آخرین روز کاری و نتایج عملکرد اقتصادی

پایان سال هم فرارسید. گزارشان مالی شرکت چنگی به دل نمیزند. فقط در سه ماهه اول سال خوب کار کرده ایم که یک ماه اول آن هم تعطیل بوده است. بقیه را دائما با مشکلات مختلف سرو کله زده ایم تا اینکه سال را به پایان رساندیم.
سال ۸۴ برای شرکتم بسیار حیاتی است. مجبورم نظم مالی خاصی برای وصول مطالبات ایجاد کنم که به فروشمان نیز لطمه نزند. در این مدت تعطیلی فرصت خوبی دارم تا در کنار دید و بازدیدها و سفری چند روزه به دیار عیال مربوطه بتوانم پازل سیاستها و برنامه های سال ۸۴ شرکتم را تکمیل کنم.
سال ۸۳ به من یاد داد که روی هیچ چیزی نمیتوان حساب کرد. من عادت دارم معمولا برنامه حمایتی هم ترسیم میکنم که اگر برنامه اصلی مشکل داشت برنامه حمایتی را اجرا کنم ولی سال ۸۳ به من نشان داد که هیچ چیزی واقعا در این مملکت قابل پیش بینی نیست و اصلا برنامه و سیاست گذاری هیچ مفهومی ندارد. باید موج سواری رو آموخت.
چشم دولت روشن. عدالت اقتصادی و اجتماعی ما به شدت مخدوش است. نگاه کنید به تورمهای ۱۵ سال اخیر که به حد ۵۰ درصد رسیده است. چگونه میتوان عدالت اجتماعی را در جامعه ای اسلامی هدف گرفت و تورم ۵۰ درصدی را به مردم تحمیل کرد؟ چه شکافهای طبقاتی که از تورم بوجود نمی آید و ظلم و بی عدالتی هایی که تحمیل نمیشوند؟
مقایسه کنید فاصله تورم در اقتصادمان را با ۶ کشور خلیج فارس که تنها با متوسط تورم ۳/۱ درصدی زندگی میکنند و اکنون به شکوفایی رسیده اند.
نگاه کنید به فاصله درآمدی ۱۸۰۰ دلاری یک ایرانی با یکی از ساکنان شش کشور خلیج فارس که نزدیک به ۲۵۰۰۰ دلار است.
نگاه کنید به فاصله واحدهای اقتصادی مان با یک نمونه واحد اقتصادی در هر کجای دنیا و مقایسه مشکلات سر راه واحدهای ما و آنها
نگاه کنید به فاصله های تکنولوژی ، کیفیت ، کمیت ، بهره وری ، مدیریت و سایر شاخصهای اقتدار اقتصادی. میزان اشتغال مولدمان را نیز به یاد داشته باشید
در اجتماع هم مردم از یکدیگر دور ترند و هر روز فاصله ها زیادتر میشود چرا که به یکدیگر اعتماد نداریم. در بسیاری از جوامع در اولین برخورد احساس برائت میشود و همه بی گناه انگاشته میشوند ولی در کشور ما غالبا در اولین ملاقات ، در این فکر هستیم که فردی که تو را میبوسد در ذهن خود طناب دار تو را محکم میکند. همسایه از همسایه دور است ، کاسب از کاسب و کاسب از مشتری. اقتصاد بیمارمان بیمار مانده و نه تنها آن را مداوا نکرده ایم بیمارتر نیز شده است. از نفت به عنوان دارویی برای اقدام پیشگیرانه استفاده نکردیم بلکه آنرا به عنوان مسکنی که کمی درد را تسکین دهد بکار بردیم.
دیوان سالاری ، دولت مداری ، بی انظباطی های مالی ، فساد ، تخصیصهای ناکارا ، جهش واردات به جای جهش صادرات ، فرار مغزها ، فرار سرمایه ها و هزاران درد دیگر اقتصادمان را بیمارتر کرده است. حتی نیروی انسانی ما در حال ضعیف شدن است و مهارتهایش کمتر میشود.
در نظر سنجی که ماهنامه اقتصاد ایران انجام داده ۹۲ درصد مردم از سیاستهای اقتصادی دولت ناراضی هستند.

چند روزی هنوز مونده. خیابانها هنوز شلوغ هستند. دم برای خانمها غنیمت است.
امیدوارم جیب همه مردم به حد نیازشان پر از پول باشه و هیچ کسی دست خالی بر نگرده و همه بتونن با لباسهای تازه و سفره های رنگین و پر نعمت از میهمانانشان پذیرایی کنند و هر چقدر خواستند سیاحت کنند.


از اینکه برای خواندن این پست وقت صرف کردید سپاسگزارم
خواندن کامنتها، یادداشتها و نقطه نظرات شما شیرین ترین لحظات مرا در این وبلاگم شکل میدهد
لطفا نقطه نظرات خود را در خصوص این پست برایم بنویسید.
برای اشتراک مطالبم روی این تصویر کلیک کنید

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *