محصول جديد ما راهي فروشگاههاي شهر نمونه شد

امروز محصول ما به همراه يكي از ماهر ترين ويزيتورهايمان به شهر نمونه اعزام ميشود تا اولين فيدبك و احتمالا اولين سفارش را دريافت كند.
ما كارمان را خوب انجام داده ايم. بقيه به مهارت ويزيتورم كه قبولش دارم و عوامل محيطي كه خارج از كنترل ماست مربوط ميشه.

خيلي اذيت شديم تا به كيفيت دلخواه برسيم. من خيلي تعجب ميكنم كه با اين همه پيشرفت در صنعت چاپ هنوز چاپ خونه هاي ما نميتونن اون رنگي رو كه ما ميخواهيم تو كار چاپي به ما تحويل بدن. هميشه خطا هست. هميشه.
توي اين محصول ما رنگ خيلي اهميت داره. رنگ بندي رو بايد بتونيم براي مدت طولاني بصورت يكنواخت حفظ كنيم. حالا اينكه چاپ خونه نتونسته عين رنگ نمونه ما رو در بياره رو ميتونيم يه جوري حضمش كنيم ولي اينكه همون چاپ خونه تو چاپ بعدي باز هم نميتونه عين همين چيزي رو كه خودش چاپ كرده رو تحويل بده ديگه افتضاح صنعت چاپ ايرانه. جدول رنگ پنتون اصلا مفهوم نداره. خسته مون كردن. سلفون كش هم يك ساز ديگه اي رو مينوازه و ما خلاصه خيلي خون دل خورديم تا محصولمون در كيفيتي كه ميخواهيم عرضه بشه. تامين كنندگان بعدي هم همين طور با اعصابمون بازي كردند.
در هر حال. الان محصول بيرون اومده. كارتنها امروز تحويلمون ميشن. تعداد توليد رو با توجه به اينكه محصول ما رنگي است و رنگ رو هم مشتري انتخاب ميكنه بايد متناسب با سفارش تنظيم كنيم. يك چيزي تو مايه هاي سيستم كانبان رو بايد پياده ميكرديم كه تا عملا زير فشار سفارش قرار نگيريم نميتونم بگم كه همه چيز رو درست برنامه ريزي كرديم يا نه.
از فردا تمرينات لازم رو براي افزايش مهارت بچه هاي توليد و بسته بندي شروع ميكنيم. حداكثر سه روز تا اولين سفارش فرصت داريم.

ديشب كه بالاخره جلسه توجيحي و برنامه ريزي ويزيتور تموم شد نفس راحتي كشيدم. البته استرس تازه شروع شده. تا ويزيتور برگرده و فيدبك ها رو به من برسونه نميتونم آروم بمونم.
با خودم فكر ميكردم كه چه خوب شد از تك محصولي خارج شديم. البته تك محصولي تك محصول هم نبودم. تو كار كاغذ تنها شركتي هستيم كه تك محصولي نيست چرا كه ۵ گروه مختلف كاغذ اداري رو عرضه ميكنيم ولي به هر حال تو صنعت كاغذ اداري بوديم. بايد يك چيز ديگه هم در كنار كاغذ اداري قرار ميگرفت تا پارسال كه بحران كاغذ پيش اومد برنامه ريزي هاي مالي ما به هم نميخورد . گرچه پارسال از دست دادن سرمايه كلان به خاطر فروش خارج از سقف اعتباري به يكي از فروشگاههاي خريدار محصولمون كه همه با هم پريد هم مزيد بر علت بود. ولي در كل اگر پارسال تك محصولي نبوديم مجبور نبوديم در شش ماهه دوم شرايطي رو كه فقط يك ماهش رو كاغذ داشتيم رو تحمل كنيم. فروشندگان رول ميدانند كه وقتي ما كاغذي سفارش ميديم منظورمون چه جور كاغذيه ولي پارسال كه سرمايه نقدينگي ما در دست چند نفر خوابيده بود و شركت بي پول بود حتي وقتي سفارش رول كاغذ داديم كاغذ فروش مجبور شد يك موتور سوار رو اعزام كنه كه همه بنگاههاي كاغذ رو سر بزنه تا يكي از اينجا دو تا از اونجا كلا ۳۶ رول بتونه برام فراهم كنه. شايد نتونيد تصور كنيد كه توي شركتي كه روزانه چند رول وارد ميشد تهيه كردن ۳۶ رول كه اون هم فقط در مهرماه اتفاد افتاد و بقيه سال خبري از كاغذ نبود يعني چي. اون هم تو شرايطي كه نقدينگي شركت به شدت كاهش يافته بود و بيشتر فروشندگان كالاهاي ما نتونسته بودند پولشون رواز مشتري هاشون كه عمدتا دولتي هستند بگيرند. بههر حال هر چه بود گذشت و اميدوارم امسال با اين محصول جديد بتونيم مشكلات سال ۸۳ رو پر كنيم تا تازه به شرايط سال ۸۲ برسيم. يعني ۲ سال عقب افتاديم تازه اگر اين محصول جديد خوب جواب بده.

تمرين خوبي بود براي ما تا بتونيم جلوي مشكلات بزرگتر بهتر به ايستيم. به شرط اينكه خوب درس گرفته باشيم.

حالا خوب ميدونم چرا ۳M تو همه صنعتها هست و يا چرا كمپاني هاي بزرگ چند صنعته هستند. شركت در اندازه جهاني مشكلاتش هم به همون اندازه بزرگه.
تو تيتر روزنامه ابرار اقتصادي امروز نوشته كه اقتصاد تا سال ۲۰۰۹ دولتي ميمونه. چون هيچ وقت هيچ كاري طبق برنامه نبوده يعني ۲۰۰۹ كه سهله حالا حالا بايد تو سيستم دولتي در كنار آقا زاده ها دست و پا بزنيم

اگر شما هم صاحب واحد توليدي هستيد در فكر يك فيوز براي شركتتون باشيد. تو كشور ما كه شب ميخوابيم و صبح با يك شرايط جديد تجاري-سياسي-اقتصادي مواجه ميشيم و نتايج انتخابات اونقدر مهم و تاثير گذار هستش كه همه منتظر نتايج ميمونن بايد در فكر منايع مالي ديگري هم باشيد تا اگر تجارت صنعتي خراب شد در صنعت ديگه اي بتونيد جبران كنيد. اگر هم تازه تاسيس هستين و هنوز پرسنلتون رو كامل نكردين بدونين كه يك حسابدار خوب براي شركت شما از منشي هم واجب تره. هيچ ايرادي نداره كه تلفن ها رو خودتون جواب بدين ولي از دست دادن سرمايه و عدم نظارت خيلي دقيق (روي خيلي تاكيد دارم) روي منابع مالي ميتونه شركت شما رو فلج كنه.

راستي يك خبر خوب. بانك صنعت و معدن سيستم اعتبار اسنادي ريالي راه انداخته. در مورد اين سيستم حتما خواهم نوشت ولي اگر واقعا جا بيفته و همه بانكه پشتيباني كنند ديگه مشكلي مثل از بين رفتن پول فروشنده كالا نخواهيم داشت


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *