشود؟ رسانه ها مگر حرف مردم را نميرسانند؟ اگر نميرسانند پس وزير مسئولش چه ميكند؟
مگر قرار است كه خود وزير تمام وقت خود را اختصاص به پاسخ دادن تلفني به مشكلات مردم كند و كار ديگري در جهت اداره كردن وزارت خانه ندارد؟ يعني ايشان يك معاون يا دستيار يا كس ديگري در نزد خود نميبيند كه اين كار را به او محول كند و از او گزارش بخواهد؟ خودش هم ميتواند گاها براي كنترل اوضاع مستقيما با مردم در تماش باشد ولي نه تمام وقت. اگر اين طور است وزارت خانه را جمع كنيد خود وزير كارها را انجام دهد. ميدانيد چند هزار كارمند در سراسر كشور دارند حقوق ميگيرند و بودجه ها مصرف ميشود كه كار مردم در سراسر كشور راه بيفتد؟
اگر واقعا كارايي ندارند بهتر است همه آنها را جمع كنيد. اگر كارايي داشتند لازم نبود وزير بگويد كه با من مستقيم تماس بگيريد تا مشكلتان را بررسي كنم. معلوم است كه كار مردم راه نمي افتد كه وزير مجبور به چنين كاري ميشود. پس اين بودجه ها صرف چه كاري ميشود؟ چز رفع مسائل جاري مردم و كشور و تلاش براي سازندگي و عمران و آبادي و رفاه اجتماعي بيشتر؟
در سال پاسخگويي هستيم يا پارسال بود؟ مگر فرقي هم ميكند!؟ پاسخگويي به چه كسي؟ چگونه؟ اصلا گيرم كسي نتوانست پاسخگوي خوبي باشد و عملكردش نشان دهنده اشتباهات فاحش و هدر رفتن بيت المال بود. آنوقت چه اتفاقي مي افتد؟

بايد بنشينيم و منتظر دست آوردها و تحولاتي كه آقاي رئيس جمهور جديد وعده داده اند باشيم. اميدوارم كمي تكان بخوريم. اميدوارم ايشان بتوانند اثر گذار باشند و مسئولان را پاسخ گو كنند

اين نوشته ها را سياسي نناميد. اينها مسائل مديريتي روز جامعه مان هستند كه من ميبينم و مينويسم


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *