جدا بودن چرخه عمر محصول از نام تجاري – برند

در اين پست قصد ندارم از چرخه عمر محصول PLC (Product Life Cycle) صحبت كنم. در اين خصوص در كتابهاي بسياري ميتوانيد مطالب بسيار تكميلتري را مطالعه فرماييد.
آنچه قصد دارم در اين پست به آن بپردازم نقطه نظر من در خصوص جدا بودن منحني عمر برند (نام تجاري)BLC (Brand Life Cycle) از منحني عمر محصول است. چون در بسياري از كتابها مطرح ميشود كه عمر نام تجاري با عمر محصول يكي است و من در اصل در اين پست به نقض آن خواهم پرداخت.
نمودارها را خودم با دست كشيده ام لذا دقت كافي ندارند و روي شيبهاي آن حساسيت زيادي به خرج ندهيد. ضمنا بدليلي كه خودم هم نميدانم شرح محور عمودي كه ميزان فروش است در هيچكدام ديده نميشود. شما در نظر داشته باشيد

چرخه عمر محصول به طور كلي چيزي شبيه به شكل زير است. به عبارتي محصول همواره چهار مرحله عمر را طي ميكند. مرحله اول كه مرحله معرفي محصول به بازار است و معمولا فروش بسيار كم است. بعد از اين مرحله محصول كم كم شناخته شده و عده بيشتري نيازهايشان را از طريق اين محصول برطرف ميكنند و حجم فروش با در زمان كمتري افزايش ميابد (سرعت رشد فروش زياد است)

ولي منحني عمر يك برند ميتواند به شكل زير باشد. به عنوان مثال ميتوان منحني عمر نام تجاري سوني را مثال زد كه با نو آوري و ايجاد محصولات جديد سعي ميكند قسمت بلوغ برند خودش را طولاني تر كند و اين حالت را حفظ كند و نگذارد فروش برند كم شود. اين كار ميتواند ماحصل فروش چندين محصول در چندين گروه كالاي مختلف در چند كشور مختلف باشد. به هر حال به محض اينكه منحني عمر محصولي به قسمت كهنسالي نزديك ميشود با ايجاد يك محصول جديد و يا نو آوري در آن محصول سعي ميكند سن بلوغ محصول را طولاني تر نموده و يا حتي با جايگزين نمودن محصولي كاملا جديد به همان بازار عمر بلوغ برند خود را طولاني تر كند و از نزديك شدن منحني عمر برند به مرحله كهنسالي جلوگيري نمايد. نتيجه همان چيزي خواهد شد كه در شكل زير برايتان رسم نموده ام.

فرض ميكنيم شركت يك محصول دارد و تحت يك برند آنرا عرضه ميكند. طبق شكل زير اگر خط چين آبي را منحني عمر برند در نظر بگيريم كاملا با منحني عمر محصول منطبق خواهد بود

ولي اگر اين شركت دو برند براي يك محصول داشته باشد مثلا كاغذ فتوكپي را كه از هر لحاظ يكسان هستند را با دو نام تجاري مختلف A و B عرضه نمايد در آن صورت به شكل زير خواهيم رسيد. همان چيزي كه فكر ميكنم اثبات ادعاي من باشد.

همانگونه كه در شكل فوق ملاحظه ميكنيد اگر نقطه چين آبي را منحني عمر محصول A و نقطه چين سبز را منحني عمر محصول B در نظر بگيريم ملاحظه ميشود كه عليرغم اينكه منحني عمر محصول (خط قرمز) حاصل جمع دو خط زيرين است (كل فروش محصول ما برابر است با جمع فروش تك تك برندهايمان) ولي يكي از برندها زودتر از مرحله رشد به بلوغ رسيده و رشد كمي داشته است در حاليكه محصول با منحني عمر خط سبز در زمان رشد خود فروش بيشتري داشته است
در اين نمودار چنين فرض شده است كه هر دو محصول همزمان با هم از مرحله رشد گذر كرده و به مرحله بلوغ رسيده اند ولي در حالت واقعي ميتواند به صورت شكل زير باشد:

يعني محصول ما (فروش كاغذ) در زماني كه با خط قرمز مشخص شده است، برند A ما در زماني كه با خط آبي مشخص شده است و برند B ما در زماني كه با خط سبز مشخص شده است مرحله رشد را تمام كرده و وارد مرحله بلوغ خود شده اند.
برندها در بازارها در جنگهاي تجاري عمرشان را از دست ميدهند. مثلا در جنگ تجاري برند شركت ديگري ممكن است برند A ما زودتر عمر مرحله رشدش را طي كند و زودتر هم به كهنسالي برسد و از بين برود ولي منحني عمر محصول به پيشرفت تكنولوژي و نو آوري بستگي دارد.

لطفا اگر به نظر شما اين نظر غلط است با من در ميان بگذاريد. به زودي نسخه كامل اين پست در قالب مقاله اي در يكي از مجلات مديريتي چاپ خواهد شد. بنابر اين نقطه نظر شما بسيار برايم ارزشمند است


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *