فیلتر شدن تلگرام، جدی است؟

فیلتر شدن تلگرام، جدی است؟

بله ظاهرا جدی است و تلاش زیادی میشود که تا پایان فروردین این اتفاق بیفتد. اینجا بخوانید:

https://www.mehrnews.com/news/4260817/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%AA%D8%A7-%D8%A2%D8%AE%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D8%AF

تکلیف این کانال چه میشود؟
اجازه دهید تجربه مشابهی را مرور کنیم:
سالها پیش، حدودا از سال ۱۳۸۳ من وبلاگ نویسی را شروع کردم. آن زمان ابزار دیگری جز ایمیل نداشتیم و وبلاگ ابزار بسیار خوبی برای ارسال مطالبی بود که مستمرا به روز میشد در حالیکه وب سایتها پر دردسر بودند و به روز رسانی مطالب کمی دشوارتر بود.
ابزارهای گوناگون و مناسبی هم برای خوانندگان وبلاگها فراهم شد که با کمک RSS کاربران توانستند روزنامه خودشانرا متشکل از چندین وبلاگ بسازند و لازم نبود هر بار همه وبلاگها را چک کنند که کدام به روز شده است و کدام نشده است.
تا اینکه بلاگر فیلتر شد.
با فیلتر شدن بلاگر، تا مدتی با ابزارهای فندق شکن! آن روزگار نوشتن در وبلاگها ادامه داشت ولی کم کم دسترسی کاربران محدودتر شد و از طرفی ابزارهای فندق شکن ادیتورهای وبلاگها را از کار انداخت و وبلاگ نویسان دیگر نتوانستند پستهای جدید منتشر کنند.
سرویسهای وبلاگ ایرانی سرشان شلوغ شد. ولی پراکندگی کاربران رونق وبلاگها را کاهش داد.
با مسائل امنیتی هم که برای وبلاگ نویسان پیش آمد و تفسیری که از انتقاد و یا اظهار نظر به براندازی میشد من شخصا قلمم کند شد و خود سانسوری های مستمر باعث شد که عملا دیگر چیزی ننویسم.
مدیریت و اقتصاد یک پایش سیاستهای کلان است و خود بخود از هر موضوع مدیریتی که حرف میزنی یک طرفش هم به مسئول رده بالایی مرتبط میشود و “امر به معروف یا نهی از منکر” در مورد این افراد تعبیر به “تشویش اذهان عمومی” یا عبارات دیگری میشود.
و اینگونه بود که وبلاگ نویسی به خاطره پیوست.
اما داستان سرویسهای پیام رسان مانند تلگرام اصلا شبیه بلاگ نیست. این سرویسها مزیت بزرگی دارند که نه وب سایت و نه ایمیل و نه وبلاگ و نه هیچ ابزار دیگری ندارد و آن هم سهولت دسترسی و دردسر کمتر در استفاده از مطالب منتشر شده است. برای استفاده از آنها هیچ نیازی به دانش دیگری نیست و حتی پدر بزرگها و مادربزرگها هم مشتری آنها هستند.
لذا من شخصا فکر نمیکنم تا زمانی که نتوان فیدخوان (جستجو کنید) را عمومی کرد – که فکر نمیکنم به سادگی میسر باشد و اگر میشد تا الان باید شده بود – و تا زمانی که ابزار مناسبتری بجز ابزار پیام رسان به کار بیاید پیام رسانها برقرار خواهند بود.
اما بین تلگرام و دیگر پیام رسانها، جدای از بحث تفاوتهای فنی، تلگرام حاوی ساعتها مطلب در فرمتهای صوت و فیلم و متن و عکس است. حذف همه اینها و مسدود کردن دسترسیها به این حجم اطلاعات مسئله قابل توجهی است و خودش یک موضوع قابل بحث است.
ترندهای گوگل در مورد ابزارهای فندق شکن! و استفاده مردم در دورانی که موقتا تلگرام فیلتر شده بود قابل توجه است.خودتان میتوانید بررسی کنید. شاید در فرصتی نمودارها را برایتان منتشر کردم و روی ترندها صحبتی را منتشر کردم.

لذا شخصا معتقدم برای رعایت حقوق مولفان و البته مصرف کنندگان مطالبم، به روند انتشار مطالب از طریق همین تلگرام ادامه دهم.

از سویی دیگر باید توجه داشته باشیم که تعیین کننده اصلی، عرضه و تقاضا میباشد.
اگر مطالب منتشر شده در هر رسانه ای جذابیت داشته باشد، مخاطب دنبالش خواهد رفت.
اگر مولفان در تلگرام به روند انتشار خود ادامه دهند قطعا بازار گرم مطالب به روز منتشر شده در تلگرام جذابیت کافی برای مخاطبی که امروزه دیگر به ابزارهای فندق شکن هم مجهز شده است را حفظ خواهد کرد.
لذا علیرغم محدود شدن دسترسی ها به این کانال، فعلا روند انتشار مطالب از این طریق ادامه خواهد یافت.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *