توافقم با سازمان جدید

به روزهای پایان سال نزدیک میشویم. با نیمچه تعطیل شدن مدارس خیابانها کمی خلوت تر شده است و برعکس آن مسیرهای منتهی با بازار و مراکز خرید شلوغتر.
در این میان فقط آرزو میکنم هیچ مردی زیر بار سنگین مخارج و هزینه ها پیش همسر و فرزندانش شرمنده نشود و بتواند هدیه مناسبی برایشان تهیه کند و از عهده مخارج روز افزون بر بیاید. متاسفانه گرانی در چند روز اخیر شدت یافته است. برای خرید کامپیوتری برای مطب برادرم متوجه شدیم که بسیاری از کسبه با تلقی اینکه قیمتها از ابتدای سال آینده افزایش چشمگیری خواهد داشت از فروش برخی کالاها خود داری میکنند.
چند سال قبل چنین صحنه ای را تجربه کرده ام. قیمتهای ماشین های اداری روز به روز و حتی چند ساعت به چند ساعت افزایش پیدا میکرد. فروشنده بازنده بود. چون برای خرید همان کالایی که فروخته است باید پول بیشتری می پرداخت.
ولی به هر حال این وضعیت با توجه به اینکه معیشت افراد را به خطر میاندازد زیاد دوام نیاورد و بالاخره رشد قیمتها به سقف رسید و متوقف شد. به عبارتی عرضه و تقاضا در قیمتی به توافق رسیدند.
اینبار ولی ایام تعطیلی و مصادف شدن این قضیه با ابتدای سال که همیشه برخی نرخهای جدید در بنزین و تعرفه آب و گاز و برق و حتی هزینه سفر (بلیط اتوبوس و هواپیما و … نرخ تاکسی ها) و … اعمال میشود کمی فرق میکند و ممکن است به تورم شدیدی در ابتدای سال دامن بزند. امیدوارم که اینگونه نشود

مطب برادرم هم قرار است در ایام تعطیل کارهای تعمیرات و نقاشی و ساختمان و نصب تجهیزاتش انجام شود و به مبارکی از ابتدای سال کارش را شروع کند.
خبرش را برایتان خواهم نوشت. بدلیل آنکه عضو هیئت علمی دانشگاه آلمان است و نیز چون جزو ۸ نفری است که باید در سطح بین المللی به گسترش این دانش از طریق تدریس در دوره های آموزشی تخصصی و کارگاههایی که از طرف دانشگاه برای دندانپزشکان در سرتاسر جهان برگزار میگردد کمک نمایند و نیز به خاطر همکاری در کلینیک تخصصی لیزر دانشگاه آلمان در امارات نیز همکاری نماید شاید همیشه در مطب نباشد. ولی باید کارها را طوری تنظیم نماید که همه چیز در جای خودش به خوبی پیش بروند و به مطبش هم خوب برسد.

توافق من نیز برای همکاری با شرکت بدرسان الکتریک نماینده انحصاری محصولات مولینکس و لوازم خانگی توشیبا و کروپس با سمت مدیر ارشد فروش حاصل شد و از ابتدای سال نو و بعد از تعطیلات همکاری من با آنها رسما آغاز خواهد شد.
وظیفه من افزایش فروش است. البته یک دپارتمان با کلی پرسنل و شعب و نیروهای فروش گسیخته از هم را باید از نو سازمان دهم.
فکر میکنم بیشترین زمانم صرف سازماندهی مجدد با توجه به آنچه در دست دارم و آنچه باید داشته باشم گردد ولی پتانسیل بسیار زیادی برای افزایش بازار وجود دارد که امیدوارم در زمان اندکی به نتایج مطلوبی برسم. خلاصه که رقبا دوستانه برید کنار که دارم می آیم.

خیلی دوست داشتم مشکلات و موفقیتها را برایتان اینجا شرح دهم ولی عملا به دلیل حفظ مصالح سازمانی از این کار خودداری خواهم کرد و شاید فقط مثل گذشته به مباحث مدیریتی بپردازم

به هر حال سال جدید را در سازمانی جدید آغاز خواهم کرد.
فردا آخرین فرصت برای بازنگری توانمندی های کارکنان خوبم است تا مطمئن شوم کاملا به کارها آگاه هستند. خوشحالم که در این مدت توانسته ام از کارکنانم افرادی بسازم که امروز بتوانم شرکت را به آنها بسپارم.
شاید بزرگترین موفقیت من همین باشد


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *