تئوري آشوب

توصيه علوم نيوتني به مديران اين بود كه: اگر مي‌خواهيد بمانيد و اگر مي‌خواهيد سازماني موفق داشته باشيد بايد در انديشه حفظ ثبات صنعت، سازمان و سيستم باشيد. يعني اگر طبيعت، بحران اجتماعي، بحران اقتصادي و يا هر شرط و عامل ديگري خواست سيستم و سازمان شما را از حالت ثبات خارج كند، وظيفه و نقش شما به عنوان يك مدير و رهبر سازمان و واحد توليدي يا خدماتي اين است كه نگذاريد ثبات موجود به هم بريزد و اگر بهم ريخت، بكوشيد هر طور شده مجددا ثبات و تعادل را به آن سازمان يا واحد برگردانيد.
اما جيمز گيلك و بعداز او انديشمنداني نظير روگرلوين در كتابي تحت عنوان «پيچيدگي: علم نوظهور در لبه نظم و آشوب» با طرح نظريه «آشوب، يك علم جديد» چشم‌اندازهاي جديدي را از واقعيت‌هاي جديد، به دنيا مخصوصا دنياي اقتصاد و صنعت نشان دادند. اينان با تئوري آشوب و تئوري پيچيدگي سازماني كه نتيجه و زاييده تغييرات و تازه‌هاي دانش بشري و تغييرات محيط و روابط، كاربرد علوم نيوتني را به بايگاني بردند به آنها نشان دادند و ثابت کردند كه اگر مي‌خواهيد بمانيد و اگر مي‌خواهيد صنعت يا سازماني موفق داشته ‌باشيد بايد در انديشه تغيير صنعت، سازمان و سيستم باشيد.
تئوري آشوب داراي پايه‌هايي مانند اثر پروانه‌اي (Butterfly Effect) خودسازمان‌دهي(Dynamic Adoptation) يا سازگاري پويا، خودمانايي (Self Similarity) يا خاصيت هولوگرافي و جاذبه‌هاي عجيب (Strange Attractors) مي‌باشد كه پرداختن به هر موضوع فضا و زمان زيادي را طلب مي‌کند. شايد در آينده فرصت پرداختن به پاره‌اي از آنها را بيابيم وليكن اين نكته مهم در تئوري آشوب به صورت برجسته خود را نشان مي‌دهد كه يك تغيير جزئي در شرايط اوليه مي‌تواند تغييرات اساسي و شديدي را در پيش‌بيني و نتايج ايجاد کند. اين تئوري (تئوري آشوب) مي‌گويد در تمامي‌پديده‌ها، نقاطي وجود دارند كه تغييري اندك در آنها باعث تغييراتي عظيم مي‌شود.
البته اميدوارم برداشت پاره‌اي از دوستان از تئوري آشوب اين نباشد كه همه چيز را بهم بريزيم و يا در شرايط بهم ريخته انرژي‌مان را صرف سر و سامان دادن به‌هم‌ريختگي‌ها کنیم. در شرايطي كه قانون تجارت قديمي‌شده در دست بازنگري است قانون تجميع عوارض كه به جز بازدارندگي هيچ خاصيت وجودي خود را بروز نداده‌است و قانون ماليات بر ارزش افزوده بي‌برنامه و بي‌ابزار در حال رخ نمايي تدريجي است، و در وضعيتي كه بحث لزوم بازنگري در قانون كار از مدت‌ها پيش مطرح است، در شرايطي كه گردش نقدينگي در بدنه اقتصاد به حداقل رسيده و در روزگاري كه ميزان‌الحراره اقتصاد يعني بورس دچار كندي و از كارافتادگي شده‌است و در حالي كه بودجه‌هاي عمراني به كندي از راه‌باريكه‌هاي تغيير شبكه مديريتي كشور عبور مي‌كند و برنامه‌هاي عمراني در چنبر ترديدها و اختلاف نظرها دست به دست مي‌شود، نگراني‌هاي گوناگون بر زير سيستم‌هاي اقتصادي كشور به ويژه در مقوله صنعت سايه افكنده‌است، با كدام تئوري مدون و تجربه شده مديريتي مي‌توان از اين همه آشوب راه به ساحل نجات برد. تئوري آشوب تغيير در بخشي از سازمان و سيستم را توصيه مي‌کند و مسلما درهم‌ريختگي كل سيستم مطلقا مورد نظر آقاي جيمز گيلك نبوده‌است. خداي ناكرده برداشت ناوارد نکنیم. هرگونه تغيير در جهت دستيابي به شرايط بهتر را نيز مي‌بايد در فضاي مملو از آرامش و امنيت ايجاد کرد در غيراين صورت اقدام به تغيير در جو پرتنش و متزلزل نتيجه عكس مي‌دهد … .
اميدوارم مسوولان و برنامه‌ريزان با لمس و درك شرايط حاكم بر بدنه اقتصاد راهكارهاي لازم براي خروج از اين بحران جدي را با دعوت از متخصصان و تجربه‌دارهاي مقوله تجارت و صنعت و استقبال از همكاري تشكل‌هاي صادق و مسوول در كوتاه‌ترين زمان ممكن به كار برند. به اميد روشن شدن تدريجي افق براي فعاليت كارآفرينان عاشق به آباداني و سرفرازي ايران كهن و بزرگ … .
احمد پور فلاح – روزنامه دنياي اقتصاد ۲۷ اسفند ۸۴


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *