رشد بازارهای مکاره در زمان رکود

کسادی بازار تقریبا یک ماهی هست که شدت یافته. همه اینها در حالی است که بهای تمام شده همچنان به خاطر افزایش بهای عوامل تولید در حال افزایش است و رکود در فروش نیز هزینه های سربار را افزایش میدهد و از آن طرف هم بازار مکاره دارد رشد میکند و کم فروشی و تقلب و … تنها راه حلی است که برای بقای برخی شرکتها دیده میشود.
واقعیت این است که این بازار مکاره ها فقط زمانی که رکود ایجاد میشود رونق میابند چرا که در زمان رونق اقتصادی هر کسی اگر برسد سفارشات مشتریان خودش را به موقع تامین کند هنر کرده است و فقط در زمان رکود است که برای قاپیدن لقمه ای نان هر چیزی را به جای گنجشک رنگ میکنند تا به اسم قناری بفروشند. مخصوصا شرکتهایی که درگیر وامهای بانکی با نرخهای سود مناسب (برای بانکها البته) شده باشند که بیشتر در گیر این مسائل هستند.
ولی بالطبع موج عکس العمل این شرکتها گریبان ما را هم در بازار میگیرد تا جائیکه حتی برخی از مشتریان از ما میخواهند تا ماهم کم بفروشیم ولی به همان قیمت ارزان بدهیم.
حالا درست است که بازاریابی به ما میگوید خواسته مشتری را باید تامین کنیم ولی ما که نمیتوانیم در بسته ۱۰۰۰ عددی ۸۵۰ عدد بگذاریم و به قیمت ۱۰۰۰ عددی بفروشیم؟ اینجا بحث اعتبار و شهرت نام تجاری پیش می آید که یا باید با یک نام تجاری در پیت و البته خارجی (شبه خارجی) جنس بنجل را با تعداد کمتر عرضه کرد (کاری که دیگران هم میکند) که این روزها شیرین هم فروش میرود! یا باید بسوزیم و بسازیم و از اعتبار نام تجاریمان پاسداری کنیم.
به نظر من دومی گرچه در کوتاه مدت برایمان هزینه دارد ولی در بلند مدت و به شرطی که خوب اطلاع رسانی کنیم به نفع ما خواهد بود. حالا این وضع کی میخواهد تغییر کند خود جای بحث دارد. فعلا که داریم میریم جلو هرچند کندتر از برنامه.

با توجه به اینکه چند روزی تا پایان مهلت تسلیم اظهار نامه مالیات ارزش افزوده باقی نمانده اولین اظهارنامه خودمان را تسلیم کردیم.
تشکیلات جدایی است و اینطور که معلوم است یکسری ممیز مالیاتی جداگانه ای برای خود دارد و دردسرهای جداگانه ای.
در همین مدت هم از حوزه مالیات بر درآمد شرکتمان دو رقم به ما اعلام کرده اند با نام دو شرکت که مشتریانمان هستند. بعد از ما خواسته اند در سال ۸۶ بگردیم و پیدا کنیم که طی کدامین فاکتورها رقم اعلام شده آنها را دقیقا اعلام کرده ایم.
از شانس بد ما این دو شرکت از مشتریان خوب ما هستند و تعداد فاکتورهای طول سال آنها زیاد است. حالا ما باید یک به یک و اگر نشد دو به دو و اگر نشد سه به سه و … این فاکتورها را باهم جمع کرده تا ببنیم بالاخره رقمی که آنها اعلام کرده اند با جمع کدامیک از این فاکتورها جور در می آید!! انگار که ما بیکاریم. با ناراحتی و کمی عصبانیت در اعتراض خواستم که حداقل شما که چنین رقمی را ارائه میکنید بفرمایید که از کدام فاکتورها به آن رسیده اید تا من اسنادش را ارئه کنم که متاسفانه خود ممیز مالیاتی هم فقط به برگه ای که به دستش داده اند استناد میکند و هیچ نمیداند.

حالا این جای خود بحث ایران کد هم که جای خود دارد. با توجه به اینکه قبلا برای محصولاتمان ایران کد گرفته بودیم برای کاغذهای کاربن لس هم مدتها بود که درخواست ایران کد داده بودیم. بالاخره کدها را برای کاغذهای رول و بند کاربن لس صادر کردند ولی دیدیم که جلوی اسم آنها خورده است کاغذ چاپگر!
اعتراض کردیم و پیگیر شدیم تا اینکه بالاخره رسیدیم به اینجا که میگویند حتما باید جلوی اسم آنها بنویسیم کاغذ کاربن دار!هر چقدر اصرار کردیم که کاغذ کاربن لس درست است که عملکردش شبیه به کاغذ کاربن دار است ولی کلا تفاوت خیلی زیادی با کاغذ کاربن دار دارد و اصلا از کربن برای انعکاس مطالب استفاده نمیشود و حتی تعرفه های گمرکی متفاوتی دارند نشد که نشد تا اینکه از این بحث خسته کننده کلافه شدیم و گفتم هر چه دوست دارید خودتان تعریف کنید! هنوز هم منتظریم که تعریف کنند.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *