متن مصاحبه‌اي با جناب دكتر ايرج حسابي

قسمتهای از متن مصاحبه‌ با جناب دكتر ايرج حسابي فرزند مرحوم پرفسور حسابي رحمه اللـه عليه از وبلاگ خلوت انس:

…چند شب پيش در تلويزيون از يك باستان شناس پرسيدند ايران چند ساله است، گفت: اگر ازنظر ساختمان سازی بخواهيد نگاه كنيد تپه های سيلك كاشان ۷ هزار سال تا ۱۰هزار سال، اگر ازنظر صنعت بخواهيم نگاه كنيم كوره‌های ريخته گری نطنز ۱۲ هزار سال تا ۱۶ هزار سال، آنوقت اروپائيها خودشان را ميچسبانند به يونان و مينويسند سال ۲۰۰۳، واقعاً مقايسه اين تمدنها خنده‌دار نيست؟ ولی ما قدر نميدانيم….شما اگر به طرز فوق العاده‌ای به زبان انگليسی مسلط باشيد «هملت» را كه برميداريد بخوانيد هيچ چيزی از آن متوجه نميشويد، قبول نداريد امتحان كنيد، ميرويد دانشگاه منچستر از استاد ادبيات می پرسيد، او هم هيچ چيزی نميفهمد، بايد برويد اكسفورد از استاد ادبيات قديم بپرسيد، او به استاد ادبيات جديد بگويد و بعد او برای شما بگويد تا متوجه شويد، يعنی زبان انگليسی در طول ۳ نسل تا اين حد تغيير كرده است ولی شما همين الآن ديوان حافظ را كه مال ۷۰۰ سال پيش است برداريد و بخوانيد انگار همين ديشب سروده است، شما داريد غزل ۷۰۰ سال پيش را ميخوانيد ولی كاملاً می فهميد و لذت ميبريد اما هيچيك از آثار شكسپير را نمی توانيد اين طوری بفهميد…حالا ما چقدر قدر اين زبان ارزشمند را ميدانيم؟ همين كه ميخواهيم خودمان را نشان دهيم چهارتا كلمه شكسته و بسته انگليسی قاطی حرفهايمان ميكنيم كه بگوئيم باسواد شده‌ايم، ما پسرمان ۲ سال ميرود خارج برميگردد وقتی به او ميگوئيم علی جان چطوری؟ ميگويد: حالم خوب استي مرسی(!) خب زهر مار اين چه وضع حرف زدن است؟ آقای دكتر حسابی ۳۶ سال در بهترين دانشگاههای آن طرف دنيا پيش انيشتين و ديگر دانشمندان به نام دنيا درس خواند، وقتی برگشت ايران سوار الاغ شد در بوشهر و بندر لنگه و… واژگان فارسی را جمع آوری كرد سنگ بنای فرهنگستان زبان فارسی را گذاشت تا امروز ما بتوانيم با هم فارسی حرف بزنيم ولی ما قدر نميدانيم.يكی نيست به بعضی از اين مسؤولين جمهوری اسلامی بگويد آخر گوش بدهيد ببينيد حضرت امام نازنين ما چطوری نطق ميكردند؟ ساده و بيرنگ و ريا و خيلی قشنگ و مهربان، همه مردم هم ميفهميدند، پس حالا تو چرا اينقدر انگليسی وسط صحبتهايت می پرانی؟ شهروند انگليسی اگر خيلی زور بزند ميشود ۲هزارسالش، تو ۶هزارساله‌ای!…دوست داريد يك نمونه ديگر از ارزشهای ايرانی كه خود ما آنرا نميشناسيم را برايتان بگويم؟ لابد تا به حال شما هم ديده‌ايد وقتی يك دانشجو در دانشگاههای خارج ميخواهد مدرك دكترای خود را بگيرد يك لباس بلند مشكی به تن او ميكنند و يك كلاه چهارگوش كه از يك گوشه آن يك منگوله آويزان است بر سر او ميگذارند و بعد او لوح فارغ التحصيلی را ميخواند، به ماها می گويند اين لباس و كلاه چيست؟ ميگوئيم اين لباس شيطونك است كه اينها تنشان ميكنند! اما به اروپائی يا ژاپنی و يا حتی آمريكائی ميگوئی اين لباس چيست كه شما تن فارغ التحصيلانتان ميكنيد؟ ميگويند ما به احترام «آوی سنت» پدر علم جهان اين لباس را به صورت نمادين ميپوشيم، آنها به احترام «آوی سنت» كه همان «ابن سينا»ی ماست كه لباس بلند رداگونه ميپوشيده اين لباس را تن دانشمندان خود ميكنند آن كلاه هم نشانه همان دستار است و منگوله آن نمادی از گوشه دستار خراسانی كه ما ايرانيها در قديم از گوشه دستار آويزان ميكرديم و به دوش ميانداختيم، در اروپا و آمريكا علامت يك آدم برجسته و دانش آموخته را لباس و كلاه ابن سينا ميگذارند ولی ما خودمان نمی دانيم، باورتان ميشود؟!…


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *