داستان استارباكس

ايجاد سازماني قوي و ماندگار به برنامه‌ريزي و راهبرد دقيقي نياز دارد. هيچ‌کس بهتر از هوارد شولتز از عهده اين مهم بر نيامد. وي در سال ۱۹۸۷، شرکت نابسامان استارباکس را، که دانه‌هاي قهوه را به شکل آسياب نشده به صورت خرده‌فروشي مي‌فروخت، به‌ قيمت۲۵۰۰۰۰ دلار خريداري کرد. شولتز به منظور تغيير روند اين تجارت، طرحي سازماني وضع کرد که بر کارکنان با کيفيت تمرکز داشت. هنگام خريد شرکت مذکور، هدف وي تبديل شرکتي محلي به شرکت خرده‌‌فروشي ملي بود، و به منظور تحقق اين امر به کارکنان وظيفه شناسي نياز داشت که کار مايه افتخارشان باشد و اين نگرش مثبت را به مشتري منتقل کنند.

شولتز در اصل به دنبال ايجاد مجموعه‌اي کامل و غني از مزاياي استخدام کارمندان بود که خدمات درماني، امتياز خريد سهام، آموزش، مشاوره شغلي و تخفيف در محصولات براي همه کارمندان، چه تمام‌وقت و چه نيمه‌وقت، را شامل مي‌شد. همچنين پرداخت بالاترين سطح حقوق را از ۷ دلار به ۸ دلار در ساعت پيشنهاد کرد. اکثر خرده‌فروشان مرتب در حال تغيير کارمندانشان‌اند، در حالي که شولتز هدفش را بر کارمندان ثابت و وفادار متمرکز کرد. هدف منحصر به‌ فردش بر اين مفهوم استوار بود که اگر کارمندان در موفقيت سهيم باشند، جدي‌تر و هوشيارانه‌تر کار مي‌کنند. از سال ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۳، استارباکس آنچنان رشد کرد که داراي ۱۵۶ فروشگاه، ۲۰۰۰ کارمند، و بالغ بر۷۰۰۰۰۰ دلار فروش در هفته شد.
شولتز از ابتدا متوجه اهميت بين رشد استارباکس و طرح امتيازات جاه‌طلبانه‌اش براي کارمندان شد. با توجه به اينکه بيش از نيمي از کارکنان ۲۰ ساعت در هفته کار مي‌کردند، به دليل هزينه‌هاي آموزشي و حق بيمه بالا، اجراي اين طرح مشکل بود، به ويژه اينکه به ‌ندرت سازماني پيدا مي‌شد که از کارکنان پاره‌وقت تا اين اندازه حمايت کند. با وجود اين، علي‌رغم گستردگي امتيازهاي اعطا شده، هزينه‌هاي مربوط فقط يک چهارم از هزينه‌هاي کاري شرکت را نشان مي‌داد و به کارمندان ثابت و وفادار دست يافته بود.
اين برنامه در ابتدا خسارات شرکت را دو برابر کرد و به‌ ميزان ۲/۱ ميليون دلار رساند. با وجود اين، تا سال ۱۹۹۱، فروش‌ ۸۴ درصد افزايش پيدا کرد و شرکت اولين سودهايش را به دست آورد. در سال ۱۹۹۲ اين شرکت با ۱۷ دلار براي هر سهم به ‌شرکت سهامي عام تبديل شد. در عرض پنج ماه قيمت سهام دو برابر شد. در پايان سال ۱۹۹۶ بيش از ۱۰۰۰ فروشگاه استارباکس با سود سالانه تقريباً ۳۵ ميليون دلار تأسيس شد. انتظار مي‌رفت که در پايان سال ۱۹۹۷ فروش به ۱ ميليارد دلار برسد. ثروت شولتز در شرکت تقريباً به ۷۰ ميليون دلار مي‌رسيد، هر چند ۲ سال قبل نيز بيش از ۲۰ ميليون دلار عايدي داشت.
آموزش کارمندان همچنان ادامه داشت و بخش مهمي از تداوم در توليد و خدمات محسوب مي‌شد و در نتيجه باعث شد اين سازمان بزرگ پابرجا بماند. به کارمندان همانند شرکا نگريسته مي‌شد و همه آنان در شش هفته اول استخدامشان ملزم به گذراندن پنج دروه آموزشي مي‌شدند که در مجموع ۲۵ ساعت به طول مي‌انجاميد. کارکنان در طي مدت کارآموزي با مهارتهاي ويژه‌اي آشنا مي‌شدند که سه رهنمود براي روابط متقابل کاري داشت: ۱. ابقا و اعتلاي عزت نفس، ۲. گوش دادن و پذيرفتن، ۳. درخواست کمک کردن. به ‌علاوه، اين سازمان واحدهاي آموزشي اضافي را براي تقريباً ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر در هرماه تدارک مي‌بيند. شرکا تشويق مي‌شوند که نظرهايشان را در مورد فروش، قهوه، يا شغلشان مطرح کنند. تمامي اين رشد و ثبات سازمان، بدون اعطاي حق امتياز نمايندگي به دست آمده است.
سازماني که شولتز ايجاد کرد، به کمک تبليغات و کالاهاي جديد خود و راههايي براي صرفه‌جويي توانست خلاقيت در بازاريابي را نيز اعتلا بخشد. از ۱۹۹۸ تا ۱۹۹۹ درآمد آن از ۳/۱ ميليارد دلار به ۷/۱ ميليارد دلار و سود حاصل دست‌کم به ۱۰۷ ميليون دلار رسيد که حاصل توسعه فروشگاههاست. تعداد فروشگاههاي آن تا پايان سال ۱۹۹۹ به ۲۴۹۸ باب رسيد که از اين تعداد ۲۱۳۵ باب فروشگاه متعلق به شرکت و ۳۶۳ باب آن اجاره‌اي است که ۳۴ ايالت، واشنگتن دي‌سي، پنج استان کانادا و انگلستان را تحت پوشش دارد. درآمد بعضي از اين فروشگاهها خيلي پايين است چرا که شولتر اهميتي نمي‌دهد که فروشگاههاي جديدش نزديک فروشگاههاي قبلي باشند. در ۱۹۹۹ به گسترش خط توليد خود پرداخت و چند شرکت ديگر از جمله تازو ال. ال. سي و شرکت چاي وِست کاست را هم در دست گرفت. در سال ۲۰۰۰ استار باکس گزارش کرد که هم توانسته طبق برنامه از پيش تعيين شده‌اش به پيش برود و هم درآمدش را ۳۸ درصد افزايش دهد. درآمد اين شرکت در سال ۲۰۰۰، ۲/۲ ميليارد دلار و سود حاصل ۹۴ ميليون دلار بوده است. تعداد کل فروشگاههايش نيز به ۳۵۰۱ باب رسيد که از اين تعداد ۲۶۱۹ باب متعلق به شرکت و ۸۸۲ باب اجاره‌اي است.
شولتز موقعيت را اين‌گونه شرح مي‌دهد که برنامه سازماندهي منحصر به فرد توأم با تمام کارمنداني که در اين جريان سود مي‌برند، همانند چسبي است که کارمندان را به شرکت متصل مي‌کند و در نتيجه وفاداري را افزايش مي‌دهد و از همه مهم‌تر منجر به ‌تشويق خدمات‌رساني مطلوب به مشتري مي‌شود و اين عوامل در درازمدت در افزايش رشد و منافع مالي نقش بسزايي داشته‌اند.

برگزيده از کتاب “کارآفريني” نوشته “هيستريچ” ترجمه دکتر فيض‌بخش و دکتر تقي‌ياري – نقل از كاراد


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *