بد زمانه ای شده است

عجب دوره و زمانه ای شده است.
بشتر مردم به یکدیگر به راحتی و بدون کوچکترین وجدان دردی دروغ میگویند، حق دیگران را پایمال میکنند و …
یکی از دوستانم (مرد) به دلیل اختلاف خانوادگی تصمیم به جدا شدن از همسرش گرفته بود. وکیلی اختیار کرد که اتفاقا هم همسایه بود و هم از دوستان بسیار نزدیک.
چرخ چرخید و نظر این دو عوض شد و به خوبی و خوشی دوباره کانون خانواده شان گرم شد.
خانم دوستم تعریف میکرد که چطور وکیلش از او حق مشاوره میگرفته است تا بر علیه موکلش به او راه نشان دهد!!!

دختر یکی از دوستانم بعد از ۷ سال آشنایی با پسری و همراهی و همدردی های فراوان در طول این مدت به منظور ساپورت مالی جهت ساخت و تجهیز منزل مشترک و خرید اثاثیه و … و برقرار شدن مراسم خواستگاری و تعیین زمان عروسی و … متوجه شده است که آقا نه تنها در اداره ای که ادعا میکرده است کار نمیکند بلکه خانه ای هم در حال ساخت نبوده و همه اثاثیه ای هم که خریداری میشده مستقیما به فروش میرفته و همه اینها فیلم بوده است که هیچ، متوجه شده است که این آقا مدتهاست که همسر و فرزند دارد و مادرش هم با او همدستی میکرده است و … خلاصه شوک اندر شوک.

شریکی بدون توجه به هیچ چیزی به راحتی آب خوردن سند کارخانه شریکش را برای دریافت وام چند صد میلیونی گرو میگذارد و نمیتواند اولین قسط را بدهد و بانک همه اموالش از جمله کارخانه را تصاحب میکند. شریک بیچاره شانس آورد که خانه و دفتری داشت که بتواند از نو حرکت کند. به نظر من خیلی شانس آورده است.

راننده تاکسی به من تعریف میکرد که چگونه برادرش منزل پدرش را بدون اطلاع دیگران فروخته و پدر و مادرش را بی خانمان کرده است

واقعا ما را چه شده است؟

مطالب خوبی نبود. ولی بود که نوشتم. دارم به این موضوع فکر مینم که آیا بعد از این باید هر کسی که با من صحبت میکند را بپایم که ببینم از چه جهتی میخواهد از من منفعت ببرد و سرم کلاه بگذارد؟
اینطوری به نظرم نمی شود زندگی کرد.
اینطور رفتار کردن زنگی کردن نیست.

به هر حال برای تنوع هم که شده مطالبی که حسین امامی عزیز گلچین کرده است را حتما بخوانید. بخصوص این مطلب را.

فیدبکهایی که از چهارمین دوره آموزشی قیمت گذاری گرفتم حاکی از آن است که بر خلاف آنچه شرکت کنندگان دوره سوم درخواست داده بودند اصلا نباید اسلایدهای پر محتوی ارائه داد. شرکت کنندگان دوره های قبلی از این شکایت داشتند که اسلایدها خیلی تیتروار است و آنها نمیتوانند بعدا مراجعه و استفاده کنند.
شرکت کنندگان این دوره پر مطلب بودن اسلایدها را عامل کسالت جلسه می دانستند. خود من هم به نوعی اسیر اسلایدها شده بودم آزادی بیان نداشتم. چون حواسم به این بود که گفته هایم با اسلایدها تفاوت نداشته باشند. منظورم تفاوت محتوی نیست بلکه تفاوت آیتم است.
به هر حال به این نتیجه رسیدم که دو ورژن داشته باشم. یکی برای ارائه یکی برای مطالعه شرکت کنندگان. گفتم به شما هم بگویم که در جریان باشید و از این تجربه استفاده کنید

شنبه برای شرکت رجا سمینار یک روزه ای که شرکت صدرا سیستم در خصوص ارزیابی واحدهای خدماتی برایشان تدارک دیده است را ارائه خواهم نمود. معمولا سمینارهای مدیریت خدمات من برای حضار بسیار جذاب است.
دوره تفکر سیستمی هم که جای خود دارد.
در فکر این هستم که این دوره تفکر سیستمی را به مباحثی از تئوری بازی ها که به نوعی در یک راستا هستند ترکیب کنم. به نظرم تئوری بازی ها کلا مثال خوبی از نوعی نتیجه عملی و مثال بارز و قابل لمس تفکر سیستمی است.
از دوست عزیزم افشین حقیقی خواهش کرده ام که ارائه آن بخش را بر عهده بگیرد. داریم روی این موضوع فکر میکنیم. از نتیجه با خبرتان میکنم. ارزشش در این است که یک کار مشترک خواهد شد.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *